به حرف من گوش کن


+ اغتشاش 25 بهمن حرام بود ولی مسبب اصلی آن فردی خدوم است!

 
 ولی مسبب اصلی آن فردی خدوم است!

تضاد موضع آقای هاشمی رفسنجانی در «حرام» اعلام کردن اغتشاش ۲۵ بهمن و «خدوم» معرفی کردن یکی از دو دعوت کننده اصلی این اغتشاش (موسوی) سوال‌های جدی را موجب شده است.

در تدارک اغتشاش ناکام ۲۵ بهمن که برای خوش خدمتی به آمریکا و رژیم صهیونیستی و در راستای تحت الشعاع قرار دادن قیام ملت‌های مسلمان خاورمیانه صورت گرفت، موسوی و کروبی نقش دعوت کننده داشتند و با وجود مخالفت وزارت کشور خواستار برپایی راهپیمایی شدند.
۲ روز پس از این اقدام ضدانقلابی که حتی با محکومیت از سوی برخی اعضای فراکسیون اقلیت (اصلاح طلب مجلس) و چهره‌هایی مانند حسن روحانی و ناطق نوری و... همراه شد، هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با واحدمرکزی خبر ماجرای ۲۵ بهمن را اقدام غیرقانونی و طبق فتوای امام راحل حرام اعلام کرد.
وی همچنین در پاسخ به سوالی درباره سوءاستفاده رسانه‌های استکباری از ماجرای ۲۵ بهمن گذشته و عدم انعکاس مناسب راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن در رسانه‌های غربی گفته بود: رسانه‌های غربی و صهیونیستی همواره چه قبل و چه بعد از انقلاب تلاش کرده‌اند که موارد منفی را بزرگ و نقاط قوت را کم رنگ کنند.
با وجود این موضع، آقای هاشمی رفسنجانی ۴۵ روز بعد به بهانه درگذشت پدر موسوی در سن ۱۰۲ سالگی، پیامی صادر کرد که در آن بر «خدوم» بودن موسوی آن هم با تعبیر «به ویژه» تاکید شده بود.
این تناقض رویکرد به فاصله کمتر از ۲ ماه پرسش‌های متعددی را برمی انگیزد از جمله اینکه؛ چگونه می‌توان اغتشاش را «حرام» اما تحریک کننده آن را «خدوم» توصیف کرد؟ قطعاً موسوی در این اقدام شنیع، خدمتی کرده اما آیا این خدمت جز به آمریکا و اسرائیل و دیکتاتورهای مزدور وابسته به آن‌ها بوده است؟! پس آقای هاشمی در کارنامه به ویژه ۲ سال اخیر موسوی و نقش وی در اقدامات ضدانقلابی روز قدس، ۱۳ آبان، ۱۶آذر و ۶ دی ۸۸ (عاشورا) و پس از آنکه آمیخته با هتاکی علیه امام خمینی، رهبری، انقلاب اسلامی و فرا‌تر از همه امام حسین (ع) بود، کدام «خدمت مستمر» را دیده که از تعبیر «خدوم» برای وی استفاده کرده است؟ برعکس نهند نام زنگی کافور؟! آیا جز این است که سران آمریکا و رژیم صهیونیستی بار‌ها از امثال موسوی به خاطر همین خدمت‌ها -خیانت به ملت ایران- تشکر و تمجید کردند؟ چگونه ممکن است کسی را هم زمامداران جبهه استکبار (ائمه کفر) مورد تمجید و تکریم قرار دهند و هم دوستان جبهه انقلاب؟ آن‌ها از بازیچه‌هایی مانند موسوی به خاطر «حرمت شکنی»‌هایشان جانبداری کردند.
خوش بینانه‌ترین احتمال آن است که برخی نزدیکان آلوده به فساد در اطراف آقای هاشمی بار دیگر او را برای پنهان کردن فساد و آلودگی‌های خود هزینه کرده‌اند!

با جنجال آمد؛ یواشکی تعطیل شد

یک تلویزیون ضدانقلابی که با سروصدای فراوان راه اندازی شد بی‌سروصدا تعطیل شده است.
سال گذشته شماری از عناصر ضدانقلاب و شبه روشنفکر فعال در رسانه‌های بیگانه اعلام کردند شبکه‌ای موسوم به ایران ندا راه اندازی می‌کنند. این طیف به مدت چند هفته تبلیغات پرحجمی را به راه انداختند و به برخی محافل سیاسی در اروپا هم سرک کشیدند تا حمایت‌هایی را جلب کنند اما تعدد رسانه‌هایی از این دست از یک سو و خاموش شدن آتش فتنه باعث مرده متولد شدن شبکه مذکور شد.
رادیو زمانه در همین زمینه از قول یکی از عناصر فراری گفت: اگر اغراق نباشد باید بگوییم این یک تراژدی بود. تلویزیون ایران ندا هیئت مدیره‌ای متشکل از افراد شناخته شده، معتبر، آکادمیک، محبوب، مبارز و اندیشمند داشت که متاسفانه نتوانستند از حد یک سایت اینترنتی فرا‌تر روند و متاسفانه پا نگرفت و حتی سایتش هم در حال حاضر چند ماهی هست که مثل ماه‌های اولی که راه اندازی شده بود فعال نیست و به آن صورت کار نمی‌کند.

کرکره ها را بکشید پایین! چه کسی این افتضاح را راه انداخت؟!

کرکره محافل ضدانقلاب فعال در فتنه سبز مجددا پایین کشیده شده است.
این محافل سیاسی و رسانه‌ای که اغلب از خارج کشور فعالیت می‌کنند، ۲۵ بهمن سال ۸۹ به دنبال فراخوان صهیونیستی دو تن از دست اندرکاران فتنه (موسوی و کروبی) موقتا به هیجان درآمده و پس از آن نیز کوشیدند با طرح راهپیمایی اول اسفند و سپس «سه شنبه‌های اعتراض» (دهم، هفدهم و بیست و چهارم اسفند- چهارشنبه سوری) پیکر بی‌جان فتنه را احیا کنند اما به دنبال تبدیل این روند به «سه شنبه‌های افتضاح» و بی‌اعتنایی مطلق مردم، اکنون‌‌ همان محافل سکوت کامل اختیار کرده و حاضر نیستند کمترین توضیحی به مخاطبان درباره دروغ بودن وعده‌ها و ادعاهای خود بدهند.
همزمان با وضعیت نیمه تعطیل رسانه‌های فعال در شبکه عنکبوت، گروه اشباح (موسوم به شورای هماهنگی راه سبز) نیز در محاق رفته و حاضر نیست درباره سرانجام بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های پنج گانه‌ای که در کمتر از ۱۰روز صادر کرد، توضیحی بدهد. در همین حال تشدید قیام ملتهای مسلمان منطقه علیه رژیم‌های وابسته به آمریکا و اسرائیل نیز در تشدید حیرت و انفعال گروهک‌های ضدانقلاب وابسته موثر بوده است.
در چنین شرایطی یکی از همکاران سایت «بالا‌ترین» می‌نویسد: «چرا این قدر سوت و کور شد؟ زمانی که طرح سه شنبه‌های اعتراض داده شد (واقعا نمی‌دونم اولین بار از طرف کی مطرح شد) بعضی از ما‌ها کلی اعتراض کردیم که این طرح اشتباهه و باعث سرخوردگی می‌شه. شخصا چند تا لینک دادم. کلی بد و بیراه گفتن به من. بقیه دوستان دیگه‌ای هم که معترض بودن از تهمت‌ها بی‌نصیب نموندن. الان مدت‌ها گذشته. چرا کسانی که اون موقع طرفدار دوآتشه بودن این طرح بودن سکوت کردن؟ شکّم اینه که بانی این طرح غرضی داشته و خیلی از ما‌ها کورکورانه به دفاع از اون طرح اقدام کردیم. داره باورم می‌شه که یه سری نفوذی در جنبش وجود داره و با طرح یه سری نظرات که جز ضربه زدن سودی نداره زهر خودشون رو می‌ریزن. تعدادشون هم کم نیست و لینکای این چنینی کلی رای می‌یاره.»
وی می‌افزاید: سرخوردگی در طرح سه شنبه‌های اعتراض باعث شده که دیگه کسی حالی از موسوی و کروبی نمی‌پرسه. الان مدتهاست که از اون‌ها خبری نیست ولی چیزی که هست سکوت و سکوته. ۳-۲ تا لینک دادم که تا فرصت باقیه فکری کنیم برای آینده. هیچ کس نظری نداد. حمایتی نکرد. انگار همه سرد شدن.
سایت «اخبار روز» وابسته به طیفی از گروهک‌های خارج نشین هم با حمله به «شورای هماهنگی» و منشوری که از سوی آنان در اوایل اسفند منتشر شد، نوشت: این منشور مدام از شفافیت دم می‌زند اما سؤال اساسی آن است که این افراد کیستند که می‌خواهند مرزهای جنبش را به «صراحت» و «شفافیت» بیان کنند؟ این افراد خود را «شورای هماهنگی راه سبز» نامیده‌اند؛ اما سؤال آن است که چه کسی آن‌ها را به مسئولیت «هماهنگی» گمارده؟ چگونه این افراد به خود اجازه داده‌اند که ما را «هماهنگی» کنند؟ نوشته گروهی افراد نا‌شناس که خود را به نام غریب و مضحک «شورای هماهنگی» نامیده‌اند، چه اهمیتی دارد؟ در متن منشور مرتبا صحبت از «شفافیت» است چگونه است که این افراد که سنگ «شفافیت» را به سینه می‌زنند خود آن قدر صداقت و شفافیت ندارند که اسم خود را مشخصا اعلام کنند و در عوض تحت اسم بی‌معنا و جعلی شورای هماهنگی خود را پنهان می‌کنند؟
این پایگاه گروهکی می‌افزاید: در مورد نوشته‌های سیاسی در قالب بیانیه، جایگاه نویسنده ارتباط ذاتی با محتوای آن دارد و در صورتی که توسط گروهی فاقد هویت مشخص نوشته شود، ارزشی ندارد. اساسا نفس انتشار منشور مذکور از سوی یک شورای ریاکار و فاقد هویت زیر سؤال است چه رسد به اینکه حاوی جملات نخ نما شده هم باشد.
مهدی خانبابا تهرانی از منافقین فراری هم در مصاحبه با سایت ضدانقلابی «ایران گلوبال» تردید مشابهی را مطرح کرده و گفته است: بسیاری از اصلاح طلبان فعال و سر‌شناس و مطرح در فضای سیاسی ایران از ماهیت شورای هماهنگی سبز بی‌خبرند. نمی‌توان هویت یک شورای هماهنگ کننده در برون مرز را مبهم نگه داشت.
وی اضافه کرده است: آقایان موسوی و کروبی به نمادهای جنبش تبدیل شدند و هرچه گذشت، خود را بیشتر تصحیح کردند و به جنبش نزدیک‌تر شدند. منشور منتشره به نوعی وصیت نامه سخنگویان جنبش است.
خانبابا تهرانی اضافه کرد: به نظر من حرکت‌هایی مانند نوشته منشور در اتاق فکرهای چند نفره راه به جایی نمی‌برد. آن‌ها غالبا از جنبش اپوزیسیون عقب ترند.
اما بخوانید از تحلیل سایت جرس وابسته به محسن کدیور که خود سردمدار دروغ پراکنی و دمیدن در هیجان کاذب بوده و اینک اذعان می‌کند: متاسفانه فضای رسانه‌ای مجازی باعث شده نوعی هویت کاذب جایگزین هویت جمعی شود و این به ضرر ما خواهد بود. اقدام باید در میدان واقعی تقویت شود

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک