به حرف من گوش کن


+ آیا سوریه به لیبی دوم تبدیل می شود؟

سردبیران خبر در رسانه­های دولتی سوریه روزهای سختی را پشت سر می­گذارند. بسیاری از آن­ها آرزو می­کنند خبری از تظاهرات و حمله افراد مسلح به نیروهای امنیتی منتشر نکنند و به جای آن به تجزیه و تحلیل اصلاحاتی بپردازند که بشار اسد، رئیس جمهور اخیرا دستور اجرای آن­ها را صادر کرده است، مانند قانون تشکیل احزاب و قانون انتخابات که سوریه را به کشوری متکثر و متعدد از جنبه سیاسی و حزبی تبدیل می­کند.

تلویزیون سوریه گزارش مستقیم محاکمه حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر را پخش نکرد و حتی روزنامه­های رسمی در دمشق از درج خبر محاکمه وی نیز اجتناب کردند و تنها یکی از روزنامه­ها از درگیری میان موافقان و مخالفان مبارک قبل از محاکمه وی در قاهره خبر داد.

نادیده گرفتن محاکمه مبارک تنها به رسانه­های سوریه منحصر نمی­شود و تقریبا همه تلویزیون­های دولتی عربی از پخش مستقیم آن طفره رفتند و این وظیفه را به شبکه­های خبری غیر رسمی، مانند الجزیره العربیه، واگذار کردند.

گویی نگرانی از تکرار سرنوشت حسنی مبارک خواب را از چشمان بسیاری از رهبران عرب ربوده است.

طبق قانون احزاب در سوریه، هیچ حزبی نمی­تواند برپایه قومیت و نژاد و دین و مذهب و رنگ تشکیل شود. همچنین هیچ حزبی نباید تشکیلات نظامی و شبه نظامی داشته باشد.

این محدودیت­ها عملا به معنای تجدید نظر در ساختار حزب بعث حاکم در سوریه است که برپایه قوم­گرایی عربی تأسیس شده و دارای تشکیلات شبه نظامی گسترده­ای در سوریه است.

اگر این تعریف درست باشد، بشار اسد گام اصلاحی بزرگی برداشته که در هیاهوی تظاهرات و خونریزی متقابل گم می­شود. حاکمیت حزب بعث یکی از بندهای قانون اساسی در سوریه است و تغییر آن به ترمیم قانون اساسی نیاز دارد که وظیفه پارلمان است.

هم اکنون عملا پارلمانی در سوریه وجود ندارد و زمان مشخصی برای برگزاری انتخابات برای تشکیل پارلمان جدید تعیین نشده است. این تناقض نمونه­ای از کندی اجرای اصلاحات در سوریه است.

تصویب قوانین جدید اصلاحی در سوریه به هیچ وجه نظر مخالفان و همچنین دولت­های مهم غربی را جلب نکرده است. بیانیه اخیر شورای امنیت ملل متحد درباره حوادث سوریه نخستین تلاش جمعی برای تبدیل بحران سوریه به مسأله­ای بین­المللی است.

تلاش دولت­های غربی صدور قطعنامه بود که با مخالفت روسیه و چین و برزیل و هند و لبنان و افریقای جنوبی به بیانیه تبدیل شد؛ این بیانیه هم اقدامات خشونت­بار حکومت سوریه در برخورد با مخالفان را محکوم می­کند و هم از مخالفان می­خواهد به مؤسسات دولتی حمله نکنند.

این «توازن» خواست روسیه بود که در بندر طرطوس سوریه پایگاه دریایی دارد، ولی آیا ادامه می­یابد؟ پوتین، نخست وزیر روسیه، به بشار اسد هشدار می­دهد که اگر به اصلاحات تن ندهد، به سرنوشت غم­باری (شاید شبیه به حسنی مبارک یا بن علی) دچار می­شود.

نباید فراموش کرد که صدور قطعنامه­ای در حمایت از مردم لیبی و برقراری منطقه پرواز ممنوع به مجوزی برای دولت­های غربی و پیمان ناتو تبدیل شد تا حمله موشکی و هوایی به این کشور را مجاز بدانند و دیپلمات­های لیبی را از پایتخت­های خود اخراج کنند و به مخالفان قذافی کمک مالی و غذایی و تسلیحاتی و آموزش نظامی برسانند.

مداخله نظامی ناتو در لیبی به پایان بحران این کشور کمک نکرده، ‌بلکه موجب تعمیق آن شده است. موازنه کنونی میان دو طرف در لیبی به معنای امکان فرسایشی شدن جنگ و تجزیه عملی این کشور است. حتی پیوستن برخی از واحدهای ارتش به مخالفان نیز تغییری در معادلات کنونی ایجاد نکرده است.

نماینده روسیه در پیمان ناتو، در واکنش به سخنان دبیر کل ناتو مبنی بر این که شرایط برای مداخله این پیمان در سوریه فراهم نیست، می­گوید، ناتو طرحی برای حمله به سوریه در دست دارد.

رهبران امریکا و فرانسه و آلمان در تماس اخیر خود خواستار تشدید فشار بر سوریه شده اند.

کاخ سفید مشخص نکرده است راه­های جدید اعمال فشار چه خواهد بود، ولی این تمایل در دوایر دولتی امریکا به رسانه­ها درز کرده است که امریکا ایجاد دو دستگی در ارتش سوریه را مد نظر قرار داده است.

وزیر امور خارجه امریکا با مخالفان بشار اسد ملاقات می­کند و دولت­های غربی، مانند کانادا ‌را به برداشتن گامی مشابه تشویق می­کند. شاید به رسمیت شناختن شورایی انتقالی از مخالفان بشار اسد اقدام بعدی باشد. خبرهایی از واشنگتن به گوش می­رسد که خانم هیلاری کلینتون نگران راه افتادن جنگ داخلی و فتنه مذهبی در سوریه به دست بشار اسد است.


تا کنون این اظهارات را می­توان بخشی از جنگ روانی و شوراندن بیشتر جامعه جهانی بر نظام سوریه تلقی کرد. تجربه لیبی به غرب و ائتلاف ناتو اجازه تکرار در سوریه را نمی­دهد. تنها راه کودتای نظامی یا فلج­ شدن ارتش و گسترش بیشتر اعتراضات است که از شبکه­های اجتماعی اینترنتی به صورتی حرفه­ای استفاده می­کند.

تحریک ارتش سوریه به انشعاب و رو در رو قرار گرفتن واحدهای آن با هم، با توجه به مینیاتور ن‍ژادی و مذهبی در این کشور، احتمال جنگ داخلی را افزایش می­دهد.

آشوب­سازی در سوریه به نوع مخرب آن تبدیل می­شود. ترور عبدالفتاح یونس در لیبی زنگ خطر برای دولت­هایی است که امکان نفوذ القاعده در میان مخالفان قذافی را کم اهمیت جلوه می­دادند. آیا سوریه­ای جنگ­زده و چندپاره، در کنار اسرائیل روبرو با بحران اجتماعی و اقتصادی، به حفظ منافع غرب کمک می­کند؟

نویسنده:م.ا.ن

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک