به حرف من گوش کن


+ سانسور عجیب اصلاح طلبان

نمی دونم این اصلاح طلبها تا کی می خوان چشمشون رو به روی واقعیت ببندن؟؟؟ اعتراضات آلمانی ها هیچ بازتابی در رسانه های اصلاح طلب نداشت.

امیرعلی خیراندیش در وبلاگش نوشت: از اونجایی که به قول خواهرم من یه آدم نیمه سنتی – نیمه مدرن هستم، با وجود اینکه معمولا خبرها رو از روی وب سایتهای خبری و خبرگزاری ها چک می کنم؛ اما هنوزم که هنوزه صبح ها در راه رفتن به محل کارم از جلوی روزنامه فروشی ها که رد می شم حتما باید توقف کنم و تیتر تمام روزنامه ها رو – چه اینوری چه اونوری – بخونم. نمی دونم این چه حسیه که وقتی خبرها و تیترهای روزنامه ها رو می بینم –با اینکه تمام اون خبرها رو، روز قبل تو اینترنت تا ته خوندم- اما انگار برام تازگی داره دیدن اون خبرا!!!

بگذریم سرتونو درد نیارم… اینو گفتم که از اتفاق امروز براتون بگم که باعث شد چند تا از سیمهای مغزم اتصالی کنه…

راستش دیشب که خبرگزاری ها رو مرور می کردم به یه اتفاق جالب توجه برخوردم و اونم اینکه –همونطور که همه تون می دونید- شورشها و اعتراضات جوونهای اروپایی به آلمان هم سرایت کرده و در جدیدترین ورژن این اعتراضات، “هامبورگ” آلمان -که خیلی از ما رو یاد مهدی مهدوی کیا میندازه- دیشب خواب به چشماش نیومده انگار…

نکته ای که برای خبرگزاریها جالب بوده این بوده که جوونای آلمانی تو برلین و هامبورگ، روی دیوارها نوشتن «همه جا لندن است»! … بیچاره لندن!!! پلیس با مشین آب پاش اومده تو خیابونا … حدود سی چهل تا از جوونا مجروح و دستگیر شدن و انگار یه حالی هم به چند تا از پلیسها دادن! توی برلین هم ماشین پشت ماشینه که داره آتیش می گیره… ماشینهای برلین هم که مثل بعضی از ماشینهای وطنی نیست که آتیش گرفتنش یه چیز پیش پا افتاده باشه که … خیییییلی خبر مهمیه!!! اینجا و اینجا رو ببینید … اینجا رو هم یه نیگاه بندازید.

اما نکته ای که برای من جالب بود این بود که امروز صبح که مثل هر روز تو پیاده روی میدون فاطمی داشتم با خط ۱۱ به محل کارم می رفتم، بنابر عادت مالوف جلوی ایستگاه روزنامه فروشی ترمز کردم و از لابلای کله آدمهایی که در حال گذراندن چند دقیقه از معدود دقایق مطالعه روزانه شون بودن سرک کشیدم تا تیتر روزنامه ها رو ببینم…

خب … کیهان که ماشاءالله تعالی با اون تیتر فونت شونصدش اول از همه تو چشم می زنه … در کنار تیتر اصلی که راجع به سقوط سرهنگ روانی لیبیه، تیتر دومش با عکس راجع به آلمان و هامبورگه … نوشته «آغاز شورش در هامبورگ؛ جوانان آلمان: همه جا لندن است»

به قول آقای صالح علا، سر می چرخانیم به مرغزاری دیگر… این قسمت که روزنامه های رنگ و لعاب دار اصلاح طلب هستن رو که نگاه کردم همه جا خبرهای لیبی بود… تمام صفحه… از شرق بگیر تا اعتماد، روزگار، آرمان و… خبری که تو این روزنامه ها ندیدم خبرای آلمان و هامبورگ بود… دریغ از یک کلمه! حتی روزنامه ها رو ورداشتم و یه نگاه کوتاه به صفحات داخلیشون هم انداختم … اما جوینده این بار یابنده نبود!

من نه تحلیلگرم، نه کارشناس، نه فعال سیاسی، نه هیچی! نه عاشق کیهانم نه دشمن شرق! اما خداییش از اینکه توی روزنامه های اصلاح طلب حتی یک کلمه هم راجع به اعتراضات آلمان کار نشده مغزم هنگ کرد! آخه مگه میشه اتفاق به این مهمی بیفته بعد هیچ خبری ازش کار نشه؟ نمی گم تو صفحه اول و تیتر یک، حداقل تو صفحات داخلی شون یه خبر کوتاه که می تونستن بزنن!

یادم میاد همین یه هفته پیش که لندن هم شلوغ پلوغ بود این روزنامه ها اون موقع هم انگار زیاد دوس نداشتن خبرهای اعتراضات لندن رو پوشش بدن … انگار اصلا اتفاق مهمی نبود

حالا برعکس از این طرف چند وقته که هی گیر دادن به سوریه… هی می نویسن که سوریه تموم شد و بشار اسد رفتنی شد و هی بشکن می زنن!

میگم اگه برادر شریعتمداری تو روزنامه کیهان قرار بود راجع به این موضوع مطلبی بنویسه، شاید اینطوری می نوشت: هر چند راقم این سطور در این وجیزه قصد اطاله کلام ندارد؛ ولی ناگفته پیداست که برخی نشریات زنجیره ای وابسته به عناصر معلوم الحال اصلاح طلب (بخوانید شکست خوردگان فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸) که مجری بی جیره و مواجب سیاستهای استکبار شده و به نوعی پیاده نظام داخلی دشمن به حساب می آیند، با بازی در میدان دشمن، به نظام جمهوری اسلامی گل به خودی می زنند و دسیسه های سیاسی و فرهنگی دشمن را ناشیانه در داخل اجرا می کنند.

انتخابات نزدیک است، چه باید کرد؟

«جریان اصلاح­ طلبان» حتی شروطی را برای حضور سیاسی خود در انتخابات مجلس تعیین کرده است. «جریان انحرافی» نیز برای تصرّف دست­ کم دو سوم کرسی­های مجلس، چندی­ است که فعالیّت­ها و تحرکات انتخاباتی خود را آغاز کرده است.

به گزارش  فارس،‌ پایگاه اطلاع‌رسانی برهان در تحلیلی درباره انتخابات ۹۰ نوشت: این یادداشت موجز به دنبال طراحی منطقی تکلیف انقلابی ما- به مثابه نیروهای انقلابی- در برابر انتخابات پیش­رو است. به همین سبب تلاش دارد تا با یک تحلیل و تأمل منطقی در قالب عرضه­ی سلسله گزاره­هایی به شناخت فضای سیاسی کشور بپردازد و از درون این شناخت، بایدها و نبایدهای سیاسی معطوف به نیروهای انقلابی را استنتاج کند.

گزاره­ی اول: دو انتخابات «مجلس» در اواخر سال جاری و انتخابات «ریاست جمهوری» در سال ۹۲ پیش­روی ما است.

گزاره­ی دوم: نظام اسلامی تاکنون از «نفوذ نیروها و جریان­های سیاسی دگراندیش»، متحمل تهدیدها و آسیب­های بحران­زایی شده است.

«تکنوکرات­ها در دولت سازندگی»، «سکولارها در دولت اصلاحات و مجلس ششم» و «جریان انحرافی در دولت عدالت‌خواه»، از جمله مصادیق این واقعیّت در دوره­ی اخیر از حیات انقلاب هستند.

گزاره­ی سوم: بنابراین، نیروهای انقلابی اصیل باید با تمام توان از نفوذ نیروها و جریان­های سیاسی دگراندیش به درون نظام اسلامی جلوگیری کنند.

گزاره­ی چهارم: در حال حاضر، دو جریان­ سیاسی دگراندیش قصد ورود به درون بخش­هایی از نظام اسلامی (مجلس یا دولت) را دارند: «جریان اصلاح­طلبان» و «جریان انحرافی».

«جریان اصلاح­طلبان» حتی شروطی را برای حضور سیاسی خود در انتخابات مجلس تعیین کرده است. «جریان انحرافی» نیز برای تصرّف دست­ کم دو سوم کرسی­های مجلس، چندی­ است که فعالیّت­ها و تحرکات انتخاباتی خود را آغاز کرده است.

گزاره­ی پنجم: این دو جریان­ سیاسی دگراندیش از راه «تأثیرگذاری بر افکار عمومی» به دنبال «جذب آرا» هستند؛ چراکه برای نفوذ به درون نظام اسلامی، چاره­ای جز عبور از سد «انتخابات» را ندارند.

در حالی که اصلاح­طلبان دارای پایگاه اجتماعی به نسبت ثابتی هستند، جریان انحرافی از راه فعالیّت فرهنگی عامه­پسند و غربی، در تلاش برای جلب نظر قشر خاکستری است. ارتباط­­­­گیری با بازیگران سینما، استقبال از فعالیّت­های به اصطلاح هنری اباحی­گرانه، تأسیس روزنامه­ی «هفت صبح» و هفته­نامه­ی «یکشنبه»، راه­اندازی سایت­های خبری و تحلیلی متنوّع، مصادره­ی کامل روزنامه­ی «ایران» و خبرگزاری «جمهوری اسلامی ایران» و…. در این چارچوب معنادار است.
گزاره­ی ششم: بنابراین، نیروهای انقلابی اصیل باید «هدایت و تغذیه­ی افکار عمومی توده­های مردم» را به دست بگیرند تا آن­ها گرفتار حیله­های دو جریان یاد شده نشوند.

گزاره­ی هفتم: نیروهای انقلابی اصیل برای هدایت و تغذیه­ی افکار عمومی توده­های مردم، باید به تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت» بپردازند.

«بصیرت» از دل «تبیین صحیح» بر می­خیزد. تبیین یعنی تحلیل کردن شرایط سیاسی به منظور دست‌یابی به فهم و درک. کسی که تحلیل صحیح از فضای سیاسی داشته باشد، به بصیرت نیز دست یافته است.

گزاره­ی هشتم: دانش‌جویان متعهد به عنوان نیروهای انقلابی اصیل باید برای هدایت و تغذیه­ی افکار عمومی به ویژه در دانشگاه­ها، به تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت» بپردازند.

یک پرسش شایع این است که چرا «مقام معظم رهبری» درباره‌ی جریان انحرافی، دست به «افشاگری» و «روشنگری» نمی­زنند؟! پاسخ این است که چون «مفاسد» مترتب بر روشنگری مقام معظم رهبری بیش‌تر از «مصالح» آن است. این مفاسد مسلم، به شرح زیر است: سوء استفاده گسترده‌ی رسانه­های بیگانه با توجه به سرمایه­گذاری نظام اسلامی بر روی احمدی­نژاد، تضعیف شدن روحیه‌ی توده­های مردم در اثر مشاهده‌ی اختلاف در سطوح عالی کشور، جسارت یافتن بیش‌تر جریان انحرافی در ساختارشکنی و عبور از خطوط قرمز نظام، خارج شدن جامعه و دولت از مسیر جهاد اقتصادی و افکنده شدن به ورطه‌یآشوب سیاسی، صدمه خوردن انقلاب­های کشورهای اسلامی که از انقلاب اسلامی ایران الگو گرفته­اند، روشن نشدن ماهیّت حقیقی جریان انحرافی بر همگان و وجود برخی پندارهای مثبت درباره‌ی آن­ها، مسدود نکردن پل­های پشت سر احمدی­نژاد با توجه به وجود احتمال بازگشت وی. از این رو، ایشان روشنگری از جانب خودشان را مطابق مصالح کلی و اساسی کشور نمی­دانند و در این باره به بیان معیارها و اصول انقلاب و نظام بسنده می­کنند.

گزاره­ی نهم: سرفصل­های «اصلی» و «بنیادی» می­باید به عنوان خط و جهت­گیری تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت»درباره­ی دو جریان یاد شده در دانشگاه­ها انتخاب شوند.

سرفصل­هایی از این دست، به قرار زیر هستند:

الف) در حوزه­ی جریان اصلاح­طلبان: نقد تفکر سیاسی اصلاح­طلبان، نقد تفکر فرهنگی آن ها، علل و ریشه­های افول این جریان، زمینه­ها و سرچشمه­های دگردیسی (ریزش) ایدئولوژیک اصلاح­طلبان، تبیین فتنه‌ی سال ۱۳۸۸، حلقه­ی کیان؛ ماهیّت و غایات، دموکراسی غربی؛ ذات اصلاح­طلبی، اصلاح­طلبان و نقش‌آفرینی کنونی در فتنه­ی سال ۸۸، تحلیل محتوای روزنامه­های زنجیره­ای، سرگردانی سیاست اقتصادی در دولت اصلاحات، انرژی هسته­ای و اصلاح­طلبان، تبیین فتنه­ی سال ۷۸، نظام اسلامی و انقلاب­های رنگین، حدود و گستره­ی آزادی در جامعه­ی اسلامی، اصلاح­طلبان و سکولاریسم، علامه مصباح و اصلاح­طلبان، دین در دولت اصلاحات، تحلیل برنامه­ریزی ۲۰ ساله برای ایجاد فتنه­ی سال ۸۸، شهید لاجوردی و اصلاح­طلبان به مثابه منافقین انقلاب، از اصلاح­طلبان مشروطه­طلب تا اصلاح­طلبان دوم خردادی.

ب) در حوزه­ی جریان انحرافی: نقد تفکر سیاسی جریان انحرافی (ارتباط مستقیم با امام مهدی(عجل‌الله‌تعالی)، عدم موضوعیّت و ولایت فقیه در دوران ظهور صغری-تحسس-)، نقد تفکر فرهنگی جریان انحرافی (تساهل و تسامح، اباحی­گری اخلاقی، دولت بی­طرف در قلمرو فرهنگ، جذب مخالف)، فراماسونری و جریان انحرافی (فراماسونری در مشروطیّت، کلّیات تفکر فراماسون­ها، دلایل شباهت نظری جریان انحرافی با چارچوب فکری جریان فراماسونری)، معنا و مبنای پیروی مطلق از ولی فقیه، پایگاه اجتماعی حال و آینده­ی جریان انحرافی، ماهیّت و عملکرد جریان انحرافی، ناسیونالیسم، تکوّن­بخش هویّت ملی جامعه­ی معاصر ایران؛ باستان­گرایی یا دین­گرایی.

گزاره­ی دهم: درباره­ی جریان انحرافی با توجه به حساسیت­های خاص رییس جمهور، تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت» باید در چارچوب ملاحظه‌های خاصی صورت بپذیرد، که برجسته‌ترین آن­ها، القا نکردن وجود «حاکمیّت دوگانه» در کشور است.

مصداق «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور» واقع شدن یا نشدن روشنگری و تبیین، بستگی به «چگونگی روشنگری و تبیین» دارد. بنابراین، هر نوع روشنگری و تبیینی در این زمینه، مصداق «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور»نیست. آن نوع روشنگری و تبیینی که مصداق «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور» است، دارای خصوصیاتی از این قبیل است: تضعیف «کلیّت دولت»، یک‌دست دانستن «کلیّت دولت» با «جریان انحرافی»، اشاره‌ی صریح و بی­پرده به «اسامی اشخاص خاص»، «اهانت» و «فحاشی» به مقام‌های رسمی کشور و … .

از سوی دیگر، «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور»، ملازمه­ای با «روشنگری» و «تبیین» ندارد! به بیان دیگر، نمی­توان ادعا کرد که هر نوع «روشنگری» و «تبیین» در عرصه­ی عمومی به «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور» می­انجامد. می­توان از ماهیّت و اهداف «جریان انحرافی» سخن گفت و افکار عمومی را نسبت به آن «بیدار» و «پخته» کرد؛ اما در عین حال، با توجه به این­که عالم فرزانه و حکیمی چون «مقام معظم رهبری» در رأس نظام اسلامی قرار دارند؛ همه­ی چالش­ها و معضلات خرد و کلان را قابل رفع دانست. در سایه­ی اصل مترقی «ولایت فقیه»، جمهوری اسلامی با هیچ گونه «بحران علاج­ناپذیر» و «گره ناگشودنی» روبه‌رو نشده و نخواهد شد. نقطه‌ی اساسی ثبات و آرامش سیاسی کشور، «ولی فقیه» است که «مبدأ مشروعیّت نظام اسلامی» و «گرانیگاه وحدت­بخش» آن به شمار می­آید. یک انقلابی متعهد و زیرک می­داند که چگونه می­تواند هم حقیقت را بگوید و نگذارد «جریان انحرافی» جامعه را به خواب فرو ببرد و فریب بدهد و هم «بهانه» به دست دشمنان خارجی و فریب­خوردگان داخلی ندهد. چنان‌چه قیود یاد شده ملاحظه شود، «بهانه»ای در اختیار خرده­گیران و مغرضان قرار نخواهد گرفت.

نویسنده:م.ا.ن

 

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک