به حرف من گوش کن


+ بازخوانی نقش مردم در مقابل گروه‎های سیاسی//با کسی عقد اخوت نبسته‎ایم

بازخوانی نقش مردم در مقابل گروه‎های سیاسی//با کسی عقد اخوت نبسته‎ایم
سرویس سیاسی مفید نیوز :: مردم دیگر حاضر نبودند،ساختار‎شکنی‎هایی نظیر نامه تند مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب، استعفای نمایندگان همین مجلس و از همه مهمتر اقدامات خلاف خواست عمومی در جریان دو دولت اصلاحات که هدایت آن را همین احزاب دوقلو بر عهده داشتند باردیگر تجربه کنند.

تاریخ: ۸ مرداد ۱۳۹۰

تاریخ جمهوری اسلامی ایران، پر است از طلوع و غروبهای گروهها و جناحهای سیاسی؛ گروههایی که برخی از آنها سالها به کار خود ادامه دادند و برخی دیگر تنها چند صباحی میهمان سفره جمهوری اسلامی ایران بودند. اما نگاهی گذرا به سرگذشت اکثر این گروهها نشان میدهد که حذف آنها از چرخه سیاسی کشور، هیچگاه خواست نظام نبوده بلکه این عملکرد این گروهها بوده است که باعث شده در مسیر حذف بهدست مردم قرار بگیرند. این حذفهای مردمی همیشه در حالی بوده که نظام جمهوری اسلامی، با سرلوحه قرار دادن اصل جذب حداکثری و دفع حداقلی که مورد تاکید مقام معظم رهبری نیز بوده، همواره کوشیده است تا با حضور گروههای مختلف سیاسی که اکثرا سعی در رعایت ظواهر اسلامی داشتهاند، شور و نشاط سیاسی را در جامعه گسترش دهد. البته نگارش این کلمات به معنی آن نیست که ما تمامی هزینه این گروهها را بر گردن مردم قرار دهیم اما بیشک مردمی که برای شکلگیری انقلاب و سپس حفاظت و استمرار آن هزینههای زیادی را پرداختهاند، حاضر نیستند شاهد حرمت شکنیها و عبور از خطوط قرمز توسط برخی جریانات سیاسی باشند. جریاناتی که در مدت حضور کوتاه و بلندشان در نظام سیاسی کشور، همیشه مدعی سهمی از انقلاب اسلامی بودهاند.


مجاهدین خلق، منافقین قاتل
سازمان مجاهدین خلق یکی از همین گروههایی بود که در همان اوایل انقلاب زمینههای حذف خود را ایجاد کرد. شکلگیری این سازمان به سال 1344 باز میگردد. سازمانی که مسلکش مارکسیستی بود و بر اساس همین مسلک، اقدامات مسلحانه مختلفی را در طول حکومت پهلوی انجام داد تا به نوعی خود را در انقلاب سهیم کرده و عملا به نمایندگی از شوروی که آن روزها مروج مکتب کمونیست بود، در انقلاب، نفوذ و ایران را نیز همانند دهها کشوری که اسیر این مکتب بودند، کمونیست کند. آنها پس از پیروزی انقلاب علیرغم آنکه میدیدند بهدلیل مغایرت مسلکشان با شعار اصلی انقلاب اسلامی یعنی نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، سهمی از مسئولیتهای کشور به دست نیاوردند، همچنان ترجیح دادند تا ماهیت مسلحانه خویش را ادامه دهند و این سازمان را به یک سازمان مخفی و زیر زمینی تبدیل کنند، اما در آن روزگاران نیز حضرت امام (رحمتاللهعلیه) بهعنوان نماینده توده مردم هیچگاه حاضر به پذیرش ماهیت آنها نشد و حتی در پاسخ به اقدام عوامفریبانه این گروه در خصوص ارائه درخواست دیدار رهبران سازمان منافقین عنوان کردند که اگر شما اسلحهها را تحویل دهید، من نزد شما میآیم. و این هوشیاری حضرت امام (رحمتاللهعلیه) سبب ایجاد بن بست در حرکت منافقین شد. از این رو آنها در روز 30 خرداد سال 60، رسما دستور مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی ایران را صادر کردند که با حضور بینظیر مردم در خیابانها بهرغم کشتاری که این سازمان راه انداخته بود، رسما طومار این جریان توسط مردم در هم پیچیده شد.

نهضت آزادی، لیبرالهای مخالف ولی فقیه
نهضت آزادی، یکی دیگر از گروههایی است که در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران با بیاقبالی عمومی عملا دچار حذف از سوی مردم شد. این گروه که تلاش میکرد مروج مسلک لیبرالیستی در درون انقلاب باشد، در ابتدای انقلاب توانست برخی از کرسیهای مهم انقلاب نظیر نخست وزیری دولت موقت را از آن خود کند اما در ادامه با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام (رحمتاللهعلیه) و تائید این موضوع از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، به مخالفت با این اقدام پرداخت و با استعفای بازرگان در اعتراض به این اقدام، عملا نشان داد که بر خلاف خواست عمومی گام بر میدارد و وابستگیهایی نیز به مسلک غرب دارد. این جریان در ادامه و در کوران جنگ تحمیلی بارها با انتشار اعلامیههای مختلف، مخالفت خود را با دفاع از مرزهای کشور، اعلام و بارها بر پایان دادن یک طرفه ایران به جنگ تحمیلی تأکید کرد. البته عداوت نهضت آزادی با نظام جمهوری اسلامی به همین جا ختم نشد، بلکه این جریان با انتشار مطالبی، بهجایگاه ولایت فقیه در ایران حمله کرد تا مخالفت رسمی خود را با اصل ولایت فقیه اعلام کند. البته هیچکدام از این اقدامات باعث نشد که نهادهای امنیتی مانع فعالیت این جریان شوند و آنها آزادانه در انتخاباتهای مختلف کاندیدا میشدند. بهگونهای که در انتخابات مجلس ششم و شورای دوم شهر و روستا در تهران لیست مستقلی ارائه کردند اما با بیاقبالی عمومی مواجه شدند تا عملا بدون هیچ برخوردی از سوی نظام، بار دیگر این مردم باشند که پرونده یک جریان سیاسی دیگر را به بایگانی تاریخ بسپارند.

مشارکت و مجاهدین دوقلوهای برانداز
اما در کنار تمامی اینها حذف تاریخی دیگری که توسط مردم صورت گرفت، در خصوص احزاب دوقلوی مشارکت و مجاهدین، دو پایه اصلی فتنه 88 بود. این دو حزب که خود ادعای همراهی امام (رحمتاللهعلیه) و شراکت در نظام جمهوری اسلامی ایران را داشتند، پس از یک دوران پر فروغ در نیمه دوم دهه 70 و سپس نیمه اول دهه 80، که در آن توانسته بودند تمامی نهادهای حکومتی اعم از قوه مجریه و قوه مقننه را در اختیار بگیرند، بهخاطر اقدامات ساختارشکنانهای که داشتند، بار دیگر با بیاقبالی عمومی روبهرو شدند و یکباره با خواست عمومی و طی یک روند دموکراتیک به نام انتخابات، از قدرت کنار گذاشته شدند. چراکه مردم دیگر حاضر نبودند،ساختارشکنیهایی نظیر نامه تند مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب، استعفای نمایندگان همین مجلس و از همه مهمتر اقدامات خلاف خواست عمومی در جریان دو دولت اصلاحات که هدایت آن را همین احزاب دوقلو بر عهده داشتند باردیگر تجربه کنند.

از اینرو حاضر به اعتماد به کاندیداهای اصلاحطلب در جریان انتخابات نشدند و عملا در حاشیه قرار گرفتند. اما این حاشیهنشینی احزاب دوقلوی مشارکت و مجاهدین زمینهای را برای آنها فراهم آورد تا با بسیج تمام توان خود در انتخابات دهم ریاست جمهوری، بار دیگر به رأس قدرت بازگردند و اگر این اقبال عمومی نصیب آنها نشد، با مدلهای انقلاب رنگی خود را بهزور وارد رأس قدرت کنند. در نهایت انتخابات برگزار شد و همانند چند انتخاب قبلی، مردم حاضر به اعتماد به کاندیدای معرفی شده از سوی این احزاب نشدند تا سناریوی دوم آنها شکل بگیرد و آن چیزی که مردم بهتر از جزییات آن باخبر هستند در داخل کشور شکل بگیرد.

در نهایت آن چیزی که پس از این واقعه در داخل کشور شکل گرفت، یک خروش عمومی علیه اقدامات براندازانه این احزاب بود که اوج آن در ماجرای راهپیمایی 9 دی و پس از آن 22 بهمن 88 مشهود بود که سرانجامش چیزی جز فرار اعضای این احزاب به کشورهای اروپایی و از هم پاشیدن این احزاب نبود.بدونشک ظرفیت بالای سیاسی و مردمسالاری دینی نظام اسلامی که حتی به اقلیتهای مذهبی اجازه حضور در دستگاه قانونگذاری کشور را داده است، هرگز بهدنبال حذف «برادران سابق» خود نیست و اگر برخی جریانات امروز در گوشه عزلت خزیده و خود را در آستانه حذف میبینند، مسیری است که خود در مقابل مردم برگزیدهاند، اما نکته مهمتر در این میان آن است که مردم هیچگاه با هیچ گروهی عقد اخوت نبستهاند و رأی دادن به این جریانات، دلیلی بر تأیید اقدامات بعدی آنها نخواهد بود. موضوعی که در خصوص اصلاحطلبان بهخوبی قابلمشاهده است. از اینرو گروهها و جریانات سیاسی باید هوشیار باشند که مردم برای آینده سیاسی خود احترام قائلند و چنانچه این گروهها از مسیر انقلاب و نظام خارج شوند، خودشان دست بهکار میشوند و تکلیف آنها را یکسره خواهند کرد.
نویسنده:م.ا.ن

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک