به حرف من گوش کن


+ نگاهی به بسترهای شکل گیری غائله کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 78

نگاهی به بسترهای شکل گیری غائله کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 78

سال 1378، در حالی آغاز شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت فرارسیدن یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام (ره)، این سال را به نام ایشان مزین کرد. این نام گذاری می توانست سرآغاز همگرایی و نزدیکی جناح های سیاسی بر محور شخصیت حضرت امام(ره) قرار گیرد، اما...

اشاره:
سال 1378، در حالی آغاز شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت فرارسیدن یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام (ره)، این سال را به نام ایشان مزین کرد. این نام گذاری می توانست سرآغاز همگرایی و نزدیکی جناح های سیاسی بر محور شخصیت حضرت امام(ره) قرار گیرد، ولیکن حوادث تلخی توسط عناصر وابسته به بیگانه و برخی احزاب و گروه های سیاسی مدعی اصلاح طلبی به وقوع پیوست که نه تنها شاهد این قرابت و همگرایی نبودیم، بلکه تنش ها و درگیری هایی حادث آمد که کام ملت را تلخ کرد. به واقع سال 1378 مملو از حوادث ریز و درشتی بود که این سال را به پرماجراترین سال دولت هفتم مبدل نمود.

ترور امیرسپهبد صیاد شیرازی
در صبح روز شنبه 21 فروردین سال 1378، امیر سپهبد علی صیادشیرازی، جانشین ستاد کل نیروی مسلح در مقابل منزلش هدف ترور ناجوانمردانه عوامل گروهک منافقین قرار گرفت و به شهادت رسید. اقدام مسلحانه منافقین و ترور یکی از عالی رتبه ترین مقامات نظامی کشور، حکایت از وجود نوعی ناامنی در کشور و فرصت طلبی گروه های معاند و همسوی با بیگانگان داشت. تضعیف شدید جایگاه دستگاه امنیتی کشور در ماجرای قتل های زنجیره ای، یکی از عوامل مهم در ایجاد این ناامنی بود که متأسفانه توسط برخی جریان های سیاسی و مطبوعات نزدیک به رئیس جمهور دنبال می شد.

استیضاح مهاجرانی
یکی از مناقشات اصلی بین جریان های سیاسی و مذهبی کشور با دولت خاتمی، برنامه های فرهنگی ای بود که در دستور کار دولت اصلاحات قرارگرفته بود. در این بین، دکتر عطاءالله مهاجرانی که بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده بود به عنوان طراح و مدیر فرهنگی دولت هفتم، بیش از دیگران مورد انتقاد مخالفان قرار داشت. سرانجام پس از ماه ها بگو مگو، وزیر فرهنگ با طرح استیضاحی که به امضای 31 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تنظیم شده بود، برای دفاع از عملکرد خود و پاسخ به انتقادات مخالفیان در روز شنبه (12/2/78) به صحن مجلس آمد.
این دومین استیضاحی بود که از زمان شکل گیری دولت خاتمی توسط مجلس پنجم صورت می گرفت که اولین آن به کناره گیری «عبدالله نوری» از وزارت کشور انجامید. این استیضاح را می توان به معنای مخالفت مجلس با سیاست های فرهنگی دولت تفسیر کرد.
استیضاح کنندگان مواردی را در حوزه مطبوعات، کتاب و حوزه هنر مطرح کردند و طی نامه ای که در تاریخ (1/2/87 )در صحن علنی مجلس قرائت شد، استیضاح را به هیئت رئیسه مجلس تقدیم کردند. صبح روز شنبه (11/2/78) جلسه علنی مجلس به ریاست حجت الاسلام «ناطق نوری» آغاز به کار کرد و استیضاح مهاجرانی آغاز شد.
جلسه آن روز مجلس که در نوبت بعد از ظهر نیز ادامه یافته بود، با رأی گیری برای موافقت یا عدم موافقت ادامه وزارت مهاجرانی به پایان رسید و علی رغم پیش بینی کارشناسان سیاسی، مهاجرانی توانست بار دیگر از مجلس رأی اعتماد بگیرد و برای ماه های باقی مانده از دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی در وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی باقی بماند.

مناقشات پیرامون طرح اصلاح قانون مطبوعات
هر چند مهاجرانی توانست بار دیگر در صحن علنی مجلس استیضاح رأی اعتماد نمایندگان ملت را کسب نماید و در مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باقی بماند، ولیکن اعتراضات و انتقادات نسبت به عملکرد مطبوعات در سال های بعد از دوم خرداد 76 همچنان توسط بخش عمده ای از جامعه بر سر جای خود باقی بود و نشریات زنجیره ای بدون تعریف و رعایت مرزها و خطوط قرمز برای فضای فکری- اعتقادی جامعه، به هنجارشکنی و تقدس زدایی ادامه داده و هر روز مطبوعه ای جدید، مطلبی را منتشر می کرد که احساسات دردمندان و معتقدان به انقلاب اسلامی را جریحه دار می کرد.
در این بین وجود برخی کاستی ها و ضعف های قانونی، تعدادی از نمایندگان مجلس را بر آن داشت تا با تنظیم طرحی که باعنوان «طرح تغییر قانون مطبوعات» شهرت یافت، زمینه های قانونی کنترل و ساماندهی وضعیت لجام گسیخته مطبوعات کشور را فراهم آورند. درباره موارد و بندهای مندرج در طرح فوق الذکر اختلافات زیادی وجود داشت و برخی آن را خیلی تنگ نظرانه و موجب محدودشدن فعالیت های مطبوعاتی دانسته و به مقابله و نقد آن پرداختند.

خودکشی سعید امامی
در حالی که مسئله طرح تغییر قانون مطبوعات به عنوان یکی از مسائل مناقشه آمیز در سطح جامعه مطرح بود، حادثه ای اتفاق افتاد که فضا را برای تشدید اختلاف و درگیری های سیاسی افزایش داد و این مسئله به طور عجیبی با مسئله تغییر قانون مطبوعات پیوند خورد. خبر چنین بود که: «با وجود مراقبت های ویژه ای که از «سعید امامی» یکی از عوامل اصلی و محوری این قتل ها به عمل می آمد، وی روز شنبه (10/3/78) در زمان استحمام در بازداشتگاه با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد.»
این خبر در رأس اخبار داخلی کشور قرار گرفت و مطبوعات زنجیره ای دوم خردادی سوژه ای جدید برای تشدید هجمه ها علیه دستگاه ها و نهادهای نظام از جمله قوه قضائیه و وزارت اطلاعات یافتند، سناریویی که به حوادث تلخ تیرماه 1378 انجامید.
محافل سیاسی دوم خرداد تصمیم گرفتند تا سوژه کشدار قتل های زنجیره ای را ادامه داده و این بار با متهم کردن حجت الاسلام فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات به عنوان همراه و هم فکر سعید امامی، رسیدن وی به جایگاه بالای امنیتی در دوران وزارت آقای فلاحیان را عامل اصلی ایجاد قتل های زنجیره ای معرفی نمایند. در همین راستا، نشریات زنجیره ای مقالات و یادداشت های متعددی در شرح و بسط توهمات تولید شده در اتاق های فکر این جریان منتشر ساختند.

حادثه کوی دانشگاه
در ادامه مخالفت با «طرح تغییر قانون مطبوعات»، روزنامه سلام در تاریخ(15/4/78)، نامه محرمانه ای را منتشر نمود که در آن سعید امامی، متهم ردیف اول پرونده قتل های زنجیره ای، خطاب به وزیر اطلاعات نوشته بود: «قانون مطبوعات فعلی جوابگوی نیاز کنونی و دسیسه های موجود نیست، چرا که تنها در رابطه با صاحبان امتیاز و مدیر مسئول تعیین تکلیف می کند. حال آنکه ما در عرصه فرهنگی قشر وسیع نویسنده، مترجم، مولف، گزارشگر، شاعر و ... را داریم که تنها با برخورد انفرادی و قانونمند نظیر ممنوع القلم یا ممنوع النشر نمودن نمی توان از هجمه ایشان جلوگیری کرد.»
درج این نامه محرمانه با تیتری جنجالی «سعید امامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» در حالی صورت گرفت که گردانندگان روزنامه سلام در صحت و سقم نامه شک داشته و دریافت آن را از طریق فاکس روزنامه اعلام کردند! پس از انتشار این نامه، نشریات دوم خردادی که منتظر بهانه ای جدید برای حمله به نمایندگان مجلس و طراحان طرح اصلاح قانون مطبوعات بودند، هجمه جدید خود را آغاز کردند.
روزنامه سلام طی شکایت وزارت اطلاعات، توسط دادگاه ویژه روحانیت توقیف و مدیر مسئول آن حجت الاسلام والمسلمین موسوی خوئینی ها به دادگاه احضار شد. جنجال آفرینان، توقف روزنامه سلام را بهانه ای برای تشدید جنجال کرده، رادیوهای بیگانه نیز آتش بیار معرکه شدند.
تجدیدنظرطلبان که با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام دچار غافلگیری شده بودند، به هشدار و تهدید روی آوردند. روزنامه های زنجیره ای در اقدامی هماهنگ، تعطیلی روزنامه سلام را مهم ترین سوژه خبری خود قرار دادند و از آن به عنوان «اقدامی غیرقانونی»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه سیاسی» یاد کردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیر مسئول روزنامه سلام نوشت: «آیا محافظه کاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی ها را محاسبه کرده اند؟»
شب جمعه (17/4/78) اطلاعیه ای دست نویس بین افراد کوی دانشگاه تهران توزیع شد که در آن از دانشجویان خواسته می شود در اعتراض به توقیف روزنامه سلام تجمع و راه پیمایی کنند. ساعت 22.30حدود 150 نفر در کوی دانشگاه جمع شده و از کوی خارج می شوند و به خیابان می آیند. حضور نیروهای انتظامی و هدایت تظاهرکنندگان به داخل کوی و در ادامه کار؛ سنگ پراکنی و شعارها و اهانت ها و فحاشی عده ای افراد مشکوک و مجهول الهویه، فضا را پر تنش کرده و در این بین سه نفر از سربازان نیروی انتظامی توسط این افراد به گروگان گرفته می شوند.
علی رغم هشدار نیروهای انتظامی اهانت ها ادامه یافته و دانشجویان حاضر به آزادی گروگان ها نمی شوند. در این میان، صبر نیروی انتظامی به سرآمده و در اشتباهی تاریخی، دستور حمله به کوی دانشگاه توسط «فرمانده نوپو» صادر می شود و در این میان به تعدادی دانشجوی بیگانه که در ماجرا نقشی نداشتند نیز صدمه وارد شده و خوابگاه آنان نیز تخریب می شود.
روز جمعه (18/4/78)، دفتر تحکیم وحدت و برخی جریان های مشکوک دانشجویی، آتش بیار معرکه شده و حادثه شب گذشته کوی را به بحرانی ملی مبدل می سازند. جریان های سیاسی فرصت طلب نیز وارد میدان شده و با تحرک دانشجویان خواستار تداوم تجمعات و کشاندن آن به بیرون دانشگاه شده و در این میان رادیوهای بیگانه نیز وارد صحنه شده و با اعلام اخبار جعلی و دروغین، آتش بیار معرکه می شوند. به عنوان مثال رادیو اسرائیل در ساعت 18:30 روز ( 18/4/78 )اعلام می کند: «در جریان حملات خشونت باری که گروه موسوم به انصار حزب الله و نیروهای ضد شورش حکومت اسلامی علیه دانشجویان در تهران انجام دادند، دست کم پنج تن از دانشجویان کشته شدند. صدای گلوله به طور پراکنده به گوش می رسد. کوی دانشگاه به یک ناحیه جنگی مبدل شده و اسامی چهار تن از جان باختگان حادثه نیمه شب گذشته عبارتند از: نعیمی، سهرابیان، یاوری، ذاکری»
از روز شنبه با انتشار مطبوعات زنجیره ای فضای عمومی جامعه ملتهب شده و به تدریج درگیری ها به سطح شهر تهران کشیده شده و عناصر نفوذی و فرصت طلب کنترل اوضاع را از دست تشکل های دانشجویی خارج می کنند.
روزنامه های شنبه 19 تیر کار هدایت آشوب ها را بر عهده گرفتند.
حوادث تلخ ایجاد آشوب، وارد کردن خسارات به اموال عمومی و توهین به مقدسات توسط اوباش هدایت شده چند روز ادامه یافت تا اینکه در (22/4/78) رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی از ملت خواست تا به صحنه آمده و پاسخی دندان شکن به این عناصر ضدانقلاب دهند.
پیام رهبر فرزانه برای عاشقان ولایت کافی بود که در روز 23 تیرماه به خیابان ها بریزند و با حضور باشکوه خود ضدانقلابیون بزدل را به لانه های شان فراری داده و غائله 18 تیر را با حماسه 23 تیر به پایان رسانند.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک