به حرف من گوش کن


+ پروژه ایرانیکا در چنگال صهیونیسزم

پروژه ای که بودجه آن یک و نیم برابر بودجه تصویب شده گنگره آمریکا برای براندازی می باشد







ایرانیکا مجموعه دایره المعارفی است که توسط مرکز آمریکایی ایرانشناسی در حال تدوین است ؛  دولت آمریکا ، سازمان سیا  و موسسات وابسته و تعدادی از روشنفکران فراماسون سعی در معرفی آن  به عنوان مرجع  فرهنگ و تمدن ایرانی دارند و تالیف آن بدون تردید یکی از اقدامات بنیادین غرب  برای مقابه با ارزش های  اسلامی – ایرانی است و در راستای تهاجم فرهنگی  و جنگ نرم صورت می گیرد.
دایره المعارف  ایرانیکا  با توجه به هزینه کلان  انجام شده  برای آن  بعد ها به صورتی به ظاهر موجه به صورت اثری ماندگار باقی می ماند تا تاریخ و فرهنگ آنگونه که صهیونیست ها و آمریکایی ها  می خواهند نقل گردد و روایت شود .
 از دویست  و  و هفتاد و نه نفری که در تهیه  جلد اول این مجموعه فعال بوده اند دویست  و سی و یک نفر آنها آمریکایی  و فقط سی  و هشت نفر ایرانی  بوده اند.
امریکا  و صهیونیسم  برای "تحریف نامه ی ایرانیکا" سرمایه گذاری کلانی را انجام داده اند و برای آن تیم های بسیاری  را تدارک دیده اند که  مدیریت این تیم ها بر عهده  احسان یارشاطر مشاور بنیاد  فرهنگی  پهلوی ، استاد  اسبق دانشگاه تهران ؛ پیرو فرقه ضاله بهائیت و عضو لژ فراماسونی "مهر" و  عضو فعلی کلوپ روتاری  "رنچو پارک" لوس آنجلس است. از ویژگی های لژ مهر حضور استادان  علوم انسانی  بود که فعالیت خاصی را در کم رنگ کردن تاریخ و ادبیات ایران  و اسلام  و بزرگ نمایی  فرهنگ شرک آلوده  قبل از اسلام بوده است.
اما در تالیف ایرانیکا،  احسان یار شاطر همواره از پیروان فرقه بهائیت مدد جسته و  از این طریق سعی در  بکار گیری  اصطلاحات  و الفاظ فارسی  رایج در میان  بهائیان  داشته است.
وی  در فصل نامه ره آورد، می نویسد: " ایران سرزمین دین ها  و دین آوران است  و تنی چند از  نام آورترین دین آوران  جهان  همچون زرتشت  و مانی  و باب  و بها از این سرزمین برخاسته اند."
دولت آمریکا به احسان  یار شاطر  و تیم  های طرفدار  ایرانیکا به عنوان  ژنرال های  مهاجم  فرهنگی  می نگرد،  طوری که هزینه ایرانیکا  35 میلیون دلار براورد شده است  که بیش از یک  ونیم  برابر  بودجه بیست میلیون دلاری  کنگره آمریکا برای  ایجاد اغتشاش  سیاسی  اجتماعی  در ایران  است. اما ظاهرا بودجه  پروژه ایرانیکا  از سه محل تامین  می شود  ؛ بنیاد  علوم انسانی  دانشگاه کلمبیا؛  موسسات  و افراد  فرهنگدوست ایرانی!! و در نهایت دولت آمریکا و کنگره .  هزینه های جاری  محل کار نیز  بر عهده دانشگاه است. یکی از اعضای بنیاد کیان اظهار می دارد دانشگاه کلمبیا تحت نظارت سازمان سیا قرار دارد.
بنیاد ملی  علوم  انسانی در آمریکا یک موسسه فدرال است اما از شرایط کمک آن  به ایرانیکا  وادار ساختن  ورود سایر  ایرانی ها به  تیم حامی  این  مجموعه است؛ تیم  ایرانی علیرغم اینکه به ظاهر باید عهده دار بخشی از هزینه باشد تنها به ظاهر در این امر مشارکت می کند زیرا که  کمتر ایرانیی آماده همکاری با سازمان های  جاسوسی برای تحریف تاریخ مرز و بوم خود می باشد!
از  موسسات ایرانی  حامی  ایرانیکا  می توان بنیاد  "محوی"  متعلق  "ابوالفتح محوی" و بنیاد مطالعات ایران  و عناصر غارتگر بیت المال  و بهائی  مانند اسکندر  ارجمند ؛  ثابت پاسال و  بخشی از افرادی که عنوان هنرمند را یدک  می کشند مانند عارف خواننده آبله گون  و  شهلا سرشار  و انوشیروان روحانی از  بهائیان  ومطربین  و افراد فاسد و  منحط رژیم گذشته  و از لوس آنجلسی های فعلی  نام برد.
***
گردهمائی کانون دوستداران دانشنامه ایرانیکا !!؟پانزدهم فوریه 2007 (۲۶ بهمن) و با حضور احسان یار شاطر در دبی برگزار شد. سیمین بهبهانی، عضو  کانون نویسندگان و انوشیروان روحانی از کارگزاران موسیقی رژیم پهلوی  و عارف خواننده از  کسانی که در جنگ تحمیلی  فعالیت وسیعی علیه دفاع مقدس داشت از دیگر شرکت کنندگان این همایش بودند. دانشنامه ایرانیکا گسترده ترین اثر معاصری است که در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران به روایت  و سفارش صهیونیست ها  و امریکایی ها  گردآوری شده است تا تاریخ  ما  آنطور که خواسته غرب است نوشته شود. 

 



تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ درخواست صهیونیستها از سیدحسن‌خمینی

alt
کاربران سایت سایت صهیونیستی بالاترین (متعلق به منوشه امیر)  که این روزها حال و روز خوشی ندارند و پس از دوسال از فتنه 88 هنوز در کما به سر می برند درخواست جالبی را از سید حسن خمینی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی کردند .

نهضت سبزنبوی به نقل ازصراط نیوز برخی از کاربران این سایت ضد انقلاب از حجت الاسلام حسن خمینی خواسته اند تا جهت اثبات حقانیتش! به ملاقات بهروز جاوید تهرانی یکی از زندانیان سیاسی برود .

این درخواست بالاترینی ها با ناسزاگویی به نوه امام راحل همراه بود .
 
بهروز تهرانی از جمله زندانیان سیاسی است که از وقایع کوی دانشپاه به بعد بارها به زندان رفته است .
 
 
گفتنی است اعلام برائت نکردن سید حسن خمینی از فتنه گران این امید را در آنها زنده نگه داشته تا علیرغم بی احترامی به وی از او درخواست ملاقات از یک زندانی سیاسی بدنام را نمایند .

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ روابط جنسی آزاد در یکی از عرفان‌های دروغین

روابط جنسی آزاد در یکی از عرفان‌های دروغین
http://www.alborznews.net/files/fa/news/1389/2/20/10801_599.jpg
اخیراً تبلیغات وسیع و گسترده‌ای از عرفان وارداتی چینی به نام "فالون دافا" در شهرستان کرج در حال افزایش است و طرفداران این عرفان با توزیع کتاب "فالون گونگ"، جزوات و لوح فشرده به دنبال گسترش این فرقه هستند.
به گزارش شبکه ایران به نقل از جوان‌آنلاین، تبلیغ برخی عرفان های دروغین و وارداتی در برخی شهرستانها افزایش یافته است و در همین راستا فرقه فالون‌دافا از طریق سایت‌های اینترنتی نیز در حال تبلیغ است.

از اعتقادات این فرقه این است که این آیین مالکیت شخصی را حرام نموده و به مالکیت عمومی اعتقاد دارد.

فالون دافا می‌گوید: مردان مالک همه زنان و زنان مالک همه مردانند و مرد حق ندارد همسرخود را از عشق و معاشرت با مردان دیگرمنع نماید و بالعکس و به دنبال آن ترویج کمونیسم جنسی در این فرقه به وضوح دیده می‌شود به همین دلیل بسیاری از زنان آمریکایی و یهودی به این فرقه شیطانی روی آورده‌اند.

تمرینات وحرکاتی که در این فرقه انجام می‌گیرد به دلیل ناآگاهی عمومی و شباهت زیاد به ورزش‌های رزمی مانند کونگ فو و ووشو حساسیتی را در مردم عادی به وجود نیاورده و برخی از مردم از روی ناآگاهی به این فرقه پیوسته‌اند.

گفته می‌شود در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است که با یک حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته‌ای 2 فرقه!

گفتنی‌ست، حجت‌الاسلام سلیمی نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی چندی پیش طی سخنانی گفته بود: دشمنان با طرح عرفان‌های دروغین و مکاتب غیردینی، دین و اخلاق جامعه را هدف گرفته‌اند و ضروری است که صدا و سیما در این زمینه نیز روشنگری کرده و مردم را نسبت به این اقدامات آگاه کند.


 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ انتخابات مجلس، فرصتی برای براندازی نظام است

دستورالعمل ویژه یک موسسه ضد ایرانی:

http://mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/3/17/71240_662.jpgموسسه ای که در زمینه آموزش مبارزات بدون خشونت (براندازی خاموش) فعال است، به تازگی دست به انتشار جزوه ای آموزشی به منظور براندازی جمهوری اسلامی در شرایط انتخابات مجلس سال جاری نموده و در این جزوه سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان انتخابات را تبدیل به کارزاری علیه حکومت کرد؟

نهضت سبز نبوی به نقل از مشرق، موسسه ای که در زمینه آموزش مبارزات بدون خشونت (براندازی خاموش) فعال است، به تازگی دست به انتشار جزوه ای آموزشی به منظور براندازی جمهوری اسلامی در شرایط انتخابات مجلس سال جاری نموده است.

این موسسه بنا به اعتراف خود، قصد دارد با فعال سازی ظرفیت های جامعه مدنی و آموزش مبارزه بدون خشونت در ایران، از انتخابات مجلس در اسفندماه سال 1390 به عنوان فرصتی مناسب برای براندازی جمهوری اسلامی بهره ببرد. چراکه طبق یکی از اساسی ترین آموزه های این موسسه، در بسیاری از حکومت ها، معترضین صرفا در زمان انتخابات موفق به تغییر و براندازی نظام ها شده اند.

در این جزوه آموزشی آمده است: با اشاره به تجربه کشورهایی که تاکنون موفق شده اند در شرایط انتخاباتی، حکومتهای خود را پایین کشیده یا آنها را وادار به تسلیم کنند، این جزوه می کوشد تا نشان دهد که حکومتها در مقابل انتخابات منفعل و ناتوانند.

همچنین موسسه مذکور در توضیحات این جزوه آموزشی آورده است: این موسسه با توجه به حساسیت های انتخابات اسفند ماه نمایندگان مجلس، به این سوال عمومی پاسخ می دهد که چگونه می توان انتخابات را تبدیل به کارزاری علیه حکومت کرد.
alt
این موسسه در جزوه آموزشی خود، "برخی روشهای پیشنهادی در مقطع انتخابات" را اینگونه بر می شمرد:

· طرح معضلات، آسیب ها، و بی عدالتیهای اجتماعی، در جامعه

· حضور در جلسات و ستادهای انتخاباتی و تبدیل آنها به محلی برای زیرسوال بردن نظام انتخاباتی

· استفاده از روش های نمادین برای نشان دادن اعتراض به انتخابات، مانند : نصب پوستر، دیوار نویسی ، تجمع و راه پیمایی

· استفاده از همه ابزارها مانند طنز و شعر و کلیپ و... برای تمسخر انتخابات و ترویج مسوولیتهای شهروندی از طریق پخش دفترچه، جزوه و سی دی و ...

· باید دائمی، پیوسته و با روش‌های جدید و جذاب، مخاطبان بیشتری را نشانه گیری کرده و اقشار بیشتری را در گستره خود گنجاند.

· فراموش نکنید: بسیاری از فعالیتها آثار و نتایج خود را در بلند مدت نشان می دهند .

در این جزوه همچنین تاکید می شود که:

در مقطع انتخابات، چه زمانی برای اقدام دسته جمعی علیه حکومت مناسب است؟

پاسخ:

1. وقتیکه بصورت نمادین نامزدی را کاندید کرده و برای او تبلیغ می شود، اما کاندیداتوری او از طرف حکومت رد صلاحیت می شود .

2. وقتیکه شروطی از قبل به عنوان پیش شرط حضور در انتخابات مطرح شده اما از سوی حکومت پذیرفته نمی شود .
3. وقتیکه نشانه های تقلبی گسترده وجود دارد یا تقلبی قابل توجه صورت گرفته است .

موسسه مذکور در پایان نتایج این برنامه ریزی و استراتژی ها ی خود را اینگونه توصیف می کند: حکومت برای انجام تغییرات بیشتر تحت فشار قرار گرفته و اختلافات و بحران های آن شدیدتر می شود و توازن قوا به نفع شما تغییر می کند .

و در آخر می افزاید: انتخابات فرصتی برای تغییر است. این فرصت را از دست ندهیم.

معرفی این موسسه

این موسسه همچنین خود را اینگونه معرفی می کند: در چند دهه اخیر، مردم ایران نیز رفته رفته با مبارزات مدنی مسالمت آمیز بیش از پیش آشنا شده و توانسته اند گام‌های موثری در مسیر دستیابی به خواست خود که استقرار دموکراسی است، بردارند. با این حال این پرسش همواره مطرح است که آیا ما ایرانیان، توانسته ایم از تمامی پتانسیل‌های مدنی مسالمت آمیز استفاده کنیم؟ آیا این تلاش‌ها کافیست؟ با تاکید بر این رویکرد است که موسسه ما می کوشد تا با طراحی و اجرای شیوه های ابتکاری آگاهی بخش و جذاب برای گذار به یک جامعه مدنی بشتابد.

در میان جمع ما روزنامه نگاران، فعالین حقوق بشر و فعالین مدنی و سیاسی وجود دارند که بر اساس تخصص و نوع پروژه هایی که در دست است، همکاری هایی لازم را با این موسسه خواهند داشت.

این موسسه، یک نهاد غیر دولتی و غیر انتفاعی است! کشورهای هدف این موسسه ابتدا ایران و سپس خاورمیانه است.

این موسسه اهداف این پروژه را اینگونه توصیف می کند:

الف- ترویج، آموزش و گسترش شناخت روش‌های بدون خشونت و مدنی برای گذار به دموکراسی (تغییر حکومت) با ایجاد یک سیستم آموزشی مستمر و دایم و با روشهایی جدید و جذاب

ب- توانمند سازی شهروندان ایرانی برای عبور از سانسور

ج- آموزش و گسترش شناخت اعلامیه جهانی حقوق بشر

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ سبزها در غیاب رهبرانشان دست به دامن منافقین شدند

سبزها در غیاب رهبرانشان دست به دامن منافقین شدند
سناریوی نخ نما شده برای آشوب

سایتهای جریان فتنه، با گذر خرداد از نیمه، بار دیگر بر فعالیتهای خود افزوده اند تا شاید بتوانند پس از پشت سر گذاشتن دو سال ناکامی، خاطرات اردو کشی های سال 88 را حتی در مقیاسی کوچک و اندک تکرار کنند.



حسن کوشا-سایتهای جریان فتنه، با گذر خرداد از نیمه، بار دیگر بر فعالیتهای خود افزوده اند تا شاید بتوانند پس از پشت سر گذاشتن دو سال ناکامی، خاطرات اردو کشی های سال 88 را حتی در مقیاسی کوچک و اندک تکرار کنند. اردوکشی هایی که نهایتا به حذف کامل آنها از جریانات سیاسی کشور منجر شد.
حالا میرحسین موسوی و مهدی کروبی خانه نشین شده اند و جریان فتنه که در سال 89 از تب و تابش افتاده بود، با این خانه نشینی ها به طور کامل محو و دیگر کوچکترین خبری هم در خصوص ته مانده های اندک این جریان در رسانه های داخل منتشر نمی شود و فقط سایتها و رسانه های خارجی و وابسته به اپوزیسیون هستند که اگر بزرگنمایی در خصوص اخبار حواشی دولت اجازه بدهد، اخباری نیز از این جریان منتشر می کنند تا همچنان کورسوی امید را در دل معدود هواداران داخلی روشن نگه دارند. هوادارانی که با هدف براندازی نظام در خرداد 88 و به بهانه انتخابات به خیابانها ریختند و دست به آشوب زدند اما با گذشت زمان و مدیریت دقیق نظام، تمامی طراحی های آنان با شکست روبرو شد و همین شکستها دلیلی برای ریزش شدید در میان حامیانشان را فراهم آورد.
دعوت به آشوب با سناریوی نخ نما شده
اما در ذهن آنها، این ریزش ها شکست محسوب نمی شود. بنابراین تصمیم گرفته اند دو سال پس از مرگ جریان فتنه باردیگر با سناریو های نخ نما شده ای نظیر خرید و یا راهپیمایی خیابانی، معدود حامیان داخلی خود را که اکثر آنها به جریان نفاق وابستگی دارند را به خیابانها بکشند و از این راه به اهداف کوچک خود که همان امنیتی کردن خیابانهای تهران است، دست پیدا کنند. در همین رابطه آنها برای تهییج در میان هواداران خود با انجام نظر سنجی در یکی از شبکه های اجتماعی، مدعی شده اند که نزدیک 57 درصد از شرکت کنندگان در این نظر سنجی موافق برگزاری راهپیمایی های خیابانی هستند. نکته جالب دیگر در این نظر سنجی یک طرفه این است که گزینه های مورد بررسی در نظر سنجی عملا قصد خط دهی به افراد در خصوص نوع عملکرد را دارد و در مرتبه های بعدی از اعتصاب و یا نافرمانی مدنی یاد می کند.
این دعوت در حالی صورت می گیرد که پس از راهپیمایی عظیم 9 دی سال 88، جریان فتنه به دلیل ریزش شدید سرمایه های اجتماعی اش، عملا در کما رفت و سال 89 را بدون کوچکترین اقدامی پشت سر گذاشت. این در حالی بود که این جریان در روز 25 بهمن با به کار گیری تمامی قدرت خود و به یاری گرفتن توانایی های سازمان منافقین و همچنین به میدان آمدن شبکه های جاسوسی کشورهای مختلف، موفق به برگزاری یک راهپیمایی پراکنده با حداکثر دو هزار نفر جمعیت در خیابانهای تهران شد، تا سال 89 را با همین حرکت پشت سر بگذارد. البته فتنه گران به خاطر برگزاری این راهپیمایی هزینه گزافی نیز پرداختند و باعث خانه نشینی و قطع ارتباط کامل موسوی و کروبی دو تن از رهبران داخلی خود شدند.

تهدید خنده دار مشاور موسوی
حالا با خانه نشینی رهبران فرقه سبز و قطع ارتباط آنها با دنیای بیرون، برخی افراد که ادعای ارتباط نزدیک با موسوی و کروبی را دارند و در خارج از کشور به سر می برند، تصمیم گرفته اند خلا نبود موسوی و کروبی را جبران و خود را به عنوان لیدر جریان فتنه معرفی کنند تا از این طریق علاوه بر پاسخگویی به درخواستهای سرویس های جاسوسی برای ایجاد بحران در داخل کشور، اسم و رسمی نیز برای خود دست و پا و به نان و نوایی برسند.
یکی از این افراد اردشیر امیر ارجمند سرپل منافقین در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی است که گفته می شود نقش پر رنگی در ایجاد آشوب های سال 88 داشته و هم اکنون در انگلیس ساکن است. وی که خود را از "اعضای شورای هماهنگی راه سبز امید" و مشاور موسوی می خواند در مصاحبه ای با دویچوله تهدیدات جالبی را مطرح کرده است و از تغییر شیوه به اصطلاح نرم خود به شیوه سخت و احتمال ایجاد آشوب در روزهای پایانی خرداد پرده برداشته است. وی در این مصاحبه می گوید: 22 خرداد آغاز یک‏سری فعالیت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپیمایی ۲۲ خرداد اولین آن است و آخرین‏ نخواهد بود. او درباره چرایی اعلام راهپیمایی در «سکوت مطلق» می‌گوید: «راهپیمایی بعدی خردادماه، راهپیمایی سکوت نخواهند بود.»

سبزها در کنار منافقین و سلطنت طلبها
این تغییر رویکرد توسط اردشیر امیر ارجمند در حالی مطرح می شود که در گذشته نیز به رغم ادعای انجام راهپیمایی سکوت توسط فتنه گران شاهد حمله به مقرهای نظامی، به آتش کشیدن اموال عمومی و ضرب و شتم مردم توسط آنها بودیم اما نقاب حرکتهای مسالمت آمیز هیچ گاه از صورت انها زمین نیفتاد و همین ادعا بود که باعث شد، جریان های مختلف اپوزیسیون نظیر منافقین و سلطنت طلبها با فرقه سبز دچار چالشی بزرگ در خصوص نوع تقابل با نظام شوند. بنابراین می توان این اعلام تغییر رویکرد را نوعی چراغ سبز از سوی سبزها به سمپادهای گروه هایی نظیر منافقین و سلطنت طلبها در داخل دانست تا با ایجاد اتحاد میان این جریانهای مخالف نظام، خلا نبود هوادار برای روزهای پایانی خرداد را جبران کنند. از سوی دیگر منافقین نیز که شاهد به دست گیری هدایت فرقه سبز توسط یکی از عوامل خود هستند، با توجه به فشاری که برای ترک عراق تحمل می کنند، خواهند کوشید با انجام حرکتی چشمگیر در داخل کشور، نظر کشورهای غربی را برای انتقال به مکانی دیگر و ادامه حیات جلب کنند.

در مجموع می توان اینگونه عنوان کرد که روزهای پایانی خرداد، روزهای سرنوشت سازی برای ادامه حیات گروه های مخالف نظام است و سالروز تولدشان به سالروز مرگشان تبدیل خواهد شد.

 

 



تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ روایت پزشکان بحرینی از سیاه چالهای آل خلیفه

پزشکان زن بحرینی ضمن تشریح فجایع بازداشت و شکنجه خود در زندان های دستگاه امنیتی رژیم آل خلیفه به بهانه حمایت از معترضان خواستار تغییرات در این کشور ، تاکید کردند که نگران بازداشت دوباره خود و وضعیت و سرنوشت همکارانشان هستند که هنوز آزاد نشده اند.

به گزارش روز دوشنبه پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبری العالم به نقل از منابع خبری، برغم مصونیت ها و حمایت هایی که کادر پزشکی برخوردار هستند، تاکنون شمار زیادی از پزشکان و پرستاران که عموما شیعه هستند توسط نیروهای نظامی و امنیتی رژیم دیکتاتوری بحرین با محدودیت های زیادی مواجه شده و برخی به زندان افتاده و شکنجه شده اند.

نیروهای رژیم بحرین که درصدد دامن زدن به اختلافات طایفه ای است ، کادر پزشکی را که تنها براساس وظایف ذاتی خود به مجروحان و صدمه دیدگان جنایات نیروهای نظامی و امنیتی بحرینی و سعودی، کمک و امدادرسانی می کنند ، به سوء استفاده از شغل خود و طرفداری از شیعیان بحرین که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، متهم ، بازداشت و شکنجه می کنند در حالیکه معترضان اعم از شیعه و سنی خواستار تغییرات دموکراتیک در کشورشان و رهایی از ظلم ها و جنایات رژیم حاکم آل خلیفه هستند.

دستگاه امنیتی رژیم بحرین که با فشارهای بین المللی و منطقه ای مواجه شده است، برای انتقام از پزشکان و پرستاران این کشور بویژه کادر بیماران السلمانیه که نزدیک میدان اللولوه در مرکز منامه قرار دارد، آنها را به دروغگویی و بزرگنمایی جنایات این رژیم علیه مردم معترض ، متهم کرده و این در حالی است که این جنایات را شبکه های تلویزیونی ماهواره ای فاش کرده اند.

تعدادی از پزشکان زن بحرینی که از سیاه چال های رژیم آل خلیفه رها شده اند، در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفته اند که چگونه تحت شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و نیروهای امنیتی بحرینی به آنها فحاشی و توهین کرده اند تا به اتهامات وارده اعتراف کنند.

 

** شکنجه با شوک برقی

این پزشکان از ترس این که مبادا دوباره بازداشت و شکنجه شوند، خواسته اند که به نامشان اشاره نشود.

یک پزشک زن بحرینی گفت: یک مامور امنیتی می گفت که از شما اعتراف می گیریم ، می توانید داوطلبانه همه چیز را بگویید یا با اعمال زور ، ضرب و شتم و شکنجه وادار می شوید، اعتراف کنید.

وی افزود: بازپرس ها از من می خواستند تا از نقش " انقلابیون 14 فوریه" سخن بگویم و یک بازپرس زن با سیلی به صورتم کوبید هنگامی که پاسخ دادم فقط به زخمی ها کمک می کردم.

این پزشک زن بحرینی اضافه کرد : یک بازپرس زن دیگر هنگام سیلی زدن به صورتم، می گفت که چرا کیسه های خون را روی زخمی ها می ریختید تا به شبکه های ماهواره ای وانمود کنید، جراحات آنها شدید است .

یکی دیگر از پزشکان زن بحرینی فاش کرد: هیچگاه وارد مسائل سیاسی نشده ام اما به جرم کمک به زخمی ها ، بازداشت و با شوک برقی از ناحیه سر شکنجه شدم ؛ در حالی که چشم ها و دستهایم بسته بود روی زمین انداخته شده و با چیزی شبیه سیم برق یا شیلنگ از ناحیه کف پا بشدت کتک خوردم.

 

** تهدید به تجاوز

وی با بیان اینکه " گاهی توسط بازپرسان زن و گاهی توسط بازپرسان مرد بازجویی شده ام"، اضافه کرد: روز بعد بازپرسان مرا به تجاوز جنسی تهدید کردند تا سرانجام از ترس تجاوز تعهدنامه ای را امضاء کردم، اما 20 روز دیگر در زندان ماندم  و پس از دادن چند تعهد برای شرکت نکردن درهیچ تظاهراتی و مصاحبه نکردن با رسانه ها آزاد شدم.

این پزشک زن بحرینی گفت که " بازپرسان مرد ، مرا به داشتن روابط نامشروع با تظاهرکنندگان متهم می کردند ".

برخی پزشکان زن بحرینی که بیش از 20 سال سابقه کاری دارند ، از ضرب و شتم و توهین نیروهای امنیتی به خود خبر دادند.

یک پزشک زن بحرینی گفت که " انتظار این برخوردها را نداشتم ، فکر می کردم پزشکان از هرگونه تعرض و توهین مصون هستند ".

وی افزود : نیروهای امنیتی بحرینی ما را کتک می زدند تا به کارهایی که نکرده بودیم ،اعتراف کنیم ، ما را متهم می کردند که جراحات زخمی ها را بازتر می کنیم تا مقابل دوربین های شبکه های ماهواره ای ، ناگوار جلوه کند.

یک پزشک دیگر بحرینی تصریح کرد: نیروهای امنیتی بحرینی از من خواستند  تا شهادت دروغ بدهم که پزشکان مرد همکاران شان را به پیوستن به جمع معترضان تحریک می کردند.

یک پزشک زن دیگر گفت: نمی فهمیدم که از کدام سو به صورتم سیلی زده می شود در حالیکه چشم هایم بسته بود و بازپرسان با فریاد های بلند به من توهین می کردند.

وی که مادر چند بچه است، افزود: مجبور می شدم شب ها را تا صبح روی صندلی بخوابم  و همکارم با دست های بسته روی زمین رها شده بود و می نالید.

این پزشکان زن هر چند آزاد شده اند ، ولی ممنوع السفر هستند ، حق کار کردن ندارند ، حقوق خود را از ماه مارس دریافت نکرده اند و می ترسند که به دادگاه احضار شوند.

رژیم حاکم بحرین مدعی شده است که پرونده تنها 24 پزشک مرد و زن و 23 پرستار را به دادگاه ویژه احاله کرده است .

رژیم آل خلیفه دادگاه ویژه را طبق قانون وضعیت فوق العاده تشکیل داده است.

شیخ "حمد بن عیسی آل خلیفه " پادشاه بحرین 16 ماه مارس یعنی یک روز پیش از متفرق کردن متحصنین از میدان اللؤلؤه به کمک نیروهای سعودی ، قانون وضعیت فوق العاده را اعلام و اعمال کرد .

پزشکان زن بحرینی آزاد شده تاکید کرده اند که نگران وضعیت پزشکان و پرستارانی هستند که همچنان در زندان های مخوف آل خلیفه بسر می برند و آزاد نشده اند.

یک پزشک زن بحرینی گفت: این رفتارهای غیرقانونی و هولناک را با پزشکان زن کرده اند، معلوم نیست که پزشکان مردم تحت چه شکنجه های روحی و جسمی قرار دارند.

کادر پزشکی بحرین اعلام کرده است که نگران وضعیت " رولا الصفار" مدیر بخش پرستاری بیمارستان السلمانیه است که هنوز آزاد نشده است.

سازمان های حقوقی بین المللی بشدت  از برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی بحرین با معترضان و نقض حقوق پزشکان ، معلمان و کارمندان بخش های مختلف این کشور انتقاد کرده اند .

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ یورش اسراییلی‌ها به مقبره حضرت یوسف(ع)

به گزارش العالم، جوانان فلسطینی در پی یورش نیروهای اشغالگر قدس به مقبره حضرت یوسف (ع) با نظامیان صهیونیست درگیر شدند.

شامگاه دوشنبه نیروهای اشغالگر قدس به مقبره حضرت یوسف (ع) در شرق شهر نابلس (شمال کرانه باختری) یورش بردند که در نتیجه آن با مقاومت جوانان فلسطینی مواجه شدند.

مرکز اطلاع رسانی فلسطینی اعلام کرد، جوانان فلسطینی با سنگ و بمب های آتش زا به مقاومت در برابر اشغالگران پرداختند.

به گفته شاهدان عینی بیش از 40 گشتی نظامی صهیونیستی و 10 اتوبوس حامل شهرک نشینان شامگاه دوشنبه در ایست بازرسی "بیت فوریک" در شرق کرانه باختری توقف کردند.

همچنین پس از آماده باش گسترده نیروهای اشغالگر چندین کامیون حامل مقادیر بسیاری سنگ نزدیک مقبره حضرت یوسف (ع) مستقر شد. نیروهای تشکیلات خودگردان نیز در پی حضور اشغالگران، از منطقه خارج شدند.
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ اخبار فاسد یاهو علیه ایراناخبار فاسد یاهو علیه ایران

 

اخبار فاسد یاهو علیه ایران

سایت یاهو در روز یکشنبه صبح با درج عکسی از مقام معظم رهبری ، اخبار فاسدی علیه جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشت .

 

به قسمتی از اخبار که توسط سایت گوگل ترجمه شده توجه فرمایید :

 

تهران (خبرگزاری فرانسه) -- ایران محافظه کاران حاکم در شنبه ratcheted فشار بر رئیس جمهور محمود احمدینژاد خود را از فرمانده خود را از کارکنان و قراضه در نظر دارد تا خط مورد علاقه خود را برای انتخابات سال آینده جدا.

نماینده آیت الله علی خامنه ای در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نخبگان گفت : دولت احمدینژاد توسط "عناصر فاسد" شده بود نفوذ و خواست رئیس جمهور به بازگشت به "راه راست."

"
متاسفانه دولت با یک فاجعه بزرگ ، است که حضور عناصر فاسد تحمیل ، گفت :" حجت الاسلام علی سعیدی ، به نقل از خبرگزاری مهر.

زهر از سنت دینی در رژیم ایران -- انتقاد سعیدی در رئیس احمدینژاد از کارکنان ، مشاور ارشد و نزدیک نسبی ، اسفندیار رحیم مشایی به کارگردانی شد.

مشایی از رهبری متهم "فعلی از انحراف ،" یک اصطلاح ابداع شده توسط مخالفان خود را به تعریف یک جنبش ایدئولوژیک که به گفته آنان بیش از حد لیبرال ، ملی و مذهبی به اندازه کافی نزدیک نیست تا با محافظه کاران همزیستی.

چهره های محافظه کار در نتیجه بارها و بارها خواستار اخراج مشایی ، که از نزدیک با احمدینژاد بیش از 25 سال کار کرده است.

"
اگر فعلی از انحراف می آید به قدرت ، آن را به اسلام و انقلاب است. آسیب نشانه هایی وجود دارد که مذهب خود را در خطر است ، گفت :" محافظه کار روحانی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی.

محافظه کاران نیز متهم مشایی ، اعتقاد بر این است که توسط احمدینژاد مرتب به او در سال 2013 موفق شود ، از قرار دادن رئیس جمهور "را در زیر طلسم".

در حمایت از اتهامات ، قوه قضائیه اعلام کرده است بازداشت چند "جادوگران" با اتهام ارتباط به عناصر در دولت احمدینژاد.

در تاریخ شنبه ، حجت الاسلام سعیدی تکرار اتهامات.

کسانی که در دولت استفاده کرده اند که "روش های شیطانی مانند سحر یا جادو گری واقعا فاسد" و مرتکب عمل است که توسط خداوند ممنوع است ، گفت : سعیدی.

وی همچنین متهم به رئیس جمهور از داشتن اراده خامنه ای ، که در ژوئیه 2009 انتصاب مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور مخالف بودند ، با دادن او را "قدرت بیشتر" را به عنوان رئیس ستاد نادیده گرفته میشوند.

با اشاره به خروج 10 روزه احمدینژاد از چشم عموم در اواخر ماه آوریل ، سعیدی رئیس جمهور برای پذیرش نیست وتو خامنه ای از برکناری وزیر اطلاعات حیدر مصلحی slammed.

"
ما امیدواریم که که احمدینژاد به راه راست بازگشت ،" او گفت.

رئیس جمهور تا کنون با شور و نشاط مشایی و همراهان خود را در برابر همه اتهامات دفاع کرد.

هفته گذشته ، او علنا دفاع یکی دیگر از مشاوران نزدیک ، معاون رئیس جمهور حامد Baghaie ، به تازگی توسط قوه قضائیه و محافظه کاران از سوء استفاده از قدرت در چند مورد مبهم متهم کرده است.

معاون اول رئیس جمهور محمد رضا رحیم پاسخ شنبه ، انتقاد از کسانی که می خواهند به "تضعیف نظام راه اندازی شده توسط اتهامات بی اساس" علیه دولت است.

"
این بسیار خطرناک نفر که با ایجاد موانع برای دولت و نظام ،" او در سخنان منتشر شده توسط خبرگزاری رسمی ایرنا گفت.

حملات بی سابقه علیه احمدینژاد به عنوان رئیس جمهور آمده است و تیم خود را به میل خود به ارائه نامزدهای خود را در مقابل محافظه کاران حاکم در انتخابات پارلمانی مارس 2012 رقابت پنهان نیست.

هر دو طرف مرتبط اخراج از سقط مصلحی ، که وزارت است نقش مهمی در بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ، به انتخابات آتی اشاره نمود.

"
فعلی از انحراف... به دنبال استفاده از پول و قدرت خود برای تاثیر گذاشتن بر انتخابات پیش رو ،" خبرگزاری فارس ، سرلشگر محمد علی جعفری ، رئیس سپاه قدرتمند است ، گفت : در تاریخ شنبه به نقل از.

سعیدی به نوبه خود در برابر دخالت دولت احمدینژاد در نظر سنجی توصیه می شود.

"
کسانی که مسئول نظارت بر انتخابات... باید اطمینان حاصل شود که دولت می کند در روند مداخله ،" سعیدی گفت.

 

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ واقعاً هم غارت بیت المال برای کسب رأی جواب نداد

اظهارات اخیر آقای هاشمی رفسنجانی درباره غارت بیت المال برای خرید چند رأی، با توجه به سوابق عملکرد مهدی هاشمی جای تأمل و تعجب دارد.  

صدای شیعه:

روزنامه‌ی کیهان در ستون ویژه امروز خود به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی پرد اخته ‌است.

هاشمی رفسنجانی چند روز پیش با بیان اینکه فریبکاری ها موقتی است، گفته بود: ادعای دروغ کردن، پول بی خودی مصرف کردن که مردم می فهمند یک بازی است و بیت المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد. حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می گیرند، ولی لعنت شان هم می کنند.»

وی همچنین گفته بود: «اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده اند، اعتماد آنها را برگردانیم.

نکته شگفتی آور این اظهارات، بی اعتنایی آقای هاشمی رفسنجانی به عملکرد برخی اطرافیان خود و شماری از دست اندرکاران حزب کارگزاران است. صرفاً یک نمونه کوچک از تخلفات عدیده، عملکرد مهدی هاشمی در انتخابات سال 84 و 88 است. حمزه کرمی دستیار مهدی هاشمی در سایت تعطیل شده جمهوریت (مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهور از سال 74 تا 78 در دولت سازندگی و اصلاحات) مدتی را هم زیر نظر مهدی هاشمی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت فعالیت کرده است.

او در اعترافات خود در دادگاه که مستند به اسناد نیز هست، فاش کرد: «مهدی هاشمی اعتقادی به هزینه شخصی برای انتخابات نداشت و با وجود گوشزد کردن من نپذیرفت که استفاده از پول بیت المال برای این منظور جرم است... گرداننده واقعی سایت جمهوریت مهدی هاشمی بود و من تنها مدیر اسمی آن بودم. پرسنل سایت با چاپ شب نامه در ستادهای میرحسین موسوی و توزیع آنها، به تضعیف نظام می پرداختند. سازمان بهینه سازی مصرف سوخت باید در جهت کاهش و بهینه سازی مصرف سوخت کار می کرد. البته شرکتهای مختلفی هم با این سازمان قرارداد داشتند که از جمله این شرکتها شرکتی با مدیریت امیر-الف بود که کار این شرکت نیز ساخت تیزرهای تبلیغاتی و در کل تبلیغ بود.

همه روسای این شرکتهایی که با سازمان بهینه سازی قرارداد داشتند از دوستان مهدی هاشمی بودند و آمادگی گرفتن پول تحت عنوان بهینه سازی و تبلیغات انتخاباتی برای کاندیدای مدنظر مهدی هاشمی را داشتند. یک شرکت 500 میلیون تومان برای چاپ یک میلیون جلد کتاب پول دریافت کرده بود در حالی که تنها 25هزار جلد کتاب چاپ شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر مهدی هاشمی شد. او معتقد به پولشویی بود. وی پولها را از سازمان بهینه سازی دریافت می کرد و آنها را مکررا به دلار و ریال تبدیل می کرد. وقتی که دلیل این کار را از وی پرسیدیم، گفت که با این کار کسی نمی تواند منشأ پولها را کشف کند. با فشار مهدی هاشمی از سازمان بهینه سازی مصرف سوخت به منظور تبلیغات در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری [سال84] پول برداشت می شد. این پولها معادل 2 میلیارد تومان بود.»

وی گفته بود «سایت جمهوریت ابتدا قرار بود از کاندیدایی در انتخابات حمایت و نسبت به دولت نهم نیز نقدهایی داشته باشد ولی با فشارهای مهدی هاشمی، این سایت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمانهای نظامی از جمله بسیج، سپاه و سازمانهای دولتی شد. کار به جایی کشید که این سایت برخلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد. مهدی هاشمی حتی مطالب تندتری را برای انتشار به ما می داد که البته ما این گزارش ها را هرگز منتشر نکردیم. او به خود من 320 میلیون تومان پول داد که البته حاضرم بخشی از آنها را که در اختیارم هست بازگردانم ولی بخش دیگر را بین پرسنل توزیع کردم».

اکنون پرسش این است که متهم اختلاس و پولشویی و «غارت بیت المال برای خرید چند رأی» چرا برای پاسخگویی به اتهاماتش به کشور بازنمی گردد و از یک سال و نیم پیش در لندن و دوبی سیر می کند و تازه در حال تبادل مدرک تحصیلی هم هست؟! آیا به تعبیر آقای هاشمی مردم خرج کنندگان این پول ها را لعنت نمی کنند؟
 

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ حمله به دختر جوان محجبه در ایتالیا

در اقدامی اسلام ستیزانه و نژاد پرستانه یک زن ایتالیایی با حمله به دختر 22 ساله مسلمان و زخمی کردن آن سعی کرد تا حجاب او را از سرش بردارد.

به گزارش سرویس بین الملل بی باک، یک دختر مسلمان محجبه و جوان که اهل کشور مغرب می باشد به همراه مادرش به دادگاه شهر "مادوا" واقع در شمال ایتالیا از یک زن تندرو ایتالیایی شکایت کرد.

بر اساس این گزارش، دختر مسلمانی که مورد حمله واقع شده است، اعلام کرد: حجاب جزئی از شخصیت من می باشد و اقدام وحشیانه و دیوانه وار این زن ایتالیایی برای برداشتن حجاب از سر من، همانند این است که او مرا مورد ضرب و شتم و آزار جسمی قرار داده باشد لذا این جرم کوچکی نیست که مسئولین به آن بی تفاوت باشند.

گفتنی است طبق معمول مسئولان ایتالیایی به جای اعتراف به جو ضداسلامی و فرهنگ اسلام ستیزانه حاکم بر کشورهای غربی، مدعی شدند که زن ایتالیایی متجاوز و وحشی از مشکلات روحی و روانی رنج می برد.

لازم بذکر است که چندی پیش، مروه الشربینی یکی از بانوان مسلمان مقیم اروپا، در دادگاه "لوندس کریچ " در شهر "درسدن " شرق آلمان در حضور مسئولین قضائی و پلیس آلمان به دست یک آلمانی 28 ساله به نام "آلیکس دبلیو " کشته شد و همسرش نیز که برای ممانعت از کشتن او اقدام نمود با شلیک گلوله از جانب پلیس آلمان مورد اصابت قرار گرفت.

حادثه شهادت الشربینی با درگیری لفظی بین این زن و مرد در پارکی در شهر درسدن شروع شد که در ادامه فرد آلمانی این زن مصری را به خاطر حجاب تروریست خطاب کرد و با حمله به او حجاب را از سر وی برداشت.

در ادامه با شکایت زن به دادگاه آلمان، این فرد آلمانی محکوم به پرداخت 750 یورو می‌شود اما در دادگاه استیناف مرد آلمانی با 18ضربه چاقو این زن را که فرزندی سه ماهه را باردار بوده به شهادت رسانید امّا مقامات آلمانی تنها ابراز تاسف کردند.

حال اگر عکس این ماجرا اتفاق می افتاد و یک مسلمان به اعتقادات و افکار غربیها توهین می کرد چه جنجال رسانه ای در دنیا به راه می افتاد و چه تعداد مسجد و مراکز اسلامی مورد حمله قرار می گرفتند و چه مسلمانان بی گناهی صریحا و با چراغ سبز دولتهای غربی توسط تندروها مورد اهانت واقع می شدند و هیچ مقامی از مسئولین غربی احتمال روانی بودن فرد اهانت کننده را نمی داد

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ تلاش رسانه انگلیسی برای نجات اصلاح طلبان

altبی بی سی با مانور چندباره بر روی سخنان محمد خاتمی که در هفته گذشته منتشر شد، از آن با عنوان طرح خاتمی برای آشتی ملی یاد کرد.

نهضت سبز نبوی به نقل از جام  : با گذشت بیش از یک هفته از سخنان خاتمی، شبکه بی بی سی فارسی همچنان با آب و تاب فراوان بر روی آن مانور می دهد.
بی بی سی فارسی که به بهانه آن سخنان، همچنان سعی در تطهیر خاتمی و ارائه چهره ای صلح طلب از وی دارد، مدعی شد:« آشتی ملی، پیشنهاد محمد خاتمی بود برای پایان دادن به تمام نگرانی ها و اختلافات در درون حکومت ایران.»
بی بی سی در ادامه گفت:« خاتمی با تکرار خواسته های گذشته اش درباره انتخابات و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر رهبران جنبش سبز، پیشنهاد داده بود که اگر به نظام و رهبری ظلمی شده به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که به او شده، می گذرد.»
پیشنهاد خاتمی که بی بی سی از آن با عنوان فریبنده« آشتی ملی» یاد می کند، در حالی است که گویا خاتمی در سخنانش باور ندارد در اثر اقدامات غیرقانونی وی و دیگر سران فتنه چه ظلمی به نظام ، رهبری و مردم روا داشته شده است و الا هیچگاه جمله مربوط به ظلم به نظام و رهبری را با کلمه «اگر» مطرح نمی کرد.
با این حال می توان نتیجه گرفت بی بی سی با مانور بر روی این قسمت از سخنان خاتمی، یک هدف را دنبال می کند و آن بازسازی چهره فتنه گران و به تبع آن اصلاح طلبان همزمان با نزدیک شدن به انتخابات مجلس برای بازگشت آنها به عرصه قدرت است.

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ اکبرگنجی:خاتمی عشوه شتری می ریزد

اکبر گنجی اظهارات اخیر خاتمی را مغشوش و سردرگم توصیف کرد.http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTFJkLL8ykRcoT-wwR6Up8W-9n8Xe1ahZutRt-egaK_LIqS3nS4zJuM8g

وی ضمن مقاله ای که در وب سایت رادیو زمانه منتشر شده می نویسد: وقتی امکان هرگونه فعالیت در داخل مسدود شد، یک تن از اروپا به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت اسلامی بیانیه های اصلاح طلبانه صادر می کند. معنای این عمل چیست؟ معنای آن این است که دیگر در داخل کشور نمی توان گفت: «ما خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستیم.»
نهضت سبزنبوی به نقل از کیهان، گنجی می افزاید: اصلاح طلبان به مذاکره با حاکمیت امیدوارند اما معلوم نیست نظام که آن همه هزینه بابت حذف اصلاح طلبان پرداخت کرد به کدام دلیل باید مجددا آنها را به ساختار سیاسی راه دهد؟ رهبری و نظام روی حرفش ایستاده اما خاتمی معمولا مطالبات خود را نادیده می گیرد و پس از عقب نشینی مدعی می شود که دیگران معنای آن را نفهمیده اند. خاتمی در حال آرمان سازی دوران ماقبل ۲۲ خرداد ۸۸ است. پرسش این است که اگر آن دوران مطلوب بوده و هست، چرا کارهایی صورت گرفت که همه آنها از دست برود؟ پاسخ خاتمی این است، کارهایی که صورت گرفت ربطی به من نداشت و من بسیاری از اقدامات صورت گرفته را قبول نداشتم و ندارم. آیا اگر به فرض خاتمی موفق شود و وضعیت را به قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ برگرداند، این دستاوردی برای جنبش سبز است؟ هدف اولیه جنبش سبز ابطال انتخابات بود که نشد.
این همکار سابق نشریات زنجیره ای همچنین یادآور شد: سیاست مانند شعر عرصه ابهام و ایهام نیست. در سیاست باید مواضع روشن و دقیق اتخاذ کرد تا حداقل اعضای حزب و جبهه خودی تکلیفشان را بدانند که چیست. نمی توان با سخنانی که ده ها تاویل برمی دارد، امکان دارد تا هر کس برداشت مطلوب خاص خود را داشته باشد و در نهایت از همه آنها شانه خالی کرد. در طرح های دوقلو (اختیارات ریاست جمهوری و قانون انتخابات) برداشت همگانی این بود که اگر آنها پذیرفته نشوند، خاتمی کناره گیری (استعفا) خواهد کرد، اما وقتی شورای نگهبان آنها را رد کرد، خاتمی مدعی شد که دیگران حرف او را بد فهمیده بودند.
اکنون هم باید پرسید آیا اگر رژیم زندانیان را آزاد نکرد یا موسوی و کروبی از حصر درنیامدند و یا اجازه فعالیت مجدد به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب داده نشد، آیا خاتمی در آن صورت در انتخابات شرکت نخواهد کرد؟ اگر چهره های شاخص اصلاح طلبی مانند مجلس هفتم و هشتم رد صلاحیت شدند چطور؟ یک چیز روشن است. هیچ یک از مدافعان خاتمی نمی توانند قاطعانه بگویند او در این صورت در انتخابات شرکت نخواهد کرد.
گنجی همچنین نوشت: خاتمی چنان سخن می گوید که دیگران سخنان او را «شرایط» شرکت اصلاح طلبان در انتخابات می فهمند یا می فهمانند. پرسش این است، مگر خاتمی خود قادر نیست به صراحت بگوید «اینها شرایط سه گانه اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات است و در صورتی که این شرایط محقق نشود، ما در انتخابات شرکت نخواهیم کرد؟»
آیا شرایطی وجود دارد که تحت آن شرایط خاتمی در انتخابات شرکت نکند؟ آن شرایط چیست؟ اما خاتمی این گونه سخن نخواهد گفت تا راه را به روی خود نبندد. اگر هیچ یک از این شرایط محقق نشد و او در انتخابات شرکت کرد، هیچ کس نمی تواند به او بگوید پس شرایطت چه شد؟ پاسخ او چنین خواهد بود، آنها مطالبات ما بود، نه شرایط شرکت در انتخابات.
وی با بیان این که «سبزها مدعی شدند در انتخابات تقلب شده و رژیم همان رژیم است» می نویسد: او بارها برای مذاکره با رهبری طی ۲ سال اخیر اقدام کرده اما وقت ملاقات به وی داده نشده است.
سایت بالاترین نیز رفتار پر تناقض و بی ثبات خاتمی را «عشوه شتری اصلاح طلبان برای رژیم» توصیف کرد و نوشت: چند وقتی است خبرهای داغی از پشت پرده ها بیرون می خزند و هر بار یکی از اصلاح طلب ها خواهان بخشش می شوند، البته این سیر درخواست ها تازه نیست و از همان اول درخواست هایی مطرح می شود ولی برای قهرمان درست کردن از اصلاح طلب ها این خواست ها کمی با چاشنی تهدید و شاخ و شانه کشیدن ارسال می شد حالا هم خاتمی تدارکاتچی سابق به میدان آمده اما از موضع ضعف و مال باخته. اما این رفتار، به خیال اختلاف در رژیم و نوعی عشوه شتری نسبت به حاکمیت است.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ خبرسازی صهیونیستها درباره همکاری چند شرکت اسرائیلی با ایران

رسانه های صهیونیستی در اقدامی هماهنگ خبری را منتشر کردند مبنی بر اینکه 200 شرکت ایرانی با شرکت های اسرائیلی همکاری اقتصادی دارند.

alt

نهضت سبزنبوی به نقل از فارس، روز گذشته روزنامه‌های رژیم صهیونیستی در اقدامی جدید در راستای جنگ روانی علیه ایران مدعی شدند که تعدادی از شرکت‌های اسرائیلی با ایران همکاری تجاری دارند.

این در شرایطی است که پیش از این نیز صهیونیست‌ها در راستای کاهش انزوای خود در منطقه پس از تیره شدن روابطشان به ترکیه چنین ادعاهایی را مطرح کرده بودند.

بنابر گزارش‌ هاآرتص 200 شرکت در اسرائیل با واسطه با ایران همکاری دارند و از طریق واسطه‌هایی در دبی، ترکیه و اردن این همکاری‌ها را انجام می‌دهند و این در حالی است که کنست اسرائیل در سال 2008 قانون را به تصویب رساند که هر گونه همکاری با ایران را رد می‌کرد.

"یدیعوت آحرونت " نیز در گزارش با اشاره به نیاز شرکت‌های صهیونیست به همکاری‌های منطقه‌ای مدعی شد که شرکت‌های این رژیم در بخش انرژی با ایران همکاری دارند و این در شرایطی است که آمریکا بارها تهدید کرده که همکاری شرکت‌های اقتصادی با ایران برخلاف تحریم‌هاست

بنا بر گزارش این روزنامه شرکت‌ برق و کنترل پرواز فرودگاه‌های اسرائیل با واسطه شرکت‌های دانمارکی و آلمان با ایران همکاری می‌کنند.

به عقیده ناظران سیاسی این خبرسازی رسانه‌های عبری زبان پس از فروپاشی رژیم حسنی‌مبارک در مصر و انزوا استراتژیک این رژیم در منطقه صورت گرفته است.

از سوی دیگر رسانه‌های عربی وابسته به جریان سازش در اقدامی هماهنگ این خبر را پوشش داده و تلاش کردند تا از آن برای تضعیف حرکت مقاومت همزمان با سالگرد آزادسازی جنوب لبنان استفاده کنند.

سران رژیم صهیونیستی از زمان سرنگونی رژیم پهلوی در دهه 70 میلادی تلاش داشته‌اند تا وانمود کنند با ایران همکاری کنند تا از این طریق هویت مقاومت اسلامی در منطقه را خدشه‌دار کنند.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ خرسندی آقازاده فراری از شیطنت جریان انحرافی

altبرخی شنیده ها حاکی است این پسر در س خوان در آخرین ارتباط خود از شیطنت های جریان انحرافی ابراز خوشحالی کرده و گفته باید خود را برای آمدن به ایران آماده کنم

به گزارش « عروج» آقازاده لندن نشین که این روزها به صورت تمام وقت مشغول تحصیل در انگلستان است.
از آنجا که به علت مشغله زیاد نمی تواند به ایران بیاید از روش ویدیو کنفرانس برای ارتباط با خانواده در ایران استفاده می نماید.
برخی شنیده ها حاکی است این پسر در س خوان در آخرین ارتباط خود از شیطنت های جریان انحرافی ابراز خوشحالی کرده و گفته باید خود را برای آمدن به ایران آماده کنم.


تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ چه کسی جام زهر را به امام نوشاند؟!

آیت الله هاشمی: ما توانستیم امام را برای متوقف کردن جنگ قانع کنیم
هاشمی رفسنجانی در سخنان دیروز خود باز هم مانند سخنرانی های چند سال اخیر از دردهای مردم سخن گفت؛ وی همچنین از قانع کردن امام برای پایان دادن به جنگ و این که امام بعد از توضیحات ایشان، مسائل را سریع فهمیده اند (!) مطالبی بیان کرد.
 

صدای شیعه: هاشمی رفسنجانی دیروز در مراسم «بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی» که در سالن همایش‌های روزنامه اطلاعات برگزار شد، با تکرار مواضع نماز جمعه پس از انتخابات گفت: همه باید تلاش کنیم اعتماد برخی از مردم را که به تردید افتاده‌اند، برگردانیم.

 
این اظهارات در حالی بیان شد که نزدیک به دو سال از مسائل انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و چند ماهی است که دیگر هیچ سر و صدایی از فتنه گران و مدعیان تقلب در انتخابات به گوش نمی رسد.

به نظر می رسد هاشمی که از موفقیت نظام در پایان دادن به فتنه 88 ناراضی است، تلاش می کند با مطرح کردن ادعای بی اعتمادی مردم، اجازه ندهد صدای فتنه خاموش شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور بیش از گذشته مردم در صحنه تاکید کرد.

وی با بیان اینکه فریبکاری‌ها موقت است، افزود: آمار دروغ دادن، ادعای دروغ داشتن، پول بی خودی مصرف کردن و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر جواب نمی‌دهد؛ حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند، ولی لعنت‌شان هم می‌کنند.
 
همراه کردن موضوع بی اعتمادی مردم با حضور در صحنه، نشان می دهد که احتمالا منظور هاشمی از حضور در صحنه، همان مدل حضور اغتشاشگرانه پس از انتخابات است.

هاشمی که خود را «مسئول جنگ» خطاب می کرد، در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به پذیرش قطعنامه در حالی که انگار جایگاه امام و ماموم را فراموش کرده بود، گفت: البته ما در آن دوران توانستیم امام (ره) را برای متوقف کردن جنگ قانع کنیم (!)، به طوری که در یک جلسه با حضور پنج نفر از سران خدمت امام (ره) رفتیم و وضع را تشریح کردیم، امام (ره) نیز خیلی سریع فهمیدند (!) و آن نامه عجیب و تاریخی را نوشتند و خودشان مسئله را حل کردند.

البته از هاشمی که به محتاطانه حرف زدن مشهور است، بعید بود این گونه نسنجیده خود را متهم کند؛ اگر او کمی به عواقب این حرفش فکر می کرد، می فهمید که مردم هنوز یادشان هست امام در نامه پذیرش قطعنامه از نوشاندن جام زهر به ایشان سخن گفتند و این اعتراف هاشمی به مردم می فهماند جام زهر را چه کسی به امام نوشانده است.
 
چند سالی است ادبیات هاشمی و اطرافیانش بدون اینکه بخواهند نشان می دهد نگاه آنها به جایگاه و شخصیت امام چگونه است.
 
وی جایگاه امام را آن قدر تنزل می دهد و آن را تا به جایی می رساند که امام بعد از توضیحات هاشمی، وضعیت را سریع می فهمند و هاشمی به این خاطر ایشان را تحسین می کند.
 
این در حالی است که موسسه تنظیم و نشر آثار امام هیچ گونه موضع گیری نسبت به این هتاکی ها به حضرت امام (ره) نمی کند، اما اگر افرادی با سلایق سیاسی متفاوت با ایشان، کوچکترین انتقاد را از نوه امام که اصلا ایشان را درک نکرده، بکنند فریاد «وا اسلاما» ی آنها گوش فلک را کر می کند.
 
حالا و با افزایش اعترافات نزدیکان ظاهری آن روزهای امام، بیشتر مشخص می شود که ناراحتی ایشان در اواخر عمر از کسانی که دستورات ایشان را اجرا نمی کردند، مربوط به چه کسانی بوده است.
 
آنها که با مصلحت اندیشی های ظاهری و در مقابل نظر امام، اولین ناو جنگی آمریکا در تنگه هرمز را منهدم نکردند، امروز هم از همان مصلحت اندیشی های جلوتر از امام حرف می زنند.

هاشمی در دیدار روز گذشته در همین راستا گفت: البته می‌توان این گونه به جنگ نیز نگاه کرد که اگر عراق شهرهای مهم چون تبریز، کرمانشاه و حتی تهران را همچون حلبچه بمباران شیمیایی می‌کرد، چه بر سر مردم می‌آمد؟ همان موقع بمباران شیمیایی تهران برای عراق با داشتن هواپیماهای بلندپرواز روسیه کار آسانی بود؛ اگر بمباران شیمیایی می‌کردند شاید ده‌ها هزار نفر شهید شیمیایی داشتیم و اکنون به اینجاها نمی‌توانستیم برسیم.

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ مخمصه‌ای که الجزیره در آن گرفتار شده است

الجزیره همواره با اسرائیل تعامل داشته است. داشتن دفتر و مرکز در این مرکز آن هم در شرایطی که در بیش از 20 کشور دفاتر این شبکه تعطیل شده است و نیز altپخش اخبار و دیدگاه های صهیونیست ها به صورت مستمر، ثابت کننده این اعتقاد است که الجزیره مناسباتی بیش ازحد و حدود یک خبرگزاری با یک دولت دارد. مثلا در سال...

نهضت سبزنبوی به نقل ازبولتن، رفتارهای دو گانه‌ی شبکه‌ی الجزیره در قبال تحولات منطقه بالاخره کار دستش داد و باعث ایجاد موجی از اعتراضات مردمی علیه نوع پوشش‌دهی اخبار این قیام‌ها شد.

به گزارش بولتن نیوز، شبکه‌ی تلویزیونی "الجزیره" که سعی می‌کرد با جهت‌گیری‌های خاص اخبار تحولات منطقه را که از آن تعبیر به "بهار عربی" کرده‌اند پوشش دهد در قبال کشتارهای فجیع در بحرین جانب محافظه‌کاری در پیش گرفت و تا سعی داشت اخبار آن را بروز خارجی نداد.

در جریان قیام مردمی در کشورهای شمال آفریقا، بسیاری از ناظران رسانه‌ای معتقد بودند که "الجزیره" به "صدای اعتراض بهار عربی" تبدیل شده است. گزارش‌هایی که این شبکه‌ی تلویزیونی از حرکت‌های اعتراضی در تونس و مصر تهیه می‌کرد، با سرعت در سراسر جهان پخش می‌شدند و نیروی تازه‌ای به معترضان برای ادامه‌ی اعتراض خود می‌بخشیدند.

حضور پررنگ "الجزیره" در "بهار عربی" اما با آغاز حرکت‌های اعتراضی در بحرین، کم‌رنگ‌تر شد. جای خالی "الجزیره" در کنار مردم معترض بحرین، موجی از انتقاد به راه انداخت، آنگونه که حتی یک روزنامه‌ی قطری نوشت، «الجزیره در مخمصه گرفتار شده است».

 

الجزیره، رسانه‌ای دولتی؟

شبکه‌ی "الجزیره" متعلق به امیر قطر است. شماری از منتقدان رفتار دوگانه‌ی "الجزیره"، این را طبیعی می‌دانند که امیر قطر تاثیر مستقیمی بر برنامه‌های آن بگذارد.

دیوید روبرتز، از "موسسه پژوهشی دفاع و امنیت سلطنتی" (RUSI) معتقد است که کسی از نظر سیاسی الجزیره را کنترل نمی‌کند، اما راهکارهای سیاسی غیرمستقیمی به این شبکه ارائه می‌شود. او می‌گوید: «این طور نیست که امیر قطر تلفن بزند و بگوید: من فلان داستان و بهمان خبر را می‌خواهم. اما گردانندگان "الجزیره" خود را موظف به دنباله‌روی از سیاست‌های دولت قطر می‌دانند.»

اما موضوع بیش از این حرف‌ها است. الجزیره چنان‌چه اشاره شد همواره مدعی بوده است که از نظر سیاسی تنها شبکه غیر وابسته در خاورمیانه و حتی جهان است اما اتفاقات و عوامل متعددی این ادعا را نقض می کند. از جمله این که بانی و موسس آن، دولتی کاملا وابسته به آمریکا است. چنان که تاکنون این شبکه، خبر و گزارشی در نقد دولت قطر و جامعه آن منتشر نکرده است. البته نمی توان منکر برخی ظرافت ها در عملکرد الجزیره شد که باعث وابستگی آن شده است. برخی معتقدند آنارشی حاکم بر آن رمز موفقیت آن است. مثلا در عین این که حمایت های آمریکا از این شبکه بر کسی پشیده نیست، بمباران مقر آن در افغانستان و عراق هم وجود دارد. یا دستگیری و زندانی کردن «سامی الحاج» در گوانتانامو به مدت هفت سال که چندی پیش آزاد شد. حمایت متقابل صدام و الجزیره و یا فاش شدن این امر که در سال 2004 ایستگاه ماهواره ای تلویزیونی عربی زبان الجزیره با سرمایه گذاری آمریکا راه اندازی شد و... جملگی نشان می دهند که ادعای استقلال الجزیره تنها حرف است.

 

الجزیره و اسرائیل

الجزیره همواره با اسرائیل تعامل داشته است. داشتن دفتر و مرکز در این مرکز آن هم در شرایطی که در بیش از 20 کشور دفاتر این شبکه تعطیل شده است و نیز پخش اخبار و دیدگاه های صهیونیست ها به صورت مستمر، ثابت کننده این اعتقاد است که الجزیره مناسباتی بیش ازحد و حدود یک خبرگزاری با یک دولت دارد. مثلا در سال 2002 بحرین فعالیت الجزیره در این کشور را به دلیل تمایل این شبکه به اسرائیل ممنوع اعلام کرد تا سال 2004 که بار دیگر گزارشگران الجزیره به بحرین بازگشتند. کشورهای دیگر چونکویت و عربستان هم به دلیل نزدیکی از شبکه به اسرائیل با تأسیس دفتر این شبکه در کشور خود مخالفت کردند.

 

دیواری از سکوت

به گزارش "دویچه‌وله"، به دلیل رفتار دوگانه‌ی شبکه در میان کارکنان آن هم اختلاف به‌وجود آمده است. "الجزیره" در برابر این انتقادها سکوت کرده است. در مرکز این شبکه در دوحه کسی حاضر نیست در این باره توضیح دهد یا با رسانه‌های دیگر مصاحبه کند. به نظر می‌رسد که پشت پرده در میان کارکنان شبکه هم اختلاف به‌وجود آمده است. شماری از خبرنگاران کارکشته که معروف‌ترین آنها قاسم بن جدو است استعفا داده‌اند. آنها معتقدند که "الجزیره" در رابطه با اعتراضات بحرین به اندازه‌ی کافی گزارش نمی‌دهد و در مقابل، بیش از حد به اعتراضات سوریه می‌پردازد. رئیس شبکه‌ی "الجزیره" اخیرا شماری از برنامه‌های سیاسی پر وجهه را حذف نمود و گردانندگان آنها را اخراج کرد.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ برخورد شدید پلیس جمهوری آذربایجان با اقدام نمادین زنان محجبه

پلیس و نیروهای امنیتی ضمن هجوم به سمت زنان محجبه ای که شاخه های گل در دست داشتند تلاش نمودند آنان را از پارک ساحلی دور نموده و مانع از اهداء گل

alt

توسط آنان گردند تعدادی از بازداشت شدگان برنامه پارک ساحلی باکو به مکان نامعلومی منتقل شده و تلاش خانواده های آذری برای کسب اطلاع ازوضعیت آنان بی نتیجه مانده است

نهضت سبزنبوی به نقل ازبولتن، پلیس و نیروهای امنیتی ضمن هجوم به سمت زنان محجبه ای که شاخه های گل در دست داشتند تلاش نمودند آنان را از پارک ساحلی دور نموده و مانع از اهداء گل توسط آنان گردند تعدادی از بازداشت شدگان برنامه پارک ساحلی باکو به مکان نامعلومی منتقل شده و تلاش خانواده های آذری برای کسب اطلاع ازوضعیت آنان بی نتیجه مانده است

به گزارش منابع خبری، دینداران جمهوری آذربایجان به ویژه زنان محجبه این کشور که از چند ماه قبل تا کنون تلاشهای گسترده ای برای لغو ممنوعیت حجاب اسلامی در مدارس متوسطه انجام داده اند، در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، در یک اقدام نمادین بر پایبندی خود به حجاب اسلامی تاکید کردند.

روز سه شنبه جمع زیادی از بانوان محجبه باکو با حضور در پارک ساحلی این شهر، ضمن اهداء شاخه گل و بروشورهایی در خصوص شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) ،سعی در بزرگداشت سالروز میلاد دخت نبی مکرم اسلام را داشتند که با خشونت پلیس مواجه شدند.

alt

پلیس و نیروهای امنیتی ضمن هجوم به سمت زنان محجبه ای که شاخه های گل در دست داشتند تلاش نمودند آنان را از پارک ساحلی دور نموده و مانع از اهداء گل توسط آنان گردند که در این زمان همسران بانوان محجبه ونیز برخی رهگذران به اقدام غیر اخلاقی پلیس درحمله به زنان مسلمان اعتراض نمودند اما پلیس با توسل به زور و بازداشت تعدادی از آنان فضای عمومی پارک ساحلی را متشنج نمود.

به گفته شاهدان عینی ،تعداد کثیری از اتباع کشور های دیگراز جمله ایرانیان مقیم باکو که در پارک ساحلی حضور داشتند ضمن تعجب از اعمال خشونت توسط پلیس و نیروهای امنیتی باکو، به ادعای دولتمردان آذری مبنی بر معرفی جمهوری آذربایجان به عنوان کشوری دموکراتیک اشاره نموده و رفتار پلیس و نیروهای امنیتی را در مغایرت کامل با ادعاهای فوق معرفی می نمودند.

علاوه بر این تعدادی از حاضرین، رفتارخشن نیروهای دولتی با مردم مسلمان باکو ورفتارمنفعلانه نظامیان آذری با نیروهای متجاوز ارمنی را مقایسه کرده و اظهار می داشتند ای کاش دولت باکو از خشونت و اقتدار خود در بازپس گیری قره باغ استفاده نماید نه در سرکوب شهروندان آذری که هدفی جز تکریم شعائر اسلامی ندارند.

بر اساس این گزارش امسال گرچه به حزب اسلامی جمهوری آذربایجان اجازه برگزاری مراسم میلاد حضرت فاطمه زهرا داده نشد لیکن دهها مراسم بزرگداشت در باکو و شهرهایی مثل گنجه برگزار گردید و مردم مسلمان جمهوری آذربایجان بار دیگر ارادت قلبی خود به ائمه اطهار را نشان دادند.

الچین مناف اف، رئیس موقت حزب اسلام نیز با اشاره به رفتار دولت باکو در تضییع حقوق دینداران از جمله ممانعت از اهداء گل توسط زنان محجبه اظهار نموده است: « در واقعه تلخ امروز نیروهای خارجی نقش دارند ،حاکمیت جمهوری آذربایجان با الهام از برخی کشورهای خارجی در صدد مقابله با فرهنگ اسلامی و ترویج فحشاء و بی بند و باری است. دولت تلاش می کند اسلام و مسلمانان را تحقیر نماید اما در نهایت نخواهند توانست این اقدام را انجام دهند. »

بر اساس آخرین گزارش رسانه های آذری، تعدادی از بازداشت شدگان برنامه پارک ساحلی باکو به مکان نامعلومی منتقل شده و تلاش خانواده های آذری برای کسب اطلاع ازوضعیت آنان بی نتیجه مانده است.

گفتنی است اقدام پلیس باکو در سرکوب برنامه نمادین اهداء شاخه گل توسط بانوان محجبه در حالی است که چند روز پیش دولت باکو با صرف هزینه های گزاف نسبت به برگزاری جشن گل اقدام نموده بود.

الچین مناف اف؛رئیس حزب اسلام جمهوری آذربایجان در این باره گفت: ما برنامه هایی را برای برگزاری این مراسم تدارک دیده بودیم که یک روز مانده به اجرای مراسم حکومت تمامی برنامه های ما را بر هم زد.مقامات پلیس باکو با هشدار به مدیریت تالار ها و رستورانها آنها را تحت فشار قرار داده بودند تا با برگزاری چنین مراسم هایی مخالفت کنند

مناف اف گفت :حتی از مراسم مرکز دفاع از آزادی های دینی اعتقادی و وجدان نیز ممانعت شده است

رئیس حزب اسلام جمهوری آذربایجان با اشاره به ادامه فشار ها به دینداران افزود: نیروهای خارجی در ممانعت از برگزاری مراسم امروز نقش بسزایی داشتند

الچین مناف اف خاطرنشان ساخت: آنها به مقابله با فرهنگ پرداخته اند.با فحشا و فساد مخالفت نمی کننددر صدد مقابله با اسلام هستند.به ما حتی اجازه دفاع از حق خود را نمی دهند،نمی دانیم دردمان را به جه کسی بگوییم

رئیس حزب اسلام جمهوری آذربایجان در ادامه افزود: حکومت در صدد تحقیر دین و دینداران می باشد که هرگز نخواهد توانست به هدفش برسد

حاج ایلقار ابراهیم اوغلو رهبر جمعیت دینی باکو هم طی مقاله ای با اظهار تاسف شدید از ممانعت دولت در برگزاری آیینهای اسلامی و ایجاد فضای خفقان بر مردم مسلمان این کشور، اظهار کرد : دولت در سیاستهای ضد دینی خود موفق نخواهد شد چراکه " حتی نظام شوروی کمونیستی هم نتوانست با این قبیل اقدامات موفقیتی کسب کند و مردم جمهوری آذربایجان همواره در سخت ترین شرایط هم دین و ارزشهای اعتقادی خود را حفظ کرده اند.

ممانعت پلیس باکو از برگزاری جشن میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) در حالیست که در روزهای اخیر درپی اعلام برنده شدن خوانندگان اعزامی دولت جمهوری آذربایجان در مسابقه یوروویژن 2011 ، استقبال کنندگان از این رویداد به مدت چند شب تا نیمه های شب و با حالت مستی به تجمع و حرکتهای ناهنجار در میدان آزادی و پارک ساحلی باکو می پرداختند و شبکه های تلویزیونی باکو نیز بطور دربست به تبلیغ این رویداد اختصاص یافته بود

 

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ شبکه های اجتماعی و انقلاب تونس

فارغ التحصیل 26 ساله بیکار دانشگاه و میوه فروش دوره گرد با به آتش کشیدن خود ، آتش انقلاب را در کشورعربی تونس شعله ور کرد.   

  

مقارن این جریان نسل آشنا به اینترنت در تونس ؛ اخبار را از طریق شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توئیتر روی صفحات خود به درست یا نادرست منتشر نمودند.

رسانه ها خبر از یک موج رسانه ای آنلاین از طریق توئیتر و فیس بوک در تونس دادند.

گاردین توئیتر را منبع خبری انقلابیون اعلام کرد و برخی از اخبار خود را که پیشتر از این سایتها نقل نمی کرد؛ بعنوان اخبار غیررسمی منتشر نمود. مقارن آن بی بی سی عربی نیز تصمیم به انتشار اخبار توئیتر کرد و این روند شتاب بیشتری بخود گرفت.

شواهد همچنین نشان می دهد کشورهای غربی و بخصوص امریکا با سوار شدن بر موج خبری ایجاد شده در توئیتر و فیس بوک سعی نموده جنبش مدنی تونس را مطابق سیاستهای خود تغییر داده و حتی اخبار بعضاً تأیید نشده را برخلاف قواعد رسانه ای و روزنامه نگاری مورد استناد و استفاده قرار دهند.

این سلاح (شبکه های اجتماعی) درخدمت اهداف انقلابیون و همچنین کشورهایی مانند آمریکا به مراتب کارآتر از سلاحها و شیوه های متعارف و نامتعارف نظامی و... است.


تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ تلاش BBC برای زنده‌کردن جنازه‌فتنه با سوءاستفاده از مرحوم‌حجازی

عطش معنادار تلویزیون دولتی انگلیس برای تبلیغ فعال بودن جریان آشوب که در ماه‌های گذشته روند صعودی داشته، موجب شده تا در پوشش اخبار مختلف دچار اشتباه‌های فاحش شود.

alt

نهضت سبز نبوی به نقل از رجا ، امروز در حالی که مردم ورزش دوست تهران به ورزشگاه آزادی رفته بودند تا پیکر مرحوم "ناصر حجازی" دروازه بان اسبق تیم ملی ایران را تشییع کنند، ‌بی‌بی‌سی فارسی تلاش کرد تا از تشییع جنازه مرحوم حجازی هم برای زنده کردن جنازه فتنه استفاده کند اما تحریریه بی‌بی‌سی در این زمینه گاف عجیبی داد.

alt

تلویزیون دولتی انگلیس در خبری که در سایت اینترنتی خود منتشر کرده، مدعی شده که سیدحسن خمینی بر پیکر مرحوم حجازی نماز خوانده است؛ درحالی که حجت‌الاسلام علیپور دبیر کمیته فرهنگی منشور اخلاقی، نماز میت را خواند.

alt

رسانه‌های ضد انقلاب در روزهای اخیر با انتشار بدون منبع این خبر تلاش کردند تا مراسم تشییع ناصر حجازی را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کنند که البته این سناریو با هوشمندی مردم و خانواده مرحوم حجازی ناکام ماند. اگرچه در این میان نمی‌توان نسبت به سکوت معنادار موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) هم بی‌تفاوت بود که هیچ واکنشی برای تکذیب خبر سایت‌های ضدانقلاب مبنی بر حضور سید حسن خمینی در ورزشگاه آزادی و اقامه نماز میت بر پیکر حجازی نشان نداد.

alt

بی‌بی‌سی به همین هم اکتفا نکرده و در ادعایی جالب که با اظهارات حاضرین در مراسم تشییع ناصر حجازی همخوانی ندارد، گفته است که این مراسم تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور گسترده ماموران انتظامی برگزار شده است.

alt

بی‌بی‌سی برای اثبات ادعای خود، از حمل تابوت مرحوم حجازی توسط ماموران امنیتی هم خبر داده که نگاهی به تصاویر منتشر شده از این مراسم نشان می‌دهد که منظور تلویزیون دولتی انگلیس از ماموران دولتی، حمل تابوت ناصر حجازی توسط نیروهای ویژه تشریفات بوده که به منظور احترام به جایگاه ملی وی صورت گرفته است.

این گاف تلویزیون دولتی انگلیس درحالی است که فعالان رسانه معتقدند بی‌بی‌سی در ماه‌های اخیر به ویژه در هفته‌های پایانی سال گذشته و در وقایع روز 25 بهمن 89، به طرز عجیبی نقاب بی‌طرفی خود را کنار زده و صراحتا تلاش می‌کند تا به هر وسیله ممکن دست به احیای جریان فتنه بزند؛ مساله‌ای که با انتشار گزارش‌ها و اخبار دروغین درباره تجمعات مخالفان جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و اکنون به گاف‌های متعدد در زمینه مسائل اجتماعی و ورزشی رسیده است.

چندی پیش اعضای اتاق فکر لندن که با محوریت وزیر ارشاد دولت اصلاحات فعالیت می‌کنند، از برنامه ویژه خود برای ایجاد یک مرکز ساماندهی رسانه‌ای در انگلستان خبر داددند که وظیفه آن، سوءاستفاده از هر اتفاق و واقعه اجتماعی در ایران برای زنده نشان دادن جریان ضدانقلاب داخلی است.

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ آنها که بیشمارند اما هیچ جا نیستند؟!

اگر واقعاً بی شماریم چرا هیچ جا نیستیم؟!http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSt46JAiUtbEC-SA_17BhFoQzANdjyfZQGFRCCtIOE9HQkl9c_owc14to8

نهضت سبزنبوی به نقل ازعماریون- بعضی وقت ها حرف حساب را باید از زبان دیوانه ها شنید از جمله حرف حساب «مجمع دیوانگان» که در بالاترین منتشر شده است.
نویسنده «مجمع دیوانگان» که با شبکه ضدانقلابی مذکور همکاری می کند با اشاره به انتشار بیانیه های جعلی گاه به گاه در فضای رسانه ای آن هم با ادبیات تند و تحریک آمیز و دعوت به اغتشاش می نویسد: تا آنجا که ذهن یاری می کند از میان فعالان اپوزیسیون داخل کشور بجز معدود چهره های شاخص مدت هاست که دیگر شخص یا گروهی برای پیگیری جنبش اقدام آشکاری نمی کند. این وبلاگ افزوده است: کسانی بیانیه هایی با امضاهای ناشناس منتشر می کنند؛ «جمعی از کارمندان وزارت کشور»، «گروهی از رزمندگان و جانبازان جنگ»، «تعدادی از سرداران دفاع مقدس» و الخ، بی پایه تر و بی خاصیت تر از همه این نامه هایی که گاه حتی ارزش خواندن هم ندارند، فراخوان هایی است که به اسم «گروهی از دانشجویان سبز» منتشر می شود و اتفاقا انتظار دارد که دیگر به واسطه درخواست این گروهی که حتی شهامت ندارند نامشان را هم ذکر کنند به خیابان بریزند، جانشان را کف دستشان بگیرند و دانشگاه را تعطیل کنند و ال کنند و بل کنند. طبیعی است که در این سکوت سهمگین افراد و معدود جنبندگی سایه های گمنام، هزینه هر کسی که گامی پیش بگذارد بالا خواهد رفت. اما پرسش این است که اگر ما به واقع بی شماریم چرا می ترسیم؟

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ شمشیر کشی مجید انصاری علیه نظام در قم

مجید انصاری که امروز به دعوت اعضای مجمع جعلی محققین و مدرسین حوزه به دانشگاه مفید قم دعوت شده بود با توهین به اصل ولایت فقیه، مشروعیت ولایت altفقیه را مردم دانست و گفت اکنون این مشروعیت وجود ندارد. این عضو مجمع روحانیون مبارز با سوء استفاده از مسائل و مشکلات به وجود امده در دولت، سعی بر صید ماهی از آب گل آلود نمود و در سخنانی مضحک ادعا نمود که تعلیق انرژی هسته ای در دوران اصلاحات با موافقت رهبری بوده است.

نهضت سبزنبوی به نقل از پایگاه598 : مجید انصاری عضو مجمع روحانیون امروز با حضور در دانشگاه مفید و استقبال آقایان ادیب، سلیمانی و فاضل میبدی در جمع دانشجویان به سخنرانی پرداخت.

وی در آغاز سخنان خود، به بازشکافی مقوله مشروعیت در نظام حکومتی از دید اسلام پرداخت و مشروعیت را مهم ترین پایه اقتدار و حقانیت هر حاکم برشمرد و نظام حاکم را فاقد مشروعیت ذکر کرد؛ زیرا به قول وی مشروعیت تنها جنبه الهی ندارد و مردم هستند که در جریان اعطای مشروعیت به یک نظام حاکم نقش دارند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در اثبات ادعای خود، خانه نشینی امام علی(ع) را نمونه ای دینی برای عدم اعطای مشروعیت توسط مردم ذکر کرد و دلیل این امر را عدم مشروعیت دادن به امیرالمومنین و در نتیجه عدم صلاحیت حضرت برای نشستن در کرسی خلافت دانست.

انصاری در ادامه، فلسفه سیاسی امام خمینی(ره) را نیز بر همین منطق دانست و گفت: تا زمانی که مردم یک حکومت و نظام را بخواهند، آن نظام مشروعیت دارد و در غیر آن صورت این نظام از دایره مشروعیت خارج شده است.

وی در ادامه بحث کوشید تا سیر سخنان خود را به سمت داغ ترین موضوع این روزهای کشور یعنی بحث رمالی وجن گیری هدایت کند و با اشاره به وقایع پیش آمده در چند روز اخیر، مهم ترین دستاورد دولت را ایجاد مشاوران و رمالان دانست.

عضو مجمع روحانیون در این مراسم ادعا کرد که 85 درصد طرح های هسته ای در کشور در زمان آقای خاتمی انجام شده است و تعلیق انرژی هسته ای هم با نظر رهبری نظام بوده است و در ادامه بحث را تا آنجا پیش برد که عنوان کند که با توجه به اقدامات دولت از سال 84 به این سمت، خساراتی بر کشور وارد شده است که تا 10 سال دیگر نیز قابل جبران نخواهد بود.

نکته جالب توجه در این مراسم، عدم اجازه پرسش دانشجویان از سخنران جلسه بود و وی پس از پایان سخنرانی در حالی که دانشجویان معترض در حال بیان دیدگاه های خود بودند به سرعت آمفی تئاتر دانشگاه را ترک کرد و به هیچ سوالی پاسخ نداد.

سخنان صریح و بی پرده جناب انصاری در فضای دانشگاه مفید، حاوی نکات بسیار روشنی است که نیازی به تحلیل عمیق ندارد؛ نخست آن که آقای انصاری در بیان فلسفه مشروعیت در نظام سیاسی، نشان داد که مثل بسیاری از افرادی که در کشور ما ظاهر سیاسی دانان و نخبگان علمی رابه خود می گیرند، اصلا درحوزه علم سیاست حتی تورق هم نکرده است زیرا تعریفی که وی از مشروعیت درنظام اسلامی ارایه می کند به هیچ عنوان با واقعیت سنخیت نداشت و سعی کرد با قیاس ها و استقراهای ناقص به نتایج کلی دست یابد.

نکته دوم آنکه فلسفه خانه نشینی امام علی(ع) به دلیل عدم مشروعیت داشتن ایشان نبود بلکه دلایل بسیاری داشت که یکی از آنها را می توان در تنبیه ملت گمراه توسط خداوند و افتادن دردام جریان های نفاق دانست. این در حالی است که مشروعیت حکومت امام بر اساس حکم خداوند، قرآن، سنت و نصب عینی پیامبر بر هیچ کسی پوشیده نبود. اما اینکه چگونه آقای انصاری خانه نشینی حضرت را به شرایط امروز ایران تطبیق می دهد و به صراحت عنوان می کند که مردم، این نظام را نمی خواهند، نشان دهند عمق کینه و عداوت وی و همفکرانش از ولایت فقیه است و نه درد سیاست ومشروعیت.

وی در سخنان خود به مساله اخبار مربوط به رمالی وجن گیری و ارتباط آن با برخی افراد حکومتی اشاره و آن را دستاورد این دولت برای کشور ذکر کرد که واقعا با هر مبنای عقلی که بخواهیم به آن بپردازیم بی انصافانه بود؛ وی باید در نظر داشته باشد که هیچ حکومتی بی عیب وایراد نیست و هیچ انسان عاقلی نیز، هیچ کار اشتباهی را تایید نمی کند، اما گاف های برخی آقایان در پست های مهم، امروزه به شمشیر دوسری برای بدخواهان نظام ومخالفان اصل ولایت فقیه تبدیل شده است تا از طریق بزرگنمایی این مسایل به اهداف شوم خود برسند و از آبی که توسط عده ای افراد خام گل آلود شده است، ماهی خود را صید کنند.

مساله بعدی در سخنان انصاری، اشاره وی به رای رهبر انقلاب مبنی بر تعلیق فعالیت های هسته ای در کشور بود که این گفته وی، از آن دروغ های شاخ داری بود که باعث شد به جای جواب دادن به سوالات دانشجویان فرار را برقرار ترجیح دهد؛ زیرا همگان بر این امر واقف اند که هیچ کسی به اندازه مقام معظم رهبری در برابر خواسته های زورگویانه غرب مقاومت نکرد و تمام سرسختی های دکتر احمدی نژاد پس از پایان حکومت دوم خردادی ها با تکیه بر همین اراده قوی ایشان استوار بود. سخنان مکرر مقام معظم رهبری در بر ملا کردن نقشه های شوم دشمنان در بحث هسته ای چیزی نیست که کسی مثل آقای انصاری بخواهد آن را کتمان کند، چون همه می دانند که ترس جبهه فکری دوم خرداد از استقلال رای در برابر غرب بود که کشور را تا آن اندازه در جهان، خوار کرد و اگر بیانات وفرامین رهبری نبود معلوم نبود که امروز دانشجویان در کشور ما اجازه تحصیل در رشته فیزیک هسته ای و... را داشتند یا خیر؟
نکته دیگری که در سخنان جنجالی وضد نظام انصاری رخ نمایی می کرد، تلاش وی برای ضعیف نشان دادن دولت دکتر احمدی نژاد و موفق دانستن دولت های پیشین در عرصه داخلی و جهانی بود که البته دراین جا هیچ بحثی با وی باقی نمی ماند، زیرا با توجه به انظباق خدمات دو دولت در عرصه داخل و خارج با تکیه بر مبنای فکری و عقیدتی و اندازه گیری که انصاری وهفکران وی، کاملا حق با آنها است! زیرا به طور کلی مبنای خدمت، عزت، مشروعیت، نظام و اسلام از نظر این دوستان تعریفی خاص دارد در این مجال جایگاه بحث ندارد.

آنچه از سخنان غیر علمی و جسته و گریخته انصاری در قم بر می آید غیر شمشیر کشی وی و همفکران وی برعلیه نظام ولایت فقیه، در آخرین روزهای نفس کشان دوم خردادی ها در عرصه سیاست نیست زیرا هر وقت ایدئولوژی و جهان بینی علمی جای خود را به افترا و دروغ حملات کور می دهد، نشان دهنده جایگاه نظر و فکری و سیاسی دشمنان نظام در داخل و خارج است.

البته نباید این مساله را از نظر دور داشت که حلقه فکری موجود در دانشگاه مفید دنبال تطهیر جریان دوم خرداد می باشد و از این رو با نزدیک شدن به انتخابات اقدام به دعوت و برگزاری سخنرانی برای عناصر مسئله دار دوم خردادی می نماید.

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ عزاداری صداوسیمادرشب میلادصدیقه طاهره

شب گذشته درحالی که ایران بر اساس شعائر دینی خود با گرامیداشت سالروز میلاد دخت نبی اکرم(ص) در حال گذراندن ساعاتی شاد و معنوی در کنار خانواده خود بودند، رسانه ملی در پربیننده ترین ساعات خود در شبکه سه مجلس ختم و عزاداری برپا کرد. 

 
به گزارش رجانیوز، مجری برنامه 90 که در ایام سوگواری ائمه اطهار علیهم السلام کمتر با لباس عزا دیده شده، با پوشیدن لباس مشکی و به‌راه انداختن مجلس ماتم مشغول عزاداری برای فوتبالیست فقید ایران شد. 
 
هیچ‌کس از درگذشت فوتبالیست محبوب ایران مرحوم ناصر حجازی خوشحال نیست اما سوال این است که مگر چند درصد مردم ایران این مقوله را مهمترین مساله شب میلاد خود تلقی می کنند و چرا باید تنها یک شب از سال که مخصوص قدردانی از مادران و گرامیداشت مقام پر ارج مادر است برای عموم مردم ایران به چنین وضعیت اسفناکی تبدیل شود. 
 
درگذشت یک فوتبالیست علی‌رغم مهم بودنش مساله تنها بخشی از مخاطبان رسانه ملی است درحالی که احترام به مادر و جشن گرفتن در کنار او و قدردانی از مقام والای او در شب میلاد حضرت زهرا(س) سال هاست سنتی ستودنی و همه گیر در ایران است و اقتضای آن فراهم ساختن زمینه های شادمانی و عمیق تر کردن ارتباطات خانوادگی توسط برنامه های صدا و سیماست. 
مدیران رسانه ملی بارها نشان داده‌اند که در اولویت سنجی برای برنامه های سیما تحت تاثیر محیط نزدیک خود بوده و کمتر با دانش رسانه ای و دغدغه های عمومی آشنا هستند. متاسفانه مخاطبان رسانه ملی مدتی است که بتدریج با دیدن انواع رفتارهای نامتناسب و سوال برانگیز از شبکه های مختلف تلویزیونی به‌ویژه شبکه سه، نسبت به رسانه ملی بدبین و کم اشتیاق شده اند. 
 
برنامه 90 همچنین در اقدام کاسبکارانه‌ای به‌جای درخواست صلوات و فاتحه برای درگذشت حجازی، بارها از مخاطبان خواست به یاد او عدد 1 را برای یک شماره خاص پیامک کنند.
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ از روز مادر ایرانی تا مشابه شرقی و غربی

مادر بودن یا نبودنش فرقی نمی‌کند. یک روز را در سال به نام آنها کرده‌اند. نیمی از جمعیت کشور که چه مادر باشند چه نه، چه ازدواج کرده باشند چه نه، زنند و قرار است در روزی که به مناسبت تولد بزرگ‌زن تاریخ اسلام به نام آن‌ها نامگذاری شده، مقامشان گرامی داشته شود.
alt
نهضت سبزنبوی به نقل ازعماریون- حالا تقویم یک بار دیگر روی این روز ایستاده و روز زن را نشان می‌دهد. روز زنانی که بیش از 70 درصدشان خانه دارند . روزی که هرچند بیشتر به نام مادران ایرانی شناخته می‌شود. اما چندسالی می شود که از همه طرف سعی بر این بوده که «زن»ها هم جدای از مادر بودنشان، یک روز از 365 روز سال را به نام خودشان داشته باشند.

روز مادر در کشورهای غربی و شرقی

اما فقط ایران نیست که در آن یک روز از روزهای سال اختصاصا برای مادران نامگذاری شده است. انگلستان، نخستین کشوری بود که روز مادر را بوجود آورد. در برخی از کشورهای غربی (از جمله انگلستان) دومین یکشنبه ماه مه هر سال روز مادر نام می‌گیرد. این فکر توسط زنی به نام جولیا واردهو به آمریکا برده شد و اولین روز ماه ژوئن به عنوان روز مادر تعیین شد و در سال ۱۹۲۴ کنگره آمریکا دومین روز ماه مه را به عنوان روز مادر تعیین کرد. در برخی کشورهای شرقی مانند ژاپن نیز، زادروز همسر وقت امپراتور به عنوان روز مادر گرامی شمرده می‌شود.

کشورهایی مانند ترکیه، دانمارک، فنلاند، ایتالیا، استرالیا و بلژیک نیز روز مادر را در دومین یکشنبه ماه مه جشن می‌گیرند. در نروژ دومین یکشنبه ماه فوریه و در سوئد و فرانسه نیز آخرین یکشنبه ماه مه، این روز جشن گرفته می‌شود.

اما در ایران، روز مادر از سال 59 تا به حال در زادرز حضرت زهرا (س) گرامی داشته می‌شود. این روز بعد از سخنرانی امام خمینی در پانزدهم اردیبهشت سال 59، نامگذاری شد. ایشان در این سخنرانی گفتند که «اگر روزی باید روز زن باشد، چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛ زنی که افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می‌درخشد.»

زنان ایرانی چه قوانینی به نام خودشان دارند؟

اما گذشته از اینها، هر وقت اسم روز زن در کشورهای مختلف می‌آید ناخودآگاه شاید این موضوع به ذهن‌ها متبادر می‌شود که دولت‌های مختلف برای زنان کشورهایشان چه کرده‌اند. این موضوع در ایران و مخصوصا در سالهای بعد از انقلاب هم همیشه مطرح بوده و باعث شده تا فعالان حقوق زنان در کشور قبل از همه به وضعیت حقوقی و قانونی زنان توجه نشان دهند. زنان نماینده مجلس شورای اسلامی و برخی دیگر از زنان فعال در منصب‌های دولتی و سیاسی معتقدند که وضعیت حقوق زنان در کشور، روند رو به رشد و راضی‌کننده‌ای را طی می‌کند و به شاخص‌های جهانی در این مورد اشاره می‌کنند.

در سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران شاهد تحولات بی‌شماری از لحاظ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... بوده ‌است. خانواده و حقوق خانواده نیز در مسیر این تغییر و تحول‌ها قرار گرفته است. در این سالها قوانین زیادی در حوزه زنان تصویب شده که البته بیشتر به نام آنها ولی در حوزه خانواده بوده است؛ قوانینی که پایه گذاران و تصویب کنندگان آنها یکی از دلایل به تصویب رساندن انها را اهمیت نظام جمهوری اسلامی به حقوق خانواده و ارزش گذاشتن به مقام خانواده و نقش مادری که در قانون اساسی به آن تأکید شده ‌است، می‌دانند.

در طی سی سال گذشته، ایران هشت دوره قانونگذاری را پشت سر گذاشته و در مجلس و دولت، مشارکت سیاسی و مدیریتی زنان روند کند، اما رو به رشدی را داشته است. مقایسه آمار شرکت‌کنندگان زن در دوره‌های اول تا هفتم مجلس شورای اسلامی تا حدی این موضوع را آشکار میکند. بر طبق این آمارها، تعداد زنان داوطلب از 90 نفر واجد صلاحیت برای نامزد شدن مجلس در دوره اول به 827 نفر واجد صلاحیت برای مرحله هفتم رسید، یعنی تعداد کاندیداهای انتخابات مجلس حدود 10 برابر شده است. اما تعداد زنان منتخب در مجلس شورای اسلامی از چهار نفر در دوره اول به 13 نفر در دوره هفتم رسید؛ از سوی دیگر در دوره‌های اول تا چهارم، بیشتر کاندیداها از تهران بودند، اما از آن دوره به بعد، به‌جز تهران، از شهرهای دیگر نیز زنانی داوطلب نمایندگی بوده اند اما به هرحال این روند در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی کاهش پیدا کرد و تعداد زنان در مجلس به هشت نفر رسیده است.

قانون واگذاری حق حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آنها، قانون اصلاح موادی از قانون مدنی (تابعیت، نکاح قبل از بلوغ، نکاح دختری که هنوز شوهر نکرده، عیوب فسخ نکاح و ...)، ‌حق ‌حضانت فرزندان صغیر یا محجور به ‌مادران ‌آنها، تعیین تکلیف فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، افزایش مرخصی زایمان، کم کردن ساعات کاری زنان، اصلاح قانون دیه در مورد زنان و ... از جمله قوانینی اند که در این سال‌ها در مورد زنان از مجلس و شورای نگهبان بیرون آمده اند.

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ سوم خرداد سالروز حماسه همیشه تاریخ ایران

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاریخ جنگ ایران و عراق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خبر آزادی خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ایران بسان خانواده‌ای بزرگ که فرزند از دست رفته خود را باز یافته است اشکهای شادی و شعف خود را نثار روح شهدای حماسه‌آفرین صحنه‌های شورانگیز این نبرد کردند. برای پی بردن به عظمت این نبرد حماسی کافی است بدانیم که نیروهای  متجاوز عراق پیش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق محسوب دارند. همچنین تجهیزات و امکانات دفاعی دشمن در این منطقه نشان می‌داد که عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قیمت،‌ این شهر را در تصرف نیروهای خویش نگهدارد.
هنگامی که مرحله اول و دوم عملیات بیت‌المقدس به پایان رسید و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، رادیوی رژیم بعثی، می‌کوشید در تبلیغات کاذب خود، حضور نیروهای عراق را در خرمشهر به رخ بکشد تا توجیهی برای ترمیم روحیه نیروهای شکست خورده و رو به هزیمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زمانی کمتر از 24 ساعت، موجب شد که بخش قابل توجهی از نیروهای مهاجم عراقی به اسارت نیروهای جمهوری اسلامی ایران درآیند.
نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرین بیت ‌المقدس که برای رها سازی خرمشهر از سلطه‌ نیروهای مهاجم عراقی انجام شد، از دهم اردیبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجامید. این نبرد حماسی علاوه بر  پایان بخشیدن به 19 ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سهمگین و کمرشکن به توان رزمی و جنگ طلبی‌های دشمن مهاجم وارد ساخت.
کوتاه سخن اینکه عملیات بیت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترین عملیات پدآفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در تاریخ نظامی 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.
اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهیدان گذر کنیم و تاریخ نقش بسته بر سنگرها را مرور کنیم، خواهیم دید که مجموعه شهیدان سوم خرداد 1360 الگویی کوچک از ملت مقاوم ایران است که چونان سپهری  پر ستاره می درخشد. شادیهای به یاد ماندنی خودجوش و سراسری پس از آزادسازی خرمشهر نیز برگ  دیگری از این حماسه ملی بود و نشان داد که مردم سراسر اقطار و بلاد ایران اعم از آن که هرگز خرمشهر را به چشم دیده باشند یا نه چگونه از شنیدن خبر این پیروزی ساعتها به دست افشانی و پایکوبی پرداختند وهزیمت دشمن اشغالگر را از خاک میهن جشن گرفتند.
سوم خرداد یک حماسه ملی است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه های دفاع نبود، نه حماسه آن پیروزی  تحقق می یافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پیروزی. لذا به حق می توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمی در همه صحنه هاست.


تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ نامه اعتراضی داشجویان دانشگاه شاهد خطاب به خاتمی و علی مطهری

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد با نوشتن نامه ای خطاب به خاتمی و مواضع اخیر وی که با توجه به نزدیک شدن به انتخابات نهم مجلس و نیز موج سواری بر http://www.bibaknews.com/files/fa/news/1390/3/2/6100_328.jpegفضای ایجاد شده ناشی از تحرکات جریان انحرافی شکل می گیرد وی را به نقد جدی کشاندند.

نهضت سبزنبوی به نقل از خبرنامه دانشجویان، همچنین در این نامه نیز نسبت به مواضع ناصواب علی مطهری که داعیه دار اصول گرایی است که به حمایت از خاتمی و نیز دیدار با وی می پردازد اعتراض خود را بیان کردند.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی
کمتر از 10 ماه دیگر مانده به انتخابات مجلس نهم که برخی گروه‌های سیاسی و احزاب، خود را برای رقابت در این عرصه آماده می‌کنند و برخی دیگر علی‌رغم تأکیدات رهبری معظم انقلاب مبنی بر عدم ورود زودهنگام به فضای تبلیغاتی-انتخاباتی، حتی تبلیغات خود را نیز در شهرستان‌های متبوعشان آغاز کرده‌اند؛ اما نکته قابل توجه این‌که در این بین افرادی که خیانتشان به ملت و کشور آشکار شده است و چندین‌بار در حماسه‌هایی از جنس 23تیر 78 و 9دی 88 با آن‌ها تسویه حساب شده است، با دستاویز قرار دادن اتفاقات اخیر داخلی سعی می‌کنند با نمایشی خیرخواهانه خود را به عنوان میانجی میان ملت و حکومت معرفی کنند و با این ترفند با عادی‌سازی خیانت‌های گذشته خود، در پی مطرح کردن جریان مطلوب خود برای انتخابات مجلس هستند.

در چند روز گذشته شاهد سخنرانی‌‌ها و دیدارهای متعدد و معنادار محمد خاتمی بودیم که با درخواست آزادی احزاب و تلطیف فضای کشور اظهار داشته است: "اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است، می‌گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. "

البته سخنان او در زمان حواشی ایجاد شده توسط یک گروهک انحرافی در بدنه دولت به همین‌جا ختم نمی‌شود و وی پیش‌تر از این‌ها نیز در باب حضور اصلاح‌طلبان در مجلس نهم سخنانی گفته و اظهار داشته بود که: "اگر نتوانیم در مجلس آینده حضور تابلو‌داری داشته باشیم‌، درواقع خود را از مشارکت سیاسی محروم کرده‌ایم، باید بدون واهمه در انتخابات شرکت کنیم و با سازوکارهای مناسب بقای خود را تضمین کنیم. "

در رابطه با این سخنان که به نظر می‌رسد در راستای عملیاتی‌تر شدن رویکرد بازگشت به نظام برخی از جریانات مدعی اصلاحات علی‌الخصوص محمد خاتمی صورت می‌گیرد نکاتی را خطاب به وی که هنوز به دلیل عدم اعلام موضعی شفاف و صریح نسبت به مواضع سال‌های گذشته خود و ارتباطش با دیگر اصحاب و سران فتنه در مضان اتهام است و تا زمانی که علنی و به صراحت از ملت ایران و رهبری معظم عذرخواهی نکند و با حضور در دادگاه صالحه نسبت به مواضع خود پاسخگو نباشد هرگز در دایره مقدس نظام جمهوری اسلامی جایی نخواهد داشت؛ مطالبی را خطاب به وی بیان می‌داریم:

آقای خاتمی!
اگر ظلمی شده است؛ از جانب سینه چاکان اندیشه‌های غرب‌زده شما بوده است که از زمان اصلاحات تا به حال در پی تحقق شعار جامعه مدنی شما بوده‌اند و هرچه توان داشتند به کار گرفتند تا جدایی دین از سیاست را کلید بزنند اما به لطف رابطه ولایت و امت، علی‌رغم تمامی فتنه‌انگیزهایی که از ناحیه اصحاب و یاران امنیتی شما همچون حوادث مجلس ششم، ماجرای ساختگی سعید امامی و قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه و... صورت گرفت، تا به امروز نتوانستند سر سوزنی از ملت ایران امتیاز بگیرند و این استقامت ملت همیشه در صحنه و حماسه‌ساز ایران، خود باطل بودن اندیشه سکولار شما و دوستانتان را اثبات می‌کند.

آقای خاتمی! شما درحالی گفته‌اید: "من معتقدم وقتی حکومتی خود را منتسب به اسلام می‌داند باید مرز میان حقایق اسلامی و آنچه صورت می‌گیرد را مشخص کند، نه اینکه خدای ناکرده به گونه‌ای باشد که حتی ناروایی‌ها و نارسایی‌ها به نام اسلام تمام شود و این وظیفه حکومت و کسانی است که امکانات در اختیارشان است. " که باید بدانید این مرزبندی‌ها خیلی قبل‌تر از این انجام شده است؛

این مرزبندی‌ها زمانی ایجاد شد که جنابعالی با طرح شعار آزادی، فرهنگ غنی اسلامی-ایرانی ما را در مدت 8 سال به یغما بردید و ادبیات کریه التقاط و اختلاط را بر ذهن جوانان دیکته کردید؛ این مرزبندی‌ها زمانی ایجاد شد که جنابعالی با استناد به اندیشه‌روشنتان! در جشن پایکوبی مجله چلچراغ دست نوازشی بر سر دختران نامحرم مملکت کشیدید و بدن آن‌ها را لمس کردید؛ آن هنگامی این مرزبندی‌ها ایجاد شد که شما با راسموسن خائن دبیر کل ناتو که از کاریکاتوریست‌ها موهن به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) دفاع کرده بود، دیده‌بوسی کردید؛ این مرزبندی‌ها آن زمانی ایجاد شد که شما با ذلالت خود در سیاست خارجی به عزت ملت ایران در مقابل بی‌ریشه هایی همچون ژاک‌شیراک و دیگر سردمداران استکبار خدشه وارد کردید؛ این مرزبندی‌ها آن هنگامی ایجاد شد که در مصاحبه با کریستین امانپور خبرنگار صهیونیست شبکه‌های دروغ‌پرداز غربی آبراهام لینکلن آمریکایی را شهید خواندید؛ این مرزبندی آن زمانی ایجاد شد که با دختران ایتالیایی در انظار عمومی دست دادید و از این جنس مصادیق برای شما بسیار می‌توان برشمرد.

آقای خاتمی!
بدانید؛ ما هیچ‌وقت این موارد را به پای حکومت‌اسلامی ثبت نکردیم و همه را به نام شخص شما نوشتیم چرا که پیام اسلام و حکومت اسلامی فاتح قلوب حق‌طلبان جهان بوده و فقط محدود به ایران نبوده است و در عین حال، پلیدی حرکات منافقانه و دور از اخلاقیات شما در برابر عظمت اسلام آنقدر حقیر است که به پاکی و طهارت این پیام، ذره‌ای خدشه وارد نکرد و انتقاداتی که از ناحیه جریان اصولگرایی در مواجهه با حوادث فرعی و حاشیه‌‌سازی‌های برخی افراد معلوم‌الحال متوجه دولت می‌شود، هرگز به معنای تأیید شما و یا چشم‌پوشی از گناهان بزرگ جریان شما نیست.

اما پس از محمد خاتمی سخنی هم داریم با کسانی که داعیه‌دار اصولگرایی‌اند و مردم تنها به اعتبار نام پدرانشان به آن‌ها فرصتی برای فعالیت داده است اما متأسفانه این افراد به جهت خردنگری بیش از اندازه خود در چند هفته اخیر بر شدت آن‌چه که انتقاد خود به دستگاه‌ها می‌خوانند افزوده‌اند و اکنون در راستای این خطوط طراحی شده جریان فکری سکولار حرکت می‌کنند.

کسی که رسانه‌های جریان اپوزپسیون نظام او را با نام اصولگرای معتدل! مجلس هشتم خطاب می‌کنند، فردی که خود باید بیش از هر کس دیگری باید متذکر این فرموده امام راحل شود که اگر دیدید دشمن برای شما کف می‌زند، به راهی که در پیش گرفته‌اید، شک کنید. علی مطهری، فردی است که اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم با سخنان و مواضع خود پازل برخی جریانات مدعی اصولگرایی که به جنگ قدرت با دیگر سیاسیون می‌آیند را همواره کامل می‌کند و مرتب به دلیل عدم توجه خود به مسائل کلان و مصلحت‌های خاص نظام و تشخیص صحیح از اهم و مهم مسائل بنا دارد موارد حاشیه‌ای را به موضوعات اصلی جامعه تبدیل کند. سخنی هم داریم با آقای مطهری، فردی که متأسفانه سخنان و خواسته‌های مردم در محاکمه سران فتنه را گویا کم‌ ارزش‌تر از پیگیری حقوق پایمال شده! سران فتنه می‌داند و بوق عدالت‌خواهی را از دهانه گشادش می‌زند!

آقای علی مطهری؛
بد نیست این‌ها را با هم مرور کنیم: "در پی فشارهای مختلف نهادها و چهره‌های خاص جریان اصولگرا برای اِعمال محدودیت و همچنین حذف تشکل اصلاح‌طلب مجمع روحانیون، منابع خبری گزارش داده‌اند که علی مطهری، یکی از اصولگرایان معتدل مجلس هشتم، طی روزهای گذشته از عملکرد و ادامه فعالیت مجمع دفاع کرده و گفته است: "با افرادی که انتقاداتی داشته و عملاً علیه نظام فعالیتی نکرده‌اند نباید سخت‌گیری کرد. "

اما مطهری ضمن دفاع از عملکرد مجمع روحانیون در سال‌های اخیر معتقد است: " مجمع روحانیون فقط یک اشتباه در قضایای پس از انتخابات کرده و آن این بود که آن‌ها راهپیمایی 30 خرداد را پس از نهی رهبر انقلاب به سرعت لغو نکردند. " (4اردیبهشت90)

آقای علی مطهری؛
ای کاش نامه تاج زاده -عضو سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و سرپرست وزارت کشور در دولت اصلاحات- که انحرافات فکری‌تان را مقابل چشمانتان آورده بود شما را به خود می آورد و تدبیری اساسی می‌اندیشیدید:
"هشدارهای خیرخواهانه جنابعالی به رفتار ناموجه دولت علیه مجلس و مصوبات آن و نیز خفقان و نقض حقوق‌بشر در کشور، ضمن آن‌که اقدامی انسانی و شجاعانه به شمار می‌رود، زمینه‌ساز گفت‌وگوی انتقادی و اصلاحی بین همه دلسوزان ایران اسلامی است. جنابعالی ضمن تأکید ویژه بر آزادی بیان، به اصلی‌ترین مانع تحقق این اصل نیز اشاره کرده و به درستی وحشت‌پراکنی بیجا از اصلاح‌طلبان و ایجاد دیوار ضخیم میان اصلاح‌طلبان و منتقدان خاموش و مرعوب در صفوف اصولگرایان را مهم‌ترین مشکل جریان متبوع خود دانسته‌اید. " (1بهمن89)

آقای مطهری؛
این چه اصولگرایی است که با حب به این جریان فاسد سیاسی - فرهنگی قابل جمع است؟ مگر نه این‌است که "فسادستیزى " یکی از شاخصه‌های مهم اصولگرایی است که مقام معظم رهبری در سال 85 آن را تبیین کرده‌اند؟

البته سخنان اخیر جنابعالی در مورد امور جاری مجلس و کشف نظر مقام معظم رهبری!، این شائبه را بیشتر تقویت می‌کند که صفت نیکوی اصولگرایی، آن هم با آن صلابت و مشخصه و بایدها و نبایدها برازنده شما نیست؛ چرا که شما از باید‌های این گفتمان پرهیز دارید و به نباید‌هایش اصرار.

آقای مطهری؛
شما هم بخوانیم با ما: " علی مطهری: اگر برای هر مسأله بخواهیم نظر رهبری را کشف کنیم، به حیثیت و استقلال مجلس لطمه می‌خورد. " (18اردیبهشت 90)

شما هم بشنوید با ما: "اخیراً علی مطهری طی مصاحبه‌ای، نه تنها از دیدار نمایندگان اقلیت با خاتمی حمایت کرده است، بلکه اصولگرایان را هم به چنین دیداری دعوت می‌کند تا مسائلشان را با او در میان بگذارند. همچنین او نه تنها شروط خاتمی برای آزادی زندانیان سیاسی را عادلانه می‌داند بلکه استناد به اعترافات آن‌ها برای رد صلاحیت چهره‌های اصلاح‌طلب را هم مجاز نمی‌شمرد. "

آقای مطهری؛
مگر خاتمی کیست؟ خاتمی برای شما چه کرده که این چنین سنگش را به سینه می‌زیند؟ خاتمی از نظر جمهور ایرانی مرده است. خاتمی دیگر برای ما هیچ ارزشی ندارد. خاتمی همان کسی است که در دی‌ماه سال گذشته، برای بازگشت اصلاح‌طلبان به صحنه انتخابات شروطی گذاشت از قبیل "آزادی زندانیان سیاسی، پایبندی همگان به قانون اساسی و فراهم شدن امکان برگزاری انتخابات سالم و آزاد " که در حقیقت تکرار همان خطبه‌های 26 تیرماه 88 آقای هاشمی رفسنجانی بود. سخنانی که خاتمی مطرح کرد قبل از هر کسی خود او و جریان متبوعش این گفته‌ها را لگدمال کردند و علاوه بر حوادث ننگین و آشوب‌آفرینی‌های سال گذشته، سال‌ها در دل 2 دولت‌ دوم خرداد کوچکترین صدای مخالف را در نطفه خفه کردند و پایبندی به قانون اساسی را با این اقدامات خود به منصه ظهور گذاشتند!

آقای مطهری؛
درحالی‌که بسیاری از ملت ایران گناه خاتمی را از دیگر سران فتنه کمتر نمی‌دانند چگونه او به خود اجازه می‌دهد که با چشم پوشی از رفتارهای گذشته‌اش، از بی عملی دستگاه قضایی سوء استفاده کند و برای بازگشت به نظام، شرط و شروط هم بگذارد؟!

آقای مطهری؛
شما نیز خوب بدانید که انتقادات امروز جریان اصولگرایی و دانشجویان به برخی مواضع دولت هرگز به معنای چشم‌پوشی از اشتباهات دوم خرداد و اصحاب فتنه نیست چرا که اساساً وزن خطاها و لغزش‌های صورت گرفته از جنس فتنه‌انگیزی‌های دوم خرداد نبوده و این‌ مسائل علی‌رغم آن‌که قائل به حل شدن هرچه سریع‌تر آن از ناحیه رئیس جمهور هستیم با عنایت به دیگر اقدامات دولت، هرگز به معنای گریز و گذار به دامان تکنوکرات‌های مسلمان نما و جبهه منحرف دوم خرداد نخواهد بود.

در آخر اعلام می‌داریم: هر چند که آگاهیم از اینکه قصه دردمندی نظام و آزرده‌خاطر شدن ملت و بزرگان نظام از امثال علی مطهری و خون به دل‌کنندگانی از جنس محمد خاتمی و ... سر دراز داشته و دارد اما انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد- که به فرموده مقام معظم رهبری، دانشگاه شاهد گلخانه‌ای عطرآگین و سرچشمه خیر است- به نمایندگی از دانشجویان این دانشگاه؛ اولاً اقدامات امثال مطهری را محفلی برای فراهم‌سازی شرایط حضور مجدد فتنه‌گران در عرصه‌های سیاسی کشور دانسته و آن را محکوم می‌کند و ثانیاً خواستار برخورد قانونی مسئولین قضایی کشور با سران فتنه، خصوصاً خاتمی است و امید می‌رود که با برخورد قاطع و بازدارنده‌شان، جلوی عرض‌اندام مجدد این افراد در برابر نظام مقدس اسلامی را بگیرند. چرا که هیچ اقدامی شر‌م‌آورتر از کوتاهی در عملیاتی کردن خواسته جمهور عدالتخواه اسلامی- ایرانی که مطالبه‌ای جز تحقق منویات ولی عادل خود دارند، وجود ندارد.

و من الله التوفیق و علیه التکلان...
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ تصاویر/تجلیل از برگزیدگان تئاتر دانشگاهی یا ایتذال و شو لباس دانشجویی!!!

اختتامیه چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با شرکت 85 گروه نمایشی ٢روز گذشته در حالی به کار خود پایان داد که با حاشیه هایی همراه بود.

در این مراسم که با حضور مسئولان وزارت علوم تحقیقات و فن‌آوری، اساتید،و دانشجویان دانشگاههای کشور برگزار گردید از برگزیدگان جشنواره تجلیل به عمل آمد.

پوشش و آرایش بسیاری از برگزیدگان این جشنواره سالن تئاتر دانشگاهی را به گونه ای تغییر داده بود که گویی از منتخبین برای حضور در شو لباس دعوت به عمل آمده بود.

لازم به تذکر است که مسئولان فرهنگی دانشجویی باید با دقت و نظارت بیشتری نسبت به این گونه رویداد های فرهنگی برخورد نمایند تا که نتیجه ای منفی را در فضای دانشگاهی ایران به همراه نداشته باشد.

 









تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ این‌همانی‌های گروهک فتنه و فرقه ‌انحرافی

اینک اما این سؤال مطرح می‌شود که آیا کانون هوشمند طراح و خالق فتنه ها نیست که هر دو گروهک فتنه‌گر و فرقه انحرافی را تربیت کرده تا به زعم خود، اینان بلای جان انقلاب اسلامی و مردم شده و ملت را از پیگیری آرمانهایش دورافکند؟

alt

نهضت سبزنبوی به نقل ازفارس:جریان‌های سیاسی گاهی در نوع گفتمان آفرینی در جامعه متاثر از یکدیگر به وام‌گیری آراء و اندیشه‌های هم و گرته برداری از نوع تعامل یکدیگر با مقولات مختلف مواجه با آن، می‌پردازند. این وام‌گیری‌ها گاهی هوشمندانه و از سر تدبیر و فهم انجام می‌پذیرد و گاه به صورت انفعالی و اجباری اتفاق می‌افتد. البته گاهی هم به شیوه "دزدکی " و منافقانه انجام می‌شود. این در حالی است که با نگاهی عمیق‌تر،علت این گرته‌برداری ها، جذابیت عنوان‌های اخذ شده، قدرت تأثیر در مخاطب، همراهی با گفتمان غالب و یا در بعضی موارد نادر، تغییر نگرش‌های سیاسی و چرخش‌های ماهوی فکری این جریانات عنوان می‌شود.

اما باگذشت زمان برخی از وام‌گرفتن‌ها، گروه‌های سیاسی را به بردگی و بندگی کامل تفکرات سایرین می‌کشاند و از وام گیرنده، جنسی شبیه همان جنس قبلا ساخته شده وام دهنده، می‌سازد.
این البته ناشی از وجود التقاط فکری و عقیدتی و یا اغتشاش راهبردی در مسیر تعیین شده این گروهها و باری به هر جهت ترسیم شدن خطوط آنان است که منجر می‌شود علاوه بر محتوای اخذ شده، ظرف نیز تابع مظروف خود شده و به شکل آن درآید.
گاهی اوضاع از این نیز خراب‌تر می‌شود به گونه‌ای که دو جریان سیاسی با هدف مشخص و تعیین شده، دو مسیر به ظاهر متفاوت اما در باطن همخوان را طی می‌کنند تا در وقت موعود، یک نتیجه از این دو مسیر حادث شده و در بزنگاه نهایی، این عملیات فریب موجب سرگشتگی هواداران و مخالفان شده و در این میان، سبد اقبال عمومی به گفتمانی که پیش از این نیز توسط هر دو گروه ترویج می‌شد افزایش یابد.

این نوع از بازی‌های سیاسی در داخل کشور ما، مع‌الاسف با اشکال گوناگون و در برهه‌های زمانی مختلف مسبوق به سابقه است. وقتی "مجمع روحانیون " و "کارگزاران سازندگی " با چرخشی 180 درجه‌ای نسبت به مواضع قبلی خود در آستانه انتخابات سال 76 حاضر شدند تا در ائتلافی به ظاهر حیرت آور، دست‌های یکدیگر را بفشارند، اندیشمندان و صاحب نظرانی بودند که پیش از این اعلام کرده بودند، اقداماتی که کارگزاران در حوزه اقتصاد صورت می‌دهد دقیقا همانی است که مجمع روحانیون و بعدها مشارکت و مجاهدین در حوزه سیاسی مرتکب می‌شوند. در ابتدا این معلوم نبود که دعوا زرگری است و از آغاز، این دو گروه به ظاهر کارد و پنیر، در تقسیم‌کاری آشکار و برای توسعه حیطه مخاطبین بازی دعوای بازها و کبوترها براه انداخته‌اند و یا استحاله‌‌ای تفکر و پراگماتیستی در آنان رخ داده که اکنون چنین در آغوش هم قرار گرفتند اما بعدها مشخص شد که کانون هوشمند هدایت گر هر دو، واحد بوده و آبشخور آنان از یک آخور نشأت می‌گیرد.

از این نوع مناسبات با دقت در فضای سیاسی فعلی جامعه نیز قابل ردیابی و مشاهده است. به گونه‌ای که با ترسیم خطوط و شاخص‌های عملی گروهک فتنه‌گر که پس از انتخابات سال 88 به کلی رخ عیان کرده، پرده 20 ساله از چهره خود برداشت و عمق منویات درونی خود در مقابله و براندازی ساختار نظام اسلامی را نمایان کرد و فرقه موسوم به انحرافی‌ها که به غلط به جریان اصیل انقلاب اسلامی ـ جریان اصولگرایی - منتسب شده‌اند، این واقعیت حاصل می‌شود که "این‌همانی "‌های دقیقی در تعیین راهبردها در حوزه اندیشه و نیز تعیین خطوط راهبردی و همچنین اجرایی میان این دو، موجود است.

اگر جریان فتنه ارتباط با استکبار جهانی و سرخم کردن نسبت به سیاست‌های راهبردی غرب در مورد جهان اسلام و ایران را به عنوان راهبرد خود برگزید و چه در زمان موسوم به اصلاحات و قبل از آن و چه بعد از آن این رابطه را به عنوان رگ حیاتی خویش انتخاب کرد و به ارتباطات مخفیانه و ضد امنیتی با آنان می‌پرداخت و از این فراتر به انقیاد و سرخم کردن نسبت به آنان و خطوط ترسیمی‌شان می‌پرداخت، دقیقا جریان موسوم به انحرافی‌ها نیز در سیاست‌خارجی همین رویه را دنبال می‌کند.

ارتباطات مشکوک با سرویس‌های امنیتی انگلیس، رفت و آمدهای مخفیانه و بدون تشریفات به محل‌های سرپل غرب، نظیر اردن و امارات که از سوی لیدر این جریان تعقیب می‌شود، نمونه‌های کوچکی از این واقعیت تلخ است.
وادادگی‌ در سیاست‌خارجی و کم تحرکی در این رابطه، گوشه دیگری از پیوندهای عمیق میان دو تفکر یاد شده است.
همچنین اگر جریان فتنه شعار "فلسطینی‌تر نشدن از فلسطینی‌ها " یا پذیرش به اصطلاح "سازش اعراب با رژیم اشغالگر قدس " را به عنوان نمونه بارز امتیاز دهی به غرب و پذیرش دیکته آنان پذیرفت ، لیدر جریان انحرافی نیز در گذشته‌ای نه چندان دور به طور علنی ،وقیحانه و مصرانه از رژیم غاصب اسراییل، ملت ساخته و به مشروعیت بخشی و تطهیر چهره اشغالگری آنان و سرانجام به رسمیت شناسی آنان روی آورد.

اگر فتنه‌گران 88 در طول 20 سال سعی کردند تا در حوزه اخلاق، پوزیتیویسم اخلاقی را رواج داده، و در اندیشه، خود را پلورال معرفی کنند، در حالیکه در حوزه عمل و اجرا کاملا دگم ،دیکتاتور، انحصار طلب و متصلب بوده و با پروپاگاندا رسانه‌ای در زمان حاکمیت اصلاحات، هر صدای اندک مخالف خود را در نطفه خفه کرده و به او انگ "عدم درک پیام مردم در فلان روز خرداد " را می‌ زد، او را خشونت طلب معرفی کرده و تمامی منتقدین خود را از تمام مناصب حاکمیتی تصفیه نموده و حتی برای تصاحب سنگرهای بعدی حکومت، لایحه‌های دو قلو را پیگیری نموده و بر طبل حاکمیت دوگانه نواختند، این شیوه آنان طابق النعل بالنعل از سوی جریان موسوم به انحرافی دنبال شده و اینک بر خلاف ظاهر دمکرات و اتوکشیده آنان، اندک افرادی‌که در درون دولت، کمترین نقدی به شیوه مفسده آمیز کاملا هرمی و ماسونی آنان ابراز دارد، به سرعت به بهانه عدم همخوانی با تشکیلات! برکنار می‌شود و از این‌رو تک صدایی انحصار طلبانه‌ در حال بسط ید خود در کشور است.

اگر جریان فتنه در زمان حاکمیت خود حتی آبدارچی‌های مخالف و منتقد خود را با تیغ اخراج و تصفیه مواجه ساخت ،جریان امروز انحرافی یارن صدیق رئیس‌جمهور محبوب ملت را که نه انگ باندی و حزبی بودن به آنان می‌چسبید و نه رنگ تحمیل شدن از سوی فلان فرد و فلان مسئول به آن نواخته می‌شد، بلکه خود "دکتر " آنان را برگزیده بود و به واقع آنان نیز در تحقق و کارآمدی گفتمان "احمدی‌نژادی " سهم بسزایی ایفا کردند، یکی یکی با بهانه و بی‌بهانه از صدر تا ذیل تغییر داده و همچنان در حال پیشروی است.
اگر موسوی خائن به مردم و انقلاب قبل از انتخابات سال 88 به یاران خود گفته بود که دولت، دولت بزرگی است و پست و مقام فراوانی در اختیار دارد؛ بنابراین به هر کس که خواستید به تناسب، قول مقام و موقعیت اجرایی بدهید تا همکاری او را جذب نمایید، اینک جریان انحرافی نیز درصدد بسط قدرت خود و تصاحب تمامی سکانهای مدیریتی بوده و با اخذ قول همکاری با افراد، تضمین‌های سنگین قدرت و ثروت به آنان ارائه می‌شود.

اگر جریان فتنه در پیشبرد اهداف سیاسی خود به شبکه‌های مختلف مافیایی اقتصادی در صنایع، بانک‌ها و تجارت داخل و خارج متصل بود و خرج‌های خود را از کیسه ملت برداشت می‌کرد، اگر با زد و بندهای کلان اقتصادی و بورس بازی‌ها، یک‌شبه درآمدهای میلیاردی به جیب یک عده رانت خوار مفسده‌جو ونوکیسه‌گان واریز می‌شد تا با این پولهای بادآورده، خرج‌های تبلیغات انتخابات و هزینه‌های سنگین آنان تامین شود، مع‌الاسف خبرهای نگران کننده‌ای از برخی زد و بندهای اقتصادی جریان انحرافی نیز هم‌اکنون به گوش می‌رسد.
بی مبالاتی در خرج کردن از بیت‌المال مردم و کسب مال نامشروع در بیخ گوش رییس‌جمهوری که خود ساده زیست‌ترین مسئولین تا به حال جمهوری اسلامی بوده و در تمامی شعارها و بلکه بسیاری از عملکردهایش، پاک دستی و مبارزه با فساد را منتشر ساخته، حقیقت تلخ وغیرقابل انکاری است که نمی‌توان بر آن چشم پوشید.

اگر فتنه‌گران به سکولاریسم به عنوان یک مکتب قابل قبول و قابل پیاده شدن در جامعه اسلامی اندیشیده و تمامی همت خود را در اجرایی شدن آن به کار بستند، سخن گفتن از پایان دوران اسلام‌گرایی، زیر سوال بردن مدیریت انبیاء عظام و نظایر آن توسط فرقه انحرافی در همین راستا و به واسطه همین اندیشه‌ها قابل ارزیابی است.
اگر جریان فتنه‌گر سال 88 خود را به آب و آتش زد تا وقفه 4 ساله خود را که در آن مدت از برخی تنعمات قدرت بی‌بهره مانده بوده را جبران کرده و به ادامه تطاول و چنگ اندازی‌های خود مشغول شود و در این راه حتی حاضر شد تا نظام اسلامی را به کلی قربانی طمع‌ورزی اقتصادی خود کند، اگر این گروه برای تضمین حضور در قدرت حتی حاضر شد تا با تغییر قانون اساسی، مدت ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی را مادام العمر کند، جریان انحرافی امروز نیز با صدها حیله و ترفند درصدد است تا از تمامی ابزارها حتی ابزارهای به ظاهر مخالف خود برای کسب شهرت خود بهره برده و در اعلام نظری صراحتا "بدنامی را بهتر از گمنامی " برای خود دانسته است.

اگر جریان فتنه در زمان حاکمیت خود برای ادامه حیات به غوغا زیستی شهره شده و هر 9 روز یک بحران پدید آورد تا مشکلات اصلی مردم به فراموشی سپرده شده و به دروغ تنها راه نجات کشور حضور آنان در قدرت ترسیم شود، جریان انحرافی نیز بر خلاف تصریحات و مش عملی رییس‌جمهور که بارها پرداختن به حواشی را مخل خدمت به مردم معرفی کرده است، همواره بر خلاف مصالح‌تر وحدت ملی، سعی در حاشیه‌سازی، نشان دادن چنگ و دندان به این قوه و آن فرد و آن گروه دارد تا "دولت امید احمدی‌نژاد " نتواند طعم خدمت را در سالهای پایانی عمر خود به مردم بچشاند.

با مرور عملکرد گروهک فتنه‌گر در زمان اصلاحات، اهتمام این جریان به تاثیرگذاری بر مردم از طریق رسانه‌ها به خوبی عیان می‌شود به گونه‌ای که تاسیس و به راه‌اندازی بنیادهای مطبوعاتی و راه‌اندازی مطبوعات زنجیره‌ای که یکی پس‌از دیگری همچون قارچ با هزینه‌های نامعلوم سر برآورده و همگی برخلاف مصالح ملی به پایگاه دشمن در داخل تبدیل شدند، نشانه بارز این اهتمام بود. این در حالی است که همچنین با رصد فعالیت‌های جریان انحرافی، آشکار می‌شود که با راه‌اندازی سایت‌های متعدد اینترنتی و روزنامه‌های زرد به عنوان یکی از برجسته‌ترین اقدامات این جریان در حال حاضر است. اینها همگی در حالی است که هیچ برآورد روشنی از منابع اختصاصی به این حجم از فعالیت رسانه‌ای به بیرون عرضه نمی‌شود و معلوم نیست که این هزینه های سرسام‌آور از کدام منبع برداشت می‌شود.

اگر در زمان حاکمیت جریان موسوم به اصلاحات، اساس مرجعیت، تقلید، روحانیت و فقه شیعه به عنوان سمبل حرکت جامعه شیعی مورد هجمه شدید قرار گرفت و در مقالات و اظهار نظرات، جامعه عرفی و حکومت عرفی به جای جامعه اسلامی دین مدار و حکومت اسلامی معرفی می‌شد، امروز نیز با بهانه‌های واهی از سوی این جریان انحرافی به صورت کاملا مهندسی شده و هوشمند، مقابله عملی با ساختار روحانیت از طریق ایجاد انشعاب و دودستگی در روحانیت، خلق طبقه جدید روحانیت دست آموز و زبان بسته، در دستور کار قرار گرفته و این شیوه خطرناک و مسموم به صورت عینی دنبال می‌شود.

بر همگان روشن است که جریان فتنه از زمان سربرآوردن تا به انتها همواره سعی در ترویج عقاید انحرافی و التقاطی از دین داشت و در حوزه فرهنگ با بی‌مبادلاتی فرهنگی به ترویج ولنگاری اخلاقی در جامعه مبادرت کرده و این شیوه را در نحوه تعامل با اصحاب فرهنگ نیز ترویج می‌کرد. در آن زمان هر که هتاک‌تر ولاابالی‌تر بود به مجموعه حاکمان فرهنگ کشور نزدیک‌تر می‌نمود و زیر پا نهادن اخلاق به عنوان ارزش در جامعه معرفی می‌شد.

این روش عملیاتی که البته نیم نگاهی نیز به کسب آراء بخشی از جامعه که از طبقه اشراف مفره بودند نیز داشت به طور دقیق و کامل، امروز از سوی جریان انحرافی و لیدر آن تعقیب شده و در حال پیاده‌سازی است.
اختصاص بودجه های کلان برای نمایشگاه عکس فلان هنر پیشه نه چندان خوش نام، یا نشست و برخواست دائمی با بهمان هنرپیشگان حاشیه آفرین از بودجه عمومی بیت‌المال مسلمین، امری نیست که از چشم هیچکدام از نخبگان فرهنگی کشور به دور مانده باشد. همچنین ترویج نگاه التقاطی به دین و مقابله با ارزشها از طریق پرداختن سطحی و قشری به آنها در هر دو گروه یاد شده به عنوان شاخص و نمادی روشن و قابل لمس برای همگان مطرح شده است.

در زمان موسوم به حاکمیت اصلاحات، سعی دولتمردان آن بود تا با تقابل سازی میان ارزشها، آن ضد ارزش خود را حاکم سازند. هم از این رو بود که به تقابل سازی میان حاکمیت مردم و حاکمیت اسلامی روی آوردند، مردم را در مقابل ولایت نهادند، آزادی و رفاه و مردم سالاری را در مقابل با ارزش گرایی و آرمان‌خواهی ترسیم نمودند و با تبلیغ اومانیسم و لیبرالیسم فرهنگی، اسلام خواهی را به عنوان امری ضد فرهنگی و کهنه برای مردم نمایش دادند.
این در حالی است که امروز نیز از سوی جریان انحرافی رسوخ کرده در حاکمیت با طرح مسائلی نظیر "مکتب ایرانی " و "اسلام ایرانی "، این تقابل سازی‌ها میان ارزش‌ها با همان شیوه‌ها و حتی خطرناک‌تر در حال تعقیب و ترویج است.

همچنین جریان فتنه به دلیل برخورداری از برخی عناصر امنیتی سعی داشت تا روش‌های خاص امنیتی را در حوزه سیاست به کار گرفته و با حرکات "چراغ خاموش و موتور روشن " به صورت گام به گام ابتدا بر روی فضای نخبگی تاثیرگذارده و سپس با تهی کردن مغز، پوسته را در هم شکند. این چنین بود که فتنه سال 78، قتل‌های زنجیره‌ای سال 77 و مقابله از درون با حاکمیت از طریق تحت تاثیر قراردادن نهادهای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی و منفعل ساختن آنها، در دستور کار قرار گرفت و تا حدودی نیز اجرایی شد.
این حرکت البته اکنون نیز از سوی جریان انحرافی به شدت در حال پی‌گیری است و اتفاقاتی که در جریان عزل وزیر اطلاعات رخ نمایان ساخت، گواه کافی بر این ادعاست.

همچنین است اگر جریان فتنه‌گر با شعار فریبنده "ایران برای همه ایرانیان " بر سر کار آمد و حق اظهار نظر و دخالت راحتی برای دشمن‌ترین دشمنان ملت به رسمیت شناخت اما در مقابل حاضر نبود تا اندک انتقادی از جامعه دل سوخته به ارزشها و آرمانها را پذیرا باشد، اگر این گروهک از این طریق زمینه وجای پای جاسوسان و مستشاران صهیونیست را به مملکت گشود و مجوز عرض اندام به آنان سپرد، جریان انحرافی امروز نیز با جذب حداقلی و دفع حداکثری موافقین و مدافعین جدی رییس‌جمهور، سعی در ترسیم چهره‌ای کاملا مخالف، معاند و کینه جو از اطرافیان سابق احمدی‌نژاد برای وی داشته و بدین شیوه، دوستان را از دور او می‌تاراند. در مقابل نیز اما با روی باز، جذب حداکثری و دفع حداقلی را برای وصله‌های ناچسب انقلاب و اسلام به کار برده و آنان را به گرمی پذیرا می‌شود.

همچنین عدم تمکین نسبت به قانون که در رفتار فتنه‌گران به خصوص اغتشاش آفرینی آنان در ماجرای پس از انتخابات سال 88 به روشنی دیده شد، در رفتار و منش جریان انحرافی نیز به خوبی قابل ردیابی است. چنانچه دست یازیدن فتنه‌‌گران به مسایل خرافی و غیر منطبق با موازین شریعت نظیر ترویج عقاید انحرافی و کتب ضاله بهائیت و عرفان‌های ساختگی، از سوی جریان انحرافی به صورت دیگر در حال انجام و پیاده شدن است. ارتباط فتنه‌گران 88 و نیز انحرافی‌ها با شخصی که به "رمال معروف " شناخته می‌شود، خود حاکی از این پیوندهای گسستنی است.

این همراهی ‌ها و هم‌آوایی‌ها بی شک اتفاقی نیست.چنانچه هردو فرقه نیز منتقدین اصولگرا و ارزشی خود را "اقتدارگرا "نامیده اما هیچگاه حاضر به موضع‌گیری علیه یکدیگر نبوده‌اند.در این بین همه دیدند که لیدر اصلی جریان انحرافی که در موارد مختلفی از مدیریت انبیا گرفته تا فیزیک و شیمی اظهار نظر دارد ، در قبال فتنه‌گری گروهک‌فتنه در سال 88 سکوت مرموزی اختیار کرد و حاضر نبود تا اندک موضع‌گیری در این قبال از خود نشان دهد،در نقطه مقابل نیز فتنه گران که به دلیل روحیات برجسته شخص احمدی نژاد همچون روحیه ضد استکباری،ضد فساد،ولایت پذیری،مردم گرایی و...او ، دل خونی از وی دارند اما به هیچ عنوان تمایل خود به چهره نزدیک به رئیس جمهور و امکان استفاده از او برای رویارو قرار دادن وی با نظام را کتمان نمی‌کنند که این شاهدی عینی و عملی و نمونه‌ای روشن از این هم ‌رنگی‌هاست.

و بالاخره اگر تمام سعی و جد و جهد جریان فتنه، در رودر رو قراردادن مردم با انقلاب و ولایت فقیه و مقابله با این ولایتمداری به کار گرفته شد، به گونه‌ای که در کودتای تیر 78 و فتنه 88 تمامی تیرهای فتنه‌گران، قلب نظام اسلامی یعنی رهبری و ولایت فقیه را هدف قرارداد، جریان انحرافی نیز امروز سعی دارد تا با ترسیم دوگانه‌ای از مردم و ولی در جامعه، ولی فقیه مشفق به حال مردم و متصل به منبع فقاهت و عدالت و نایب ولیعصر - عجل‌الله فرجه - را با ترفندهایی نظیر دور زدن فرامین ولایت و ترسیم سازی از چهره ولی به عنوان شخص مقابل با منافع مردم، مورد هجمه قرار دهد.

چنین است که دم زدن انحرافی‌ها از جامعه امام زمانی همچون حجتیه‌ای‌ها، بوی عدم احتیاج‌ به ولی فقیه در زمان غیب معصوم(عج) را به مشام همگان می‌رساند.
اینک اما این سؤال مطرح می‌شود که این کانون هوشمند طراح و خالق فتنه ها نیست که هر دو گروه فتنه‌گر و انحرافی را تربیت کرده تا بلای جان انقلاب اسلامی و مردم شود و ملت را از پیگیری آرمانهایش دورافکند؟ تاریخ حقایق را روشن خواهد ساخت.اما بارها به اثبات رسانده که بصیرت ملت و هوشیاری رهبری موانع متعدد دشمن را خنثی کرده و از چنین تهدیداتی به منزله معبری برای فرصت‌های پیش رو بهره برده است.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ اسرائیل: در خاورمیانه دشمنان ایران قلع و قمع شده اند

وزیر دفاع رژیم صهیونیستی پیش بینی کرد با روی کارآمدن اسلامگرایان در انتخابات مصر، اسرائیل بیش از پیش تنها شود.


alt

نهضت سبزنبوی به نقل از فارس، روزنامه کیهان ستون اخبار ویژه امروز خود را به موضوعات زیر اختصاص داد:

*خودفروشی اپوزیسیون نردبان ترقی در بی بی سی

شبکه تلویزیون فارسی بی.بی.سی بعد از آغاز کار و جلب توجه بسیاری از مخاطبان فارسی زبان دچار حاشیه های غیراخلاقی و افسردگی های شدید در میان برخی کارکنان خود شده است.

به گزارش البرز، شماری از خبرنگاران این شبکه که جزء تیم روزنامه نگاران روزنامه های زنجیره ای و عمدتا اصلاح طلب بودند پس از گذراندن دوره های خبرنگاری تلویزیون راهی لندن شدند اما اکنون دچار درگیری های متعدد اخلاقی، خانوادگی و ... شده اند به نحوی که برخی از آنها تهدید به اخراج شده اند.

این گزارش می افزاید دو نفر از خبرنگاران این شبکه زمانی که ایران را ترک می کردند پیمان زن و شوهری داشتند که بعد از رسیدن به محیط مسموم کار در شبکه، هر دو نتوانسته اند ارتباطات طرف مقابل را تحمل کنند و از یکدیگر جدا شده اند.

همچنین یکی دیگر از خبرنگاران این شبکه در صفحه فیس بوک خود خطاب به دوستانش در ایران نوشته که در آستانه افسردگی شدید است، احساس پوچی می کند و هیچ چیز او را راضی نمی کند.

البرز نیوز سال گذشته ایمیلی با نام یکی از کارکنان بی. بی.سی دریافت کرد که در آن صراحتا گفته شده بود شرط پیشرفت در این شبکه برقراری ارتباطات افسارگسیخته با مدیران ارشد بخش است در غیر این صورت امکان رشد به اصطلاح حرفه ای در محیط کار فراهم نخواهد شد. او حتی تصریح کرده بود مدیران ارشد بی .بی.سی کارکنان بخش فارسی را مانند برده های ... می بینند.

*اوباما: در جنگ عراق شکست خوردیم و سود آن را ایران برد

رئیس جمهور آمریکا با تخطئه صریح حمله به عراق گفت این کار یک بار به نفع ایران تمام شده و اکنون خروج نسنجیده ما از عراق نباید مجددا به سود آن کشور تمام شود.

به گزارش رادیو فرانسه اوباما در سخنرانی روز پنجشنبه خود گفته است: شیوه خروج سربازان آمریکایی از عراق باید به صورت مرحله ای و به شیوه ای باشد که مورد سوءاستفاده ایران قرار نگیرد و عراق به مرکز هرج و مرج تبدیل نگردد.

رئیس جمهور آمریکا با تاکید بر این که از آغاز مخالف جنگ در عراق بوده، اظهار داشت: به هرحال اکنون دولت آمریکا در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته است و لذا خروج نیروهای آمریکایی از عراق باید به شکل مرحله ای تدریجی انجام بگیرد.

باراک اوباما افزود: متاسفانه پیامد شکست استراتژی جنگ در عراق تقویت موقعیت استراتژیک ایران و تضعیف نفوذ و اعتبار ایالات متحده آمریکا در این منطقه بوده است، ضمن آن که جایگاه اسرائیل و دیگر متحدان آمریکا در منطقه را با مخاطرات بیشتری مواجه نموده است و به همین جهت، وقت آن فرا رسیده است که دولت آمریکا استراتژی خود در آن منطقه را عمیقا تغییر دهد.

*کروبی در حصر هم به تجارت مشغول است

کروبی برای تسهیل در برخی فعالیت های تجاری و اقتصادی خواستار تغییر محل سکونت شده است.

گزارش ها حاکی از آن است که کروبی خواستار جابه جایی خانه خود از خانه فعلی ( در منطقه دیباجی واقع در فرمانیه تهران) به خانه ای دیگر شده است. بی بی سی در توجیه این درخواست از قول افراد نزدیک به کروبی می گوید مسئولان امنیتی با انتقال کروبی و همسرش به مکانی دیگر موافقت کرده اند تا ساکنان سایر واحدهای مسکونی مجتمع محل سکونت آنها بتوانند از خانه های خود استفاده کنند. 4 واحد از این مجتمع مسکونی 8 واحدی متعلق به کروبی و خانواده وی است.

ارتباطات بیرونی کروبی و موسوی پس از دعوت به اغتشاش در 25 بهمن محدود شد. رسانه های ضد انقلاب آن زمان ادعا کردند کروبی و موسوی و زهرا رهنورد به زندان حشمتیه منتقل شده اند. اما بعدها همین رسانه ها و از جمله کلمه اعتراف کردند که کروبی و موسوی در خانه های خود حضور دارند و به جای دیگری منتقل نشده اند.

گزارشها حاکی است همسر کروبی که برخلاف رهنورد آزادی رفت و آمد را دارد، در پی یافتن منزل مسکونی دیگری است.

در همین حال سایت "ندای انقلاب " گزارش داد "شنیده های موثق حکایت از آن دارد که پس از خانه نشینی سران فتنه به همراه همسرانشان، هم اکنون کروبی و همسرش سرزنده تر از موسوی و همسرش می باشند ".

بنابر این گزارش موسوی و همسرش اغلب مشغول نقاشی هستند و تعداد بوم زیادی در هفته های اخیر سفارش دادند تا برای آنها تهیه شود.
این گزارش از رفتارهای پرخاشگرانه رهنورد در روزهای اول حکایت می کند که اکنون فروکش کرده است.

"ندای انقلاب " می افزاید: "همسر کروبی در اوایل در واحدی دیگر از آپارتمانهای کروبی در خیابان دیباجی زندگی می کرد و در اصل جدا از شیخ مهدی بود که این امر موجبات اعتراض کروبی را فراهم آورد. همسر کروبی البته همانند زهرا رهنورد خانه نشینی را انتخاب نکرده بلکه برای بسیاری از کارهای شخصی از خانه خارج شده و به امور خود رسیدگی می کند. مهدی کروبی نیز که برعکس موسوی از روحیه بهتری برخوردار است، علاوه بر رفتن به استخر در هر هفته از خورد و خوراک بهتری نیز استفاده می کند شنیده شده که کروبی علاوه بر حفظ رژیمی که پزشک مخصوص برای او صادر کرده از بهترین رستورانهای تهران در منطقه خیابان دولت سفارش انواع کباب و... را می دهد! او روزانه خرده فرمایشهایی را برای مامورین حاضر در محل در مورد خرید مایحتاج خود دارد. "

*اعتراض احمد منتظری به خاطره نویسی هاشمی رفسنجانی

احمد منتظری اظهارات هاشمی رفسنجانی درباره "زودباوری و زود قضاوت کردن " منتظری را رد کرد.

احمد منتظری در واکنش به مصاحبه اخیر هاشمی با یکی از سایت ها خطاب به هاشمی نوشت: "چون به حافظه خود اعتماد نموده اید، مشتمل بر مطالب خلاف واقع است ". وی همچنین نوشته است: "آیا سزاوار است اعتماد کردن به گزارشات مستند را زود قضاوت کردن و شنیده ها را مطرح کردن نامید؟ "

هاشمی رفسنجانی اخیر در مصاحبه با یک سایت اینترنتی ضمن مرور خاطرات مربوط به عزل منتظری گفته بود: مراحل قبل از آن حوادث تلخ، امام بیشتر از ما آقای منتظری را دوست داشتند. ایشان را پاره تن و محصول عمرشان می دانستند... در موقع عزل مسائل شکل دیگری پیدا کرد.آقای منتظری به خاطر مباحث دیگر اشکالاتی داشت. زود قضاوت می کرد و مطرح می کرد...افرادی به ملاقات ایشان می رفتند و خبر تلخی می دادند، چند ساعت بعد از زبان ایشان به رسانه ها می آمد. خیلی از آن حرف ها درست نبود. شنیده ها را مطرح می کرد.

هاشمی همچنین گفته بود: مسئله دوم اطرافیان آقای منتظری بود. آقای سیدمهدی هاشمی قبل از انقلاب از مبارزین، ولی تند و افراطی بود. به آقای منتظری می گفتیم که یکی از مشکلات، بیت شماست. آقای ربانی املشی که قوم و خویش ایشان شده بود، تلاش کرد مواظب اینها در بیت باشد که نتوانند آقای منتظری را تحریک کنند. آنها به آقای ربانی میدان نمی دادند و خودشان نزدیک تر بودند.

واکنش توأم با تکذیب احمد منتظری نسبت به اظهارات رقیق شده! آقای هاشمی در حالی است که عبدالعلی بازرگان دوم دی سال 88 به سایت ملی- مذهبی گفته بود: آیت الله منتظری در برابر کسی ایستاد که حاصل عمر او [ امام خمینی] حساب می شد... در خانه آیت الله منتظری همواره به روی مخالفان باز بود. ما نیز در نهضت آزادی بیانیه های خود از جمله علیه ولایت فقیه و ادامه جنگ را برای ایشان می بردیم[!!]... در سال 67 پس از عملیات مرصاد، تعدادی از زندانیان که بیشتر آنها از مجاهدین [ گروهک تروریستی منافقین ] بودند به اعدام محکوم شدند. فقط آیت الله منتظری از حقوق این نیروها که از جمله فرزند او را [در ماجرای جنایت تروریستی 7 تیر] کشته بودند، دفاع کرد. "

عضو گروهک نهضت آزادی با "هولناک " خواندن برکناری آقای منتظری از قائم مقامی رهبری در زمان حضرت امام، به ملاقات خود با آقای منتظری در حول و حوش همان ایام اشاره کرده و نوشته بود "نگارنده حامل بیانیه و پیامی از تهران از ناحیه پدر و دوستان نهضت آزادی در امور جاری برای آقای منتظری بودم. در این ملاقات خصوصی ماجرا را ناباورانه با جزئیات از ایشان دریافت کردم، ناباورانه از این جهت که ایشان صادقانه [!!] و غیر سیاستمدارانه، اصل حکم و جزئیات را به عضوی از یک حزب مخالف اطلاع می دهد. این دلالت بر صفا و سادگی می کرد "!

خاطرنشان می شود عبدالعلی بازرگان هم اینک با اتاق فکر فتنه سبز در لندن و سایت جرس همکاری می کند.

*شرایط خاتمی را درک کنید! دارد کلک سوار می کند!

گزارش رسانه های ضدانقلاب خارج نشین از وضعیت بالینی اپوزیسیون ورشکسته نکات قابل تأملی را در خود دارد.

گروهی موسوم به "اعلامیه سبز " در همین زمینه نوشت: اکنون که بیش از 3 ماه از به سیاه چال انداختن [!؟] سران جنبش سبز (موسوی و کروبی) می گذرد هر چه در پایگاه های خبری گشتیم تا ببینیم اصحاب رسانه ما در این سه ماه برای این دو عزیز چه مقدار قلم زده اند و چه مقدار تلاش کرده اند تا یاد این عزیزان را زنده نگه دارند، به چند مورد نامه نگاری تخیلی بیشتر نرسیدیم. این چگونه حمایتی است؟

این محفل ضدانقلابی با کتمان اینکه رسانه های اصلی ضد انقلاب نظیر بالاترین، علناً در اوج فتنه سبز از جنایت های عبیداله بن زیاد و یزید در برابر امام حسین(ع) دفاع کرده اند، در "خودنویس " نوشت: کروبی و موسوی حسین وار به مسلخ [!] رفتند و کاری حسینی کردند. کجایند یاران آن دو که پرچم حق خواهی را بلند کنند. این از بی غیرتی یاران است که آنها دربندند و از فرصت طلبی عده ای معلوم الحال است که بر مناصب سابق چشم دوخته اند.

اما یک کاربر بالاترین با اشاره به جنجال رسانه ای درباره تجمعات دانشجویی 25 اردیبهشت که مطلقاً واقعیت خارجی نداشت، نوشت: هر چند که از تنهایی فریادم، ناامید شده ام اما هنوز بر این باورم که تا مسلمان و غیرمسلمان و معتقد و غیرمعتقد [!] متحد نشویم، به جایی نمی رسیم. تکروی هم که نمونه اش را در 25 اردیبهشت دیدیم و عدم انجامش بهتر از انجام آن بود، ما را به جایی نمی رساند.

بالاترین در تحلیل دیگری به تخطئه موضع اخیر خاتمی که حمل بر عقب نشینی و جدا کردن حساب خود از موسوی و کروبی تعبیر شد نوشت: آقای خاتمی و دوستانش در اطراف دنیا با تمام توان از راه های متفاوت سبب عقب نشینی نیروهای جنبش گشتند. پروژه بازگشت به آغوش نظام، به خاطر امکان زنده نگه داشتن اصلاحات با توان فزاینده ای از طرف جناح به اصطلاح "اصلاح طلبان حکومتی " کلید خورد. البته اظهارات اینچنینی جناب خاتمی، چیز عجیبی نیست و ایشان مدت هاست که مسیرش را از آقایان موسوی و کروبی جدا کرده و تلاش می کند گفتمان ویژه خود را گفتمان قالب جنبش سبز کند.

با این حال یکی دیگر از کاربران اصلاح طلب بالاترین عقبگردهای گاه و بیگاه خاتمی را با این لحن و استدلال قابل توجه توجیه کرده است: "تصور کنید که کسی میخواد از روی یک دیوار با پرش عبور کنه. اون میاد و در فاصله ای از دیوار که توی محاسباتش بهش رسیده، می ایسته و بعد برای پرش با سرعت به سمت دیوار دویده و جهش خودشو انجام میده. احتمال خیلی زیادی داره که نتونه تو اقدام اول از دیوار رد شه. از اینجا به بعد ما دو جور آدم داریم که به دو روش با مسئله برخورد می کنند؛ گروه اول آدمهایی که نه باور این شکستو دارن و نه تحملشو و همچنان پای دیوار مرتب و بدون نتیجه به قصد گرفتن لبه دیوار به بالا میپرند و چنان از نظر روحی درگیر این کار میشن که حتی یک لحظه هم فکر نمی کنن که قرار نیست معجزه ای اتفاق بیفته و گروه دوم آدم هایی هستند که برای گذشتن از دیوار مجدداً دورخیز میکنن و حتی اگر لازم باشه از مرتبه قبل هم چند قدمی عقب تر می ایستند. تمام کسانی که امروز از آقای خاتمی انتقاد می کنند، کسانی هستند که حتی یک لحظه هم فکر نمی کنند که کارشون این شده که هر روز بیان توی شبکه های اجتماعی و قرار تظاهرات 16 آذر و 11 اردیبهشت و... رو بذارن و بنظر می رسه که اگه همین روششون ادامه پیدا کنه، بتونیم امیدوار باشیم که آخرش کسی باشه که استخونامون رو پای دیوار پیدا کنه "!

اما مضحک تر از همه لطیفه "جرس " است که با اشاره به واکنش یک دست اصولگرایان به مواضع امثال خاتمی و خائن خواندن این جریان می نویسد "این واکنش های تند به پیشنهاد خاتمی گواه عدم آمادگی آنها برای مصالحه با مخالفان است ". نویسنده نابغه رسانه وابسته به محسن کدیور توضیح نداده که اصولگرایان برای چه باید با جریان آمریکایی - صهیونیستی و منهزم "فتنه 88 " مصالحه کنند، در حالی که اسباب خیانت و تبانی با دشمنان انقلاب را به همت ملت و انسجام جبهه اصولگرایان به زباله دانی تاریخ ریخته است.

*اسرائیل: در خاورمیانه دشمنان ایران قلع و قمع شده اند

وزیر دفاع رژیم صهیونیستی پیش بینی کرد با روی کارآمدن اسلامگرایان در انتخابات مصر، اسرائیل بیش از پیش تنها شود.

ایهود باراک در گفت وگو با روزنامه ایتالیایی کوریره دلاسرا تأکید کرد: ارتش مصر حافظ دموکراسی است و ژنرال طنطاوی مایل به حفظ صلح با اسرائیل می باشد، اما در انتخابات سپتامبر آینده اخوان المسلمین می تواند 40 درصد آرا را کسب کند و در آن صورت ما تنها خواهیم ماند.
باراک درباره ایران هم گفت: من هر روز دعا می کنم [!!] که شعله های قیام خاورمیانه به ایران سرایت کند، اما به نظر می رسد که ایران از این امواج، در امان مانده است.

وی افزود: ایرانیها خوشحالند که دشمنشان در مصر، یعنی مبارک، ساقط شده اما پس از گذشت چند ماه، ایران بار دیگر به مشکل جامعه بین الملل تبدیل خواهد شد. جمهوری اسلامی در پی دستیابی به سلاح اتمی و تسلط بر خلیج فارس است. در عراق مداخله می کند، در افغانستان مشغول است و در پاکستان نیز همین کار را تکرار خواهد کرد.

یادآور می شود سران رژیم صهیونیستی از فتنه سبز در ایران به عنوان "سرمایه بزرگ اسرائیل " و "پیاده نظام ارتش اسرائیل که به نیابت از تل آویو با ایران می جنگند " یاد کرده بودند. فتنه گران چندین بار (از جمله در روز قدس سال 88 و 25 بهمن 89) تحرکات ناکامی را به نفع رژیم صهیونیستی ساماندهی کردند.

*پاسخ روزنامه هفت صبح به خبر ویژه کیهان

دبیر شورای سیاستگذاری روزنامه هفت صبح به خبر ویژه روز گذشته واکنش نشان داد.
علی مزینانی در واکنش به اظهارات "سردبیر هفت صبح آن لاین " اعلام کرد وب سایت هفت صبح جعلی است و "روزنامه هفت صبح تصریح می کند که محتوای منتسب به روزنامه هفت صبح به نقل از این وب سایت جعلی به هیچ وجه مورد تایید روزنامه هفت صبح نیست و سردبیر هفت صبح هیچ مصاحبه یا اظهارنظری در خصوص مسایل سیاسی نداشته اند و انتشار این اخبار و باز انتشار آن مصداق واقعی اتهام و تشویش اذهان عمومی است. "

مزینانی هیچ توضیحی درباره به کارگیری همکاران نشریات زنجیره ای توقیف شده در روزنامه هفت صبح (و از جمله در موقعیت سردبیری روزنامه) نداده و صرفاً به این بسنده کرده که "هفت صبح کارکرد سیاسی ندارد. "

یادآور می شود با وجود انتشار 24شماره از روزنامه هفت صبح، جای نام "مدیرمسئول " در شناسنامه روزنامه خالی است و ارائه توضیح از سوی رئیس شورای سیاستگذاری به جای مدیرمسئول هم عجیب به نظر می رسد.

در همین حال آرش خوشخو سردبیر روزنامه یاد شده با ارسال توضیح مشابهی اعلام کرد سایت هفت صبح آن لاین یک سایت مشکوک و جعلی است و او نیز مصاحبه ای با سایت مذکور درباره آقای مشایی انجام نداده است.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ برنامه‌‌های کودک یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی و جنگ نرم آمریکا

در گزارش دانشگاه کالیفرنیای جنوبی با موضوع دیپلماسی عمومی، بر نقش رسانه‌های جدید و پخش برنامه‌های بین‌المللی و ساخت برنامه های عروسکی برای کودکان برای تاثیر بر ذهن آنها تاکید شده است.

alt

نهضت سبزنبوی به نقل از فارس، در بخش سوم گزارش دانشگاه کالیفرنیای جنوبی با موضوع دیپلماسی عمومی، بر نقش رسانه‌های جدید و پخش برنامه‌های بین‌المللی و ساخت برنامه های عروسکی برای کودکان برای تاثیر بر ذهن آنها تاکید شده است.

* ناتوانی آمریکا از طراحی استراتژی کلان برای دیپلماسی عمومی خود

لازم است برنامه‌های دیپلماسی عمومی با تلاش‌های ضد تروریستی جمع شود. آمریکا تا کنون نتوانسته یک استراتژی جامع، مانع و دست اول برای دیپلماسی عمومی خود طراحی کند که با فضای وب2 (و فرا تر از آن) تناسب و هماهنگی لازم را داشته باشد. رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در سال 2007 گفت: "[اصول] روابط عمومی در آمریکا بنیان نهاده شد، با این حال هنوز نتوانسته‌ایم در مورد جامعه و فرهنگ، آزادی و دموکراسی، سیاست‌ها و اهداف خود با دیگر کشورهای دنیا ارتباط برقرار کنیم. بسیار خجالت آور است که القاعده به کمک اینترنت پیام خود را راحت‌تر از آمریکا به دیگران منتقل می‌کند. یکی از دوستان دیپلمات این موضوع را چند سال پیش در قالب این سؤال مطرح کرد که "چگونه می‌شود یک مرد از داخل یک غار می‌تواند پیام خود را به بزرگترین جامعه ارتباطاتی دنیا منتقل کند؟ " سرعت، چالاکی و ارتباط فرهنگی، همچنان در عرصه ارتباطات استراتژیک آمریکا، جایگاه خود را پیدا نکرده‌اند. "

* اتکا به قدرت سخت، همچنان در دستور کار دولت‌ اوباما قرار دارد

با اینکه دولت اوباما، در مقایسه با دوره‌های پیشین، به سرعت جایگاه دیپلماسی های‌تک را ارتقا بخشیده است، اما این تلاش‌ها همچنان از برخورد با موانع بروکراتیک، تغییرات تکنولوژیک و مسائل مربوط به گستره به کارگیری آنها، رنج می‌برند. این مسائل سبب شده‌اند توانمندی حکومت آمریکا در دسترسی به مخاطبین بسیار، محدود شود. اقدامات مبتکرانه‌ای، از جمله فراهم آوردن اخبار غیر قابل فیلتر "نوع ـ سی‌ـ‌اسپن " (C-SPAN-type) برای مردم جهان اسلام و دیگر نقاط دنیا، به چشم می‌خورد، اما ادامه و استمرار نمی‌یابند. از سویی دیگر، نظریات و برنامه‌های مربوط به جنگ سرد همچنان پا برجاست و می‌توان رد پای آنها را در استراتژی کهنه و منسوخ بخش برنامه‌های بین‌المللی آمریکا مشاهده کرد؛ که سبب می‌شود تلاش‌های آنلاین به طرز قابل توجهی تضعیف شوند. با توجه به خاطرات تلخ مردم از حملات تروریستی 11 سپتامبر، متوسل شدن به قدرت سخت به لحاظ سیاسی ساده‌تر از به کار گیری یک استراتژی کلان‌تر و کارآمدتری است که بر پایه قدرت نرم شکل می‌گیرد.

* فعالیت‌های موفق نهاد‌های غیر دولتی در عرصه دیپلماسی عمومی

با این حال، خارج از حکومت تغییر و تحولاتی به چشم می‌خورد. بنیاد جوانان خاورمیانه یکی از این موارد است که فعالیت خود را این چنین تعریف می‌کند: "در منطقه‌ای که جستجوی آزاد و ارائه آراء و نظرات اساساً ممنوع است و اعلام نارضایتی نه تنها جایگاهی ندارد بلکه تحمل نمی‌شود، اینترنت بستری را برای جوانان فراهم آورده است تا موانع را در هم شکنند. با به کار گرفتن قدرت ذاتی اینترنت، MideastYouth.com یکی از متمایزترین مجامع اینترنتی را در منطقه بنیان نهاده است؛ جایی که هر روز به بحث و گفتگو با یکدیگر می‌پردازیم . حکومت‌ها بیش از این استیلایی بر جریان اطلاعات ندارند؛ ما دست در دست هم یک خروجی خبری مستقل برای مردم و توسط مردم، به وجود می‌آوریم. " این بنیاد پروژه‌های بسیار دیگری نیز در دستور کار خود دارد.

* دموکراسی سازی از طریق فیس‌بوک

دیگر فعالان در عرصه اینترنت، فیس‌بوک را روشی مناسب برای ایجاد دموکراسی دیجیتال در کشورهای غیر دموکراتیک می‌دانند؛ که البته پیش بینی می‌شود با شیوع آدرس‌های اینترنتی به زبان‌های دیگر، از جمله عربی، چینی و ...، این حضور اینترنتی بسیار گسترده‌تر شود. فیس‌بوک، توییتر، یوتیوب و دیگر مجامع آنلاین، این فرصت را به وجود می‌آورند که "دیگر بودن " شفاف و آشکار شود، و اگر چنین کاری صورت گیرد، برخی از افراد که در میانه و قاعده هرم تروریسم قرار می‌گیرند، به تدریج از آن فاصله می‌گیرند.
اهمیت استمرار این تلاش‌ها در نوامبر سال 2009 به خوبی آشکار شد؛ در آن تاریخ 57 درصد از مردم سوئیس در همه‌پرسی برگزار شده مخالفت خود را با ساخت مناره‌های جدید (و نه خود مساجد) در سراسر کشور اعلام کردند. نزدیک به 400000 مسلمان در سوئیس زندگی می‌کنند؛ کشوری که جامعه آن از یکپارچگی نسبتاً بالایی برخوردار است. نشریه اکنومیست در این باره نوشت که رأی دهندگان سوئیسی که با ساخت مناره مخالفت کردند "بر این باورند که جهان واقعاً بنابر نظر هانتینگتون تقسیم بندی خواهد شد و جهانی پدید خواهد آمد که در آن یک مذهب غالب خواهد بود و مابقی تحت انقیاد آن درخواهند آمد. " در آمریکا، مخالفت با ساخت یک مرکز فرهنگی اسلامی در نیویورک سیتی (نزدیک به مرکز تجارت جهانی) و دیگر نقاط، بر اعتبار نظریه "برخورد تمدن‌ها " بیش از پیش افزود. غفلت و ترس می‌تواند منجر به از یاد رفتن اصول قانونی و درک جمعی شود و در نهایت تنفر و عداوت ایجاد کند. ناآرامی سیاسی که بر این عرصه حاکم خواهد شد، برای افراط‌گرایان مسلمان در سراسر دنیا به معنای آن خواهد بود که دشمنی "سربازان صلیبی " غرب، فراگیر است.

* عروسک‌های ماپت، برنامه‌ای بسیار تأثیر گذار در جهت ایجاد ارتباطات میان فرهنگی

همه‌پرسی سوئس، اعتراض و مخالفت آمریکایی‌ها و فشار‌های سیاسی بر اسلام در سراسر دنیا، حاکی از آن است که ضرورت ایجاد یک پل و ارتباط، بیش از پیش پررنگ شده است. در زمینه برقراری ارتباطات میان فرهنگی، یکی از موفق‌ترین اقداماتی که صورت گرفته، مربوط به شهروندان کاملاً شناخته شده در عرصه جهانی، یعنی عروسک‌های ماپت (Muppets) می‌باشد.
پس از آنکه مطالعات نشان داد آموزش در دوران کودکی تأثیر به سزایی در یادگیری آتی کودک دارد، سیسام استریت در دهه 1960 در آمریکا متولد شد. کارگاه سیسام، محل خلق این برنامه تلویزیونی، به رشد خود ادامه داد و در سال 2010 قسمت‌های مختلف این برنامه در بیش از 130 کشور دنیا دیده شد و در 30 کشور دنیا نیز نسخه بومی آن تولید شد.

* تولید نسخه‌های مشترک این برنامه عروسکی، گامی در جهت پیش برد اهداف دیپلماسی عمومی آمریکا

اشتراک در تولید، سیسام استریت را به محصول فرهنگی متفاوت آمریکا تبدیل کرد که توانست مخاطبین بین‌المللی بسیاری را جذب کند. رویکرد اشتراک در تولید این گفته را که "هر آنچه برای آمریکایی‌ها خوب است، بدون شک برای شما نیز خوب است " را کنار گذاشته و معتقد است اتکا بر ذکاوت و هوشمندی محلی، که مسائل فرهنگی و سیاسی محلی را درک می‌کند، کارگر خواهد بود. نسخه‌های بومی سیسام استریت شخصیت‌هایی را در بر دارد که احساسی‌ترین موضوعات را نیز پوشش می‌دهند. برای مثال در آفریقای جنوبی، که 11 درصد کودکان یک یا هر دو والدین خود را در اثر بیماری ایدز از دست داده‌اند، تاکالانی سیسام، عروسک ماپتی مبتلا به ایدزی است که والدینش در اثر ایدز از دنیا رفته‌اند؛ تلاش این برنامه آن است که زندگی پرطراوت و نگاهی مثبت در کسانی ایجاد کند که با ایدز دست و پنجه نرم می‌کنند.

* نسخه فلسطینی سیسام، حربه‌ای برای کاستن از خشم مردم فلسطین از اسرائیل

یکی از مهمترین برنامه‌های کارگاه سیسام نسخه فلسطینی سیسام استریت است، که سیاست‌های مروبط به انتفاضه را نمایش می‌دهد. برنامه شرا سیمسیم تولید خود را در سال 2006 آغاز کرد و با اینکه تمام محتوای این برنامه می‌بایست به تأیید کارگاه سیسام می‌رسید، به هر حال واقعیات زندگی کودکان فلسطینی را به تصویر کشید. بر اساس یافته‌های یونیسف، که در ژوئن سال 2007 منتشر شد، کودکان یک سوم خانواده‌های فلسطینی اضطرات، ترس یا افسردگی را تجربه کرده‌اند و در بیشتر موارد این چالش‌های روحی با سوء تغذیه و ضعف سلامت عمومی نیز همراه است. داوود کوتاب، مدیر عامل این برنامه فلسطینی، تصریح کرده است که با توجه به فشار‌های فرهنگی بسیار، پسران نوجوان فلسطینی به طور اخص نیازمند پیام‌های مثبت هستند. دکتر کایرو عرفات، مشاور محتوایی این برنامه گفت که "ما می‌خواهیم به نوجوانان پسر نشان دهیم که می‌توانند از زندگی لذت ببرند و بدون آنکه نیاز باشد سرسختی از خود نشان داده یا به خشونت متوسل شوند، می‌توانند خواسته‌ها و علایق خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. " کوتاب اضافه می‌کند "هدف ما آن است که با کودکان، 3، 4 یا 5 سال ارتباط برقرار کنیم، اگر نتوانیم در این سنین به ایشان دست یابیم، در آینده با هیچ گونه تبلیغاتی موفق به جذب آنها نخواهیم شد، حال محافظه کار باشد یا مذهبی یا بنیاد‌گرا، ارتباط برقرار کردن با او دشوار خواهد شد. "
کارگاه سیسام بسیار دقت می‌کند که اشاره‌ای به اوضاع و احوال سیاسی منطقه و درگیری‌های آن اشاره‌ای نکند، اما برنامه‌های آن درس‌هایی را می‌آموزد که بر اساس حوادث واقعی تنظیم شده‌اند. یکی از این داستان‌ها یک جامعه فلسطینی را به تصویر می‌کشد که با همکاری هم از دل یک طوفان سهمگینی که خرابی‌ها و تلفات بسیاری به جای می‌گذارد، نجات پیدا می‌کنند. با اینکه هیچ نمادی از نیروی نظامی در آن دیده نمی‌شود، تفسیر ساده‌ای که از این داستان به دست می‌دهد، در واقع بازنمایی اوضاع پس از حملات سال‌های 9-2008 اسرائیل به غزه است. این برنامه را با برنامه پخش شده در کانال الاقصی حماس مقایسه کنید؛ در آن برنامه شخصیتی به تصویر کشیده می‌شود که در منازعه مذکور کشته می‌شود و بینندگان جوان خود را تشویق می‌کنند از اسرائیلی‌ها انتقام بگیرند.
نمونه شرا سیمسیم تنها یک داستان "احساسی " نیست. بلکه نمونه‌ای است از یک مانع سازنده در برابر فشار‌هایی که جوانان را به سمت خشونت سوق می‌دهد. برنامه‌های سرشار از تنفری که از شبکه الاقصی و دیگر منابع برای کودکان پخش می‌شود، نباید بدون پاسخ بماند؛ چرا که این جوانان در آینده سربازانی باشند که به گروه‌های تروریستی می‌پیوندند یا اینکه در زمره کسانی قرار گیرند که علیه گسترش خشونت تلاش می‌کنند.

* برنامه عروسکی ماپت، گامی بسیار مؤثر و الگویی مناسب برای دیگر اقدامات در عرصه دیپلماسی عمومی

عروسک‌های نمایشی (یا عروسک‌های ماپت)، ابزار نهایی و واپسین مبارزه علیه تروریسم نیستند، بلکه تولید برنامه در چنین قالب‌هایی می‌تواند الگویی مناسب برای اقدامات نرمی باشد که در کنار دیگر تلاش‌های ضد تروریستی قرار می‌گیرد و می‌توان آن را به عنوان یکی از شیوه‌های "ممانعت از تروریسم " شناخت. با در نظر گرفتن تولیدات کارگاه سیسام به عنوان یک پارادایم، می‌توان با انجام اقداماتی ساده‌تر و کوچک‌تر، از پس تأمین نیاز‌هایی خاص، در اماکن خاص، برآمد. این روش قرار نیست درمان همه مشکلات باشد؛ کودکی که در سن پنج سالگی کاملاً با خشونت دمساز شده است، بدون شک در سن 16 سالگی به راحتی با خشونت کنار می‌آید و به آن متوسل می‌شود. اگر در کودکان نگرش همکاری و حل دسته جمعی مشکلات ایجاد نشود، در واقع راه را برای ورود خشونت به آنها بازگذاشته‌ایم.

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک