به حرف من گوش کن


+ آیا خیزش های عمومی در کشورهای عربی به برقراری دموکراسی منجر می شود؟

اکنون که" گذار عربی " به تابستان رسیده است باید به یاد بیاوریم که هیچ جنبشی به خودی خود در مسیر قانون مداری و دموکراسی خواهی قرار نمی گیرد. خیزش های مردمی که از تونس اغاز شد قطع رویکردی مثبت بود و البته در بسیاری از جهات هم قابل متوقف شدن نبود. به نظر می رسد که دموکراسی می رود تا معترضان را ناامید کند. آنها به خیابان ریختند تا موقعیت کاری بهتر، آزادی اجتماعی و سیاسی و شان انسانی از دست رفته خود را احیا کنند. اکنون اینها را در اختیار دارند . امیدواریم که تا مدتی دیگر رای دهندگان تونسی ، مصری و...

به قلم دیوید ایگناتیوس

- آیا خیزش های عمومی در کشورهای اسلامی و عربی به برقراری دموکراسی منجر می شود؟

دیوید ایگناتیوس
تحلیل گران سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده درست مانند دیگر ناظران بین المللی از انچه که در خاورمیانه گذشت با عنوان " بهار عربی " یاد می کنند که به معنای تلویحی تولد آزادی و دموکراسی است . اما برخی تحلیل گران ارشد به دنبال عبارتی منطقی تر می گردند. عبارتی مانند " گذار یا تحول عربی " . این عبارت نیز این معنای تلویحی را در خود جای داده که هیچ کس نمی تواند فردای این ناآرامی ها را پیش بینی کند.

هفته پیش شاهد یک مورد از همین گذارهای منطقه ای در سوریه بودیم: رئیس جمهوری بشار اسد که قدرت را در اختیار دارد ظاهرا برای ادامه کار با مشکلاتی جدی روبه رو شد و ارتش تحت فرمان وی برای سیطره بر اوضاع با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند. روز پنجشنبه هم باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا با بو کشیدن احتمال نزدیکی سقوط بشار اسد اعلام کرد که وقت آن است که وی از قدرت کناره گیری کند.

سوریه نمادی از تضادی است که گذار عربی در حال تجربه آن است. نمی توان شجاعت معترضان در برابر تانک های ارتش را نادیده گرفت . اما این مسیر می تواند به در اختیار گرفتن قدرت توسط تندروهای سنی منجر شود که مسئولیت هدایت خیابان های درعا و حمص را در اختیار دارند. شاید هم البته عنان امور به طرفداران نه چندان شناخته شده دموکراسی در دمشق سپرده شود . حقیقت به هر حال این است که هیچ کس نمی تواند فردای سوریه بدون بشار اسد را پیش بینی کند.

ناآرامی ها در سوریه می رود تا تبدیل به مناقشه ای منطقه ای شود. گفته می شود که ایران به بشار اسد کمک می کند . بشار اسدی که در این سالها متحد شماره یک تهران در منطقه بود و درست مانند این کشور از حزب الله لبنان حمایت می کند. عربستان سعودی هم از بیم قدرت یابی ایران در مناقشه داخلی سوریه دست به کار شده و به نیروهای اهل تسنن کمک می کند. دمشق تبدیل به خط خط تفکیک و مبارزه میان شیعیان و اهل تسنن میان ایران و ایالات متحده با رژیم صهیونیستی شده است .

با تمام این تفسیرها و تعبیرها باید بگویم که اوباما در درخواست از بشار اسد برای وداع با قدرت زیرکی به خرج داد. وی ترجیح داد خود را مخالف گروه هایی جلوه ندهد که پعد از اسد می آیند و زمام امور را در دست می گیرند. امریکا باید با ذکاوت تمام هم از اهل تسنن حمایت کند و هم مراقب باشد که علوی های ، مسیحی ها و دروزی ها را از خود نرنجاند.

اکنون که" گذار عربی " به تابستان رسیده است باید به یاد بیاوریم که هیچ جنبشی به خودی خود در مسیر قانون مداری و دموکراسی خواهی قرار نمی گیرد. خیزش های مردمی که از تونس اغاز شد قطع رویکردی مثبت بود و البته در بسیاری از جهات هم قابل متوقف شدن نبود. با اینهمه نکاتی ست که باید به آن دقت شود:
• جنبش های عربی برای تغییر بی شک تا حدی اصلاحات اقتصادی را که در کشورهایی مانند مصر در حال شکل گیری بود، گرفتار نخوت و خواب خواهد کرد. رئیس جمهوری حسنی مبارک رهبری وحشتناک و خودکامه بود اما در یک دهه گذشته از حامیان بازار آزاد بود که به رشد 5 درصدی اقتصاد این کشور کمک شایانی کرد. نخست وزیر احمد نظیف و وزیر تجارت رشید محمد رشید از طرفداران این طرح در بازار بودند. خشم معترضان قابل درک است اما نمی تواند اندک کمکی به سرمایه گذاری های انجام شده در مصر بکند.

• به نظر می رسد که دموکراسی می رود تا معترضان را ناامید کند. آنها به خیابان ریختند تا موقعیت کاری بهتر، آزادی اجتماعی و سیاسی و شان انسانی از دست رفته خود را احیا کنند. اکنون اینها را در اختیار دارند . امیدواریم که تا مدتی دیگر رای دهندگان تونسی ، مصری و یمنی بتوانند در انتخاباتی آزاد شرکت کنند. البته دموکراسی های در حال شکل گیری معمولا چندان در روند پاسخ دادن به نیازهای اولیه انقلابیون موفق نیستند. در آسیا معمولا اصلاحات اقتصادی حرف نخست را می زند و اطلاحات سیاسی به دنبال آن می آید. اعراب راه برعکس را انتخاب کردند و باید نتیجه آن را به نظاره بنشینند.

• تحول عربی باید از انتقادپذیری بالای جوامع سکولار درس بیاموزد و نه کم طاقتی حکومت های ایدوئولوژیک. این درسی است که این نسل می تواند از جنبش های مقاومت عربی یک قرن گذشته بیاموزد. حزب بعث و ناصری ها اکنون دیگر جایی در معادلات سیاسی ندارند اما در جشن ناسیونالیسم عربی به شهروندانی که چندان در قالب های مذهبی و قومی نمی گنجند ، جایی برای ایستادن می بخشد. روحیه هویت مشمول برای فردای عرب نیاز است .

باراک اوباما با تماشای زنجیره ای از اتفاقاتی که در جریان است همواره به دنبال ایستادن در سمت درست تاریخ بوده است اما حقیقت این است که تاریخ سمت و سو ندارد. هیچ خط مستقیمی وجود ندارد که ما را دقیقا به سمت دموکراسی بکشاند. جنبش هایی که با شعار آزادی خواهی شروع به کار می کنند معمولا نتیجه معکوس می دهند.
در این گذار عربی مسیر درست برای امریکایی ها آنجایی است که منافع و ارزش های آنها قرار دارد.
نویسنده:م.ا.ن

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک