به حرف من گوش کن


+ تحلیلی بر طرح هسته ای روسیه// چرا هر نوع مدالیته مذاکراتی باید گام به گام باشد؟

تحلیلی بر طرح هسته ای روسیه// چرا هر نوع مدالیته مذاکراتی باید گام به گام باشد؟
سرویس سیاسی مفید نیوز :: طرح روسیه درباره برنامه هسته ای ایران به طرح «گام به گام» معروف شده است. یک سؤال مهم درباره این طرح این است که مقصود از گام به گام در اینجا چیست؟ و گام به گام بودن طرح روسیه دقیقاً به چه دلیل یک حسن محسوب می شود؟

طرح روسیه درباره برنامه هسته ای ایران به طرح «گام به گام» معروف شده است. یک سؤال مهم درباره این طرح این است که مقصود از گام به گام در اینجا چیست؟ و گام به گام بودن طرح روسیه دقیقاً به چه دلیل یک حسن محسوب می شود؟
مراجعه به سوابق مذاکراتی ایران و کشورهای غربی نشان می دهد که این مذاکرات همواره گرفتار یک معضل مزمن بوده و آن هم اینکه به ویژه از جانب غربی ها عموماً هیچ تضمینی وجود نداشته است که به تعهداتی که در چارچوب یک توافق رسمی پذیرفته بودند، عمل شود. به عبارت دیگر، دو طرف درباره امور کاملا عینی و روشن توافقاتی می کردند، یک طرف (عموماً ایران) به همه تعهدات خود عمل می کرد و طرف دیگر یا اصلا تعهدی نمی پذیرفت و یا اینکه اراده ای برای عمل تعهداتش از خود نشان نمی داد.
توافقنامه های تهران، بروکسل و پاریس سه نمونه ایده آل برای نشان دادن این وضعیت هستند. در اولی ایران متعهد شد برنامه غنی سازی خود را تعلیق کند، اجرای پروتکل را آغاز نماید و درباره گذشته برنامه هسته ای خود شفاف سازی کند. متقابلا غربی ها متعهد شدند پرونده ایران را در آژانس عادی کنند، درباره عاری شدن خاورمیانه از سلاح های هسته ای فعال شوند و به همکاری هسته ای صلح آمیز با ایران بپردازند. ایران در همان اکتبر 2003 به همه تعهدات خود براساس بیانیه تهران یک جا عمل کرد اما متقابلا غربی ها برای عمل به آنچه تعهد کرده بودند حتی یک قدم هم برنداشتند. در توافقنامه بروکسل در فوریه 2004 ایران متعهد شد ساخت قطعات و مونتاژ ماشین های سانتریفیوژ را معلق کند و غربی ها هم تعهد دادند که پرونده ایران را در اجلاس شورای حکام ژوئن 2004 عادی کنند. باز هم ایران به تعهد خود عمل کرد اما هیچ اراده ای از جانب غرب برای عادی کردن پرونده ایران در ژوئن مشاهده نشد. توافقنامه پاریس از همه غم بارتر است. براساس این توافقنامه ایران کل چرخه سوخت خود را معلق و در ازای آن فقط «مذاکره» دریافت کرد!
در تمام این موارد، اشکال کار اینجا بود که اولا طرف مقابل برخلاف ایران هیچ تعهد مشخص، عینی و زمان بندی شده ای نمی کرد و ثانیاً از ایران خواسته شد یک جا به همه تعهداتش عمل کند و بعد منتظر عمل غرب به وعده هایش بماند؛ انتظاری که البته عموماً به هیچ نتیجه ای نمی رسید.
ابداع رویکرد گام به گام محصول درس هایی است که ایران از تجربه های عبرت آموز دیپلماسی هسته ای دوران دوم خرداد آموخته است. این رویکرد که در واقع نوعی مدل مذاکراتی است که سعی می کند آفت های مدل قبلی را علاج کند. هر نوع رویکرد گام به گام دارای ویژگی های زیر است:
1- در آن گام های دو طرف از ابتدا تا انتها فهرست می شود و پس از برداشته شدن گام آخر توسط دو طرف مذاکره، دیگر گامی برای برداشتن باقی نمی ماند.
2- به ازای هر یک گام از جانب یکی از طرفین، گام متقابلی برای طرف مقابل تعریف می شود به گونه ای که پیشرفت فرآیند مستلزم آن است که هر یک گام از جانب یکی از دو طرف با گام یک گام متقابل از پیش تعریف شده توسط طرف مقابل پاسخ داده شود.
3- ورود به هر مرحله در مذاکرات در این مدل مستلزم تکمیل شدن مرحله قبلی است و تکمیل شدن هر مرحله مستلزم آن است که هر یک از دو طرف گام های خود را به طور کامل به موقع بردارند.
4- هرگاه یکی از طرفین
درعمل به تعهد خود در مرحله ای از کار کوتاهی کند کل فرآیند همان جا متوقف می شود و لذا چیزی به نام امتیازدهی یک جانبه و بدون مابه ازا معنا نخواهد داشت.
این روش دارای محاسن بسیار متنوعی است. از جمله:
1- باعث می شود هیچ یک از طرفین نتواند مذاکرات را الی الابد کش بدهد و هر بار با پیش کشیدن موضوعی جدید مانع به نتیجه رسیدن کار شود. تعداد موضوعات مورد مذاکره و گام های لازم از جانب دو طرف دقیقا و به ریزترین شکل ممکن تعریف می شود و در نتیجه جایی برای جرزنی آخر کار باقی نمی ماند.
2- این روش مانع از آن می شود که یکی از دو طرف مجبور باشد دائما و به طور یک جانبه امتیاز بدهد اما در عوض چیزی دریافت نکند. نوعی موازنه داده- ستانده در این فرایند وجود دارد که موجب می شود هر دو طرف احساس برنده بودن داشته باشند.
3- این روش باعث می شود که جلوی کلاهبرداری های بزرگ در مذاکرات گرفته شود. مقصود از کلاهبرداری بزرگ این است که یک طرف یک جا مجموعه ای بزرگ از امتیاز از طرف مقابل دریافت کند و در عوض از زیر بار عمل به تعهدات خود شانه خالی نماید. در بدترین شرایط، اگر یکی از دو طرف بخواهد در عمل به تعهدات خود کوتاهی کند، طرف پای بند به فرایند، حداکثر به اندازه یک گام ضرر می کند نه بیشتر.
4- و نهایتا، یکی از مهم ترین محاسن این روش این است که دو طرف به جای تلاش برای برداشتن کلاه هم مجبور خواهند بود بر راه حل متمرکز شوند و با جدیت به تعهدات خود در قبال طرف مقابل عمل نمایند. علت هم این است که چنان که گفته شد در رویکرد گام به گام پیشرفت فرایند مستلزم آن است که مسئله به مسئله و گام به گام جلو برویم و هیچ مسئله جدید گشوده و طرح نخواهد شد الا اینکه مسئله قبلی حل شده باشد.
ایران این مدل مذاکراتی را برای اولین و آخرین بار در اوت 2007 آزمود و دقیقا با استفاده از همین نقاط قوتی که برشمرده شد توانست برخی از مبرم ترین مسائل خود با آژانس را حل کند.
در مدالیته اوت 2007، اولا 6 مسئله به عنوان موضوعات باقی مانده فهرست شد و آژانس تعهد کرد که پس از پایان این 6 مسئله، هیچ موضوع دیگری را به عنوان «مسئله باقی مانده» مطرح نکند. ثانیا ایران ورود به هر مسئله را مشروط به تعیین تکلیف مسئله قبلی کرد و در نتیجه آژانس برای پیشرفت کار و رسیدن به موضوعات مهم تر انتهای فهرست هم که شده، مجبور شد مسائل صدر فهرست را ببندند. به این ترتیب، ایران برای اولین بار در طول تاریخ مذاکرات خود با آژانس توانست برخی مسائل مزمن خود را حل کند و نامه های رسمی از آژانس دریافت نماید که تأکید می کرد آژانس دیگر این مسائل را به عنوان مسائل باقی مانده تلقی نمی کند.
جالب است که در همان ایام آمریکایی ها به شدت از اینکه مدالیته توافق شده با ایران پلکانی است نه موازی، گله مند بودند و از آژانس می خواستند به جای آن که مسائل را یکی پس از دیگری مطرح کند، همه آنها را به طور همزمان روی میز بگذارد.
تجربه مدالیته اوت 2007 نشان داده است که به ویژه در مقابل غربی ها که هیچ وقت در عمل به تعهدات خود جدی نبوده اند، درپیش گرفتن رویکرد مرحله ای و گام به گام عاقلانه ترین مسیر ممکن است. طرح روسیه اکنون به لحاظ شکلی واجد این ویژگی هست و این باعث می شود:
اولا، به همان میزان که ایران درون مذاکرات تعهداتی می پذیرد غربی ها هم عهد ه دار تعهداتی شوند.
ثانیا، ایران به محض اینکه مشاهده کرد غربی ها قادر یا مایل به برداشتن گامی که برایشان تعریف شده نیستند می تواند مذاکرات را همان جا متوقف کند ضمن آن که اگر چنین اتفاقی رخ داد روشن خواهد بود که توقف فرایند دقیقا کجا، به چه دلیل و در اثر سوءرفتار کدام یک از طرفین رخ داده و لذا دیگر هیچ طرفی نمی تواند ایران را متهم به جدی نبودن یا اخلال در مذاکرات بکند.
ثالثا، این الگو تمرکز مذاکرات را بر حل مسائل متمرکز می کند و جلوی بهانه جویی های بیهوده را می گیرد.
و رابعا، در بدترین حالت ایران همانقدر امتیاز خواهد داد که امتیاز دریافت می کند و هیچ همکاری بدون مابه ازایی وجود نخواهد داشت.

نویسنده:م.ا.ن

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک