به حرف من گوش کن


+ غرب ؛ از افول دین تا سقوط اخلاق

ارزش‌های اخلاقی سال‌هاست تحت سیطره‌ی آزادی و رهایی در حال احتضار است و به گذشته‌ای می‌اندیشد که غرب در قالب مفاهیم دست ساز خود که تابع قوانین به ظاهر آزادی خواهانه بوده‏ اند، اخلاقیّات انسانی را فاقد آرمان‌های معنوی بنا نهاد و حال با شکست تئوری‌های سکولاریستی به پرتگاه سقوط نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

 

ادیان نیوز/ افزایش نرخ طلاق، گزارش‌های مکرر همسرکشی، قتل، خشونت علیه زنان، کودک آزاری، تجاوز و رشد  چند برابری روابط نامشروع، سقط جنین، ارتباط با محارم، جنایت، سرقت و خیانت زوجین به یکدیگر و مجاز شمردن تلذذهای جنسی غیراخلاقی (همجنس بازی) فقط بخشی از نابسامانی‌های اخلاقی است که غرب را در چنبره‌ی خویش گرفتار کرده و اعتراض‌های غربی‌ها را به دنبال داشته است.

افول اخلاق در غرب مهم‌ترین چالشی است که طی قرون اخیر نگرانی صاحب‌نظران غربی را برانگیخته است. ارزش‌های اخلاقی نیز سال‌هاست تحت سیطره‌ی آزادی و رهایی در حال احتضار است و به گذشته‌ای می‌اندیشد که غرب در قالب مفاهیم دست ساز خود که تابع قوانین به ظاهر آزادی خواهانه بوده‏اند، اخلاقیّات انسانی و بشر دوستانه را به کناری رها کرد و اجتماع غربی را فاقد آرمان‌های معنوی بنا نهاد و حال با شکست تئوری‌های سکولاریستی به پرتگاه سقوط نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

افول مذهب، نزول ساختار خانواده و تشکیل زندگی‌های فارغ از شرع و اخلاق، تنهایی و از خود بیگانگی‌ها و رسوخ فساد به بطن ارزش‌ها، تنها مصادیقی از برآیند بی‌اخلاقی در غرب را شامل می‌شود اما با این وجود آرمان‌هایی که انسان شرقی را از غربی متمایز می‌سازد برای آن‌ها سنتی، ارتجاعی، حتی دست و پاگیر تلقی می‌شود.

روزی که اندیشمندان اروپایی و آمریکایی بر زیرپا گذاشتن اخلاق تأکید می‌کردند تا آزادی و رهایی انسان را تضمین کنند و قوانینی طبق این ایده می‌نوشتند فکرش را هم نمی‌کردند زمانی برسد که شاگردانشان بر نظریّات اساتید خود خط بطلان بکشند تا شاید مفرّی برای رها شدن بیابند. چرا که محصول این تعابیر ناصواب، معنویت‌گریزی، دوری انسان‌ها از فطرت حقیقت‌جو، سرگردانی فکری و یأس اعتقادی را رقم زد و امروز بازماندگان غربی را گرفتار اندیشه‌های غلط پیشینیان خود کرده است.

خانواده که روزی برآیند یک ارگانیسم اجتماعی و اقتصادی مستقل و خودکفا بود امروز نقش خود را به فراموشی سپرده و دیگر از والدینی که صبح تا شب هر کدام با حفظ نقش خود وظیفه‌ی حفاظت از ساختار خانواده و رسیدگی به امور خانوادگی را داشتند، خبری نیست. دیگر از آن صرف زمان‌ها در کنار خانواده، والدین و اشتغال فرزندان در مزرعه و خانواده‌های صمیمی با حفظ معیارهای اخلاقی در غرب، حرفی زده نمی‌شود.

امروز رسانه‌ها بعضاً با کارکرد منفی خود جای آموزش‌های مؤثر والدین را گرفته‌اند. دختران سرگرم کانال‌های مد و زیبایی و پسران درگیر خشونت‌های رایج برنامه‌های رایانه‌ای شده‌اند. خبرهای تلخ هم روز به روز بر این بار منفی اضافه می‌کند که طبق آخرین آمارها طلاق در انگلیس با 25 درصد رشد، مواجه بوده و امروز از هر پنج ازدواج دو مورد به طلاق می‌انجامد. تقریباً این وضع در دیگر مناطق اروپا هم دیده می‌شود. در کل اروپا هر سال یک میلیون طلاق اتفاق می‌افتد یعنی به طور متوسط هر 30 ثانیه یک مورد طلاق؛ آلمان با 187 هزار مورد، انگلیس با 144 هزار ، فرانسه با 134 هزار و 477  و اسپانیا با 125 هزار و 121 مورد طلاق، بیش‌ترین آمار طلاق را در سال‌های اخیر به خود اختصاص داده‌اند.

بارداری دختران مجرد که زمانی یک رسوایی تلقی می‌شد، ‌اکنون در کشورهای غربی به یک افتخار تبدیل شده است و بسیاری از سیاست‌مداران غربی نیز آن را تأیید و به‌نوعی از آن حمایت کرده‏اند. حمایت «سارا پالین» از بارداری «بریستول» دختر 17 ساله‌اش در مبارزات انتخاباتی‌اش، نمونه‌ی بارز سیاسی‌شدن این رسوایی است هم‌چنین حمایت «بریتیی اسپیرز» خواننده‌ی آمریکایی از بارداری خواهر 17 ساله‌اش «جیمی‌لین مری اسپیرز» که بچه‌ی نامشروع خود را به دنیا آورده است، نمونه‌ی دیگری از این رسوایی اخلاقی آمریکایی‌هاست.

خرید و فروش دختران آمریکایی در خیابان‌ها هم بحران تلخ دیگری است که غرب را فرا گرفته است. این موضوع که چندی پیش صفحاتی «نیویورک تایمز» را به خود اختصاص داد، حکایت از زندگی دختران نوجوانی داشت که در خیابان‌های آمریکا به طور داوطلبانه خودفروشی می‌کردند و بیش‌تر توسط دلالان این حرفه کنترل می‌شدند.

افزایش نرخ طلاق، گزارش‌های مکرر همسرکشی، قتل، خشونت علیه زنان، کودک آزاری، تجاوز و افزایش چند برابری روابط نامشروع، سقط جنین، ارتباط با محارم، جنایت، سرقت، خیانت زوجین به یک‌دیگر و مجاز شمردن تلذذهای جنسی غیراخلاقی (همجنس بازی) فقط بخشی از نابسامانی‌های اخلاقی است که غرب را در چنبره‌ی خویش گرفتار کرده و اعتراض‌های آن‌ها را به دنبال داشته است.

به عنوان نمونه «جو سالتزمن» دانشیار و استاد رشته‌ی روزنامه‌نگاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی از شیوع چند پدیده‌ی نابهنجار در جامعه‌ی آمریکا پرده برداشت و دروغ، زنا و سرقت‌های علمی و ادبی را بارزترین معضلات اخلاقی در جامعه‌ی آمریکا به شمار آورد و اظهار نمود که همه‌ی ما به نوعی در تصورات خود از جوامع پیشرفته به ویژه جامعه‌ی آمریکا دچار «زندان‌های استنباطی» هستیم.

به عقیده‌ی او، زندان‌های استنباطی در تفکر ما سبب شده که به نوعی شیفته و فریفته‌ی زرق و برق‌های توسعه یافتگی جوامع مدرن و غربی باشیم! هر چند که رسانه‌ها، تولیدات هالیوودی، ژست‌های گزاف و خوش رنگ و لعاب سیاست‌مداران غربی به ویژه آمریکایی نقش به سزایی در شکل‌گیری بهت آمیخته با تحسین برخی‌ها شده است.

هر چند اندیشمندان غربی امروز به این موضوع واقف‌اند و کمبودهای جامعه‌ی خویش را در کم‌رنگ شدن معنویّت و ارزش‌های الهی جست‌وجو می‌کنند اما هستند کسانی که علل اقتصادی را عامل فساد و دین گریزی را هم برگرفته از فقر و محرومیّت می‌دانند. این افراد به اصطلاح روشنفکر و خلط شده در افکار غرب‌گرایانه در کشور ما کم نیستند و کمبودهای اقتصادی را علت کم‌رنگ شدن ارزش‌های معنوی قلمداد می‌کنند اما هم‌چنان تلاش می‌نمایند الگوهای شکست خورده‌ی غربی را در جوامع شرقی پیاده کنند؛ در حالی که عمده‌ترین نگرانی دانشمندان و صاحب‌نظران غربی سقوط تمدن غرب، افول اخلاق و نزول جایگاه خانواده است. موضوعی که این عده‌ی قلیل تمایل زیادی برای جای پا گذاردن بر رد کفش‌های غربیانی دارند که امروز به گذشته‌ی خویش تأسف می‌خورند اما هنوز جریان رسانه‏ای اپوزیسیون (داخل و خارج) بر طبل نارضایتی، شکایت و اعتراض خویش می‌کوبند و شیوه‌ی نامتوازنی در مواجهه با مشکلات و چالش‌های اخلاقی در داخل و خارج کشور در پیش گرفته‌اند.

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک