به حرف من گوش کن


+ جنگ تحمیلی چگونه آغاز شد؟ + اصل سند و ترجمه

جنگ تحمیلی چگونه آغاز شد؟ + اصل سند و ترجمه

در اوایل سال 1359 مقارن با اعلام قطع رابطه آمریکا و ایران که به محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی ایران منجر شد، درگیریهای عراق با ایران وارد مرحله جدیدی شد و صدام عملاً به ایجاد شرایط جنگی آشکار دست زد.

در تاریخ 18 /1/1359 تنها یک روز قبل از اعلام رابطه آمریکا با ایران، صدام رئیس جمهور عراق اعلام کرد که ایران باید از سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی خارج شود.

عراق در روزهای 18 الی 23 فروردین ماه 1359 در مناطق مختلف مرزی به اجرای آتش خمپاره و توپخانه اقدام کرد و با هلیکوپتر و هواپیما به حملات نسبتاً سنگینی دست زد و درگیری های قابل ملاحظه ای ایجاد کرد. وخامت اوضاع به حدی بود که برخی نشریات غربی، مناقشات دو کشور را در آستانه شروع یک جنگ کامل خواندند. در این خصوص و به دنبال اظهارات مقامات عراقی نباید از اظهارنظرهای مقامات آمریکایی در کاخ سفید غافل شد. نشریه «دیلی اکسپرس» چاپ انگلستان در تاریخ 11 آوریل 1980 به نقل از یکی از مقامات کاخ سفید می نویسد: «آمریکا به بررسی عملیات احتمالی نظامی از قبیل محاصره دریایی و هوایی ایران و جنگ در بیابان پرداخته است.»
در همین ایام عراق علاوه بر ادامه و تشدید درگیری مرزی با ایران، در برخی از شهرهای مرزی ازجمله خرمشهر، توسط عوامل خود مبادرت به بمبگذاری و خرابکاری نمود. شرایط و وضعیت جدید، دو کشور را تا آستانه جنگ پیش برد .حالت جنگی اعلام شده توسط عراق نوعی فشار سیاسی و نظامی به انقلاب در جهت خواست آمریکا بود. آمریکا هر چند خود نیز به اظهاراتی تهدید آمیز می پرداخت اما هنوز به حل و فصل مطلوب مسئله گروگانها امید داشت. آمریکا از سویی به تحولات داخلی ایران ( مسئله بنی صدر و لیبرالها) امیدوار بود و از سویی دیگر راههایی چون حمله به طبس، کودتای نوژه و ... را در سر می پروراند.
به شهادت رساندن آیت الله صدر و خواهرش بنت الهدی در این اوضاع و احوال نشانه ورود صدام به مرحله تازه ای در کینه توزی و دشمنی با انقلاب اسلامی ایران و خراب کردن پل های بازگشت به هر گونه حل مسالمت آمیز اختلافات فیمابین بود. دولت آمریکا پس از عدم حصول نتیجه لازم و مطلوب از تشدید فشارهای داخلی و خارجی به جمهوری اسلامی، به ویژه پس از شکست عملیات نظامی طبس، کودتای نوژه را که از مدتها قبل طرح ریزی شده بود به مرحله اجرا گذاشت. بنا به اطلاعات واصله آمریکایی ها پس از ماجرای طبس طرح کودتا و جنگ را بررسی کرده و بنا به دلایلی کودتا را در اولویت قرار می دهند. مقدم داشتن کودتا بر جنگ علاوه بر اینکه زمان بیشتری را برای آمادگی در اختیار عراق قرار می داد، مزایای دیگری نیز همراه داشت و آن اینکه اگر کودتا موفق می گردید، وقوع جنگ منتفی و مقصود آمریکا سریع تر و بهتر حاصل می شد و اگر کودتا شکست می خورد به دلیل بالا رفتن بی اعتمادی نسبت به نیروهای ارتش و سرکوب ها و تصفیه هایی که لازم می شد، زمینه مناسب تری برای آغاز جنگ فراهم می گردید.
هم زمان با کودتا نوژه عراق در بیست منطقه مرزی درگیری ایجاد کرد و اوضاع را به گونه ای متشنج نمود که نظرها از داخل به مسائل مرزی معطوف شود. متعاقب شکست کودتا، صدام مجدداً برای آغاز جنگ اعلام آمادگی کرد. وی در یکی از سخنرانی های خود چنین گفت: « اینکه برای استرداد سه جزیره واقع در خلیج (فارس) که توسط شاه اشغال شده است، توانایی نظامی لازم را داریم. هرگز از زمان اشغال این سه جزیره، ساکت ننشسته ایم و پیوسته از نظر نظامی و اقتصادی برای پس گرفتن سه جزیره مذکور، آمادگی داشته ایم.»
واگذاری نقش جدید به عراق به منظور وادار کردن ایران به پذیرش خواسته ها و نظریات آمریکا موجب گردید تا عراق بلافاصله پس از شکست کودتا مقدمات لازم را با انتقال نیرو به نوار مرزی فراهم سازد.
اهداف عراق از تهاجم سراسری
دولت عراق بر اساس این باور که توازن نظامی به نفع این کشور تغییر نموده و تمامی عوامل ازجمله اوضاع ایران (1) شرایط منطقه و مناسبات بین المللی، به تحقق اهداف حاکمان بغداد کمک خودهد کرد، در تاریخ 31 شهریور 1359، پس از آنکه قرارداد 1975 الجزایر در تاریخ 17 سپتامبر 1980 (26 شهریور 59) از سوی صدام حسین لغو و تسلط کامل عراق بر آبراه اروند اعلام گردید، تهاجم سراسری خود را از هوا، دریا و زمین به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.
استعداد زمینی عراق در آغاز تهاجم، بالغ بر 48 یگان می شد که عبارت بود از 12 لشکر شامل 5 لشکر پیاده، 5 لشکر زرهی، 2 لشکر مکانیزه و همچنین 15 تیپ مستقل شامل 10 تیپ پیاده، 1 تیپ زرهی، 1 تیپ مکانیزه و 3 تیپ نیروهای مخصوص به اضافه تیپ 10 گارد جمهوری و نیز نیروهای گارد مرزی که شامل 20 تیپ مرزی می شد.
 ماشین نظامی عراق با بهره مندی کامل از تجهیزاتی نظیر 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضد هوایی، 366 فروند هواپیما و 400 فروند هلیکوپتر، از آمادگی عملیاتی مناسبی برخوردار بود.



بیانیه شورای امنیت درباره ابراز نگرانی از تشدید عملیات نظامی بین ایران و عراق و

در نتیجه تهدید صلح و امنیت جهانی و پشتیبانی از درخواست دبیر کل 22 سپتامبر

از طرفین منازعه برای کوشش جهت حل و فصل درگیری 

 

دولت عراق در تجاوز به ایران اهداف ارضی و سیاسی را تواماً دنبال میکرد. برقراری حاکمیت مطلق بر اروندرود، تصرف قسمتی از اراضی ایران واقع در جبهه مرکزی، تجزیه استان خوزستان ایران و اسرتداد جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، اهداف ارضی و مرزی عراق بود. سرنگون ساختن دولت جمهوری اسلامی ایران، عهده دار شدن ژاندارمی خلیج فارس و رهبری جهان عرب نیز از جمله اهداف سیاسی دولت عراق به شمار می رفت که به بررسی مختصر هر یک از این اهداف می پردازیم: 

1 – برقراری حاکمیت مطلق بر اروندرود

یکی از اختلافات عمده ایران و عراق، به مرز مشترک دو کشور در اروندرود مربوط می شود. دولت عراق همواره ادعا می کرد که اروندرود به آن کشور متعلق است و در مقابل، دولت ایران معتقد بود که اروندرود یک رودخانه مرزی و قابل کشتیرانی است. 

2 – تصرف قسمتی از اراضی ایران

دولت عراق علاوه بر اروند رود در قسمتهای شمالی مرز بین دو کشور نیز به سرزمین ایران چشم طمع داشت. دولت عراق اراضی را که ادعا می کرد بر طبق موافقتنامه الجزایر 1975 م باید به آن دولت مسترد می گشت با توسل به زور به اشغال خود در آورد. پس از اشغال اراضی مذکور یعنی مناطق سیف سعد، زین القوس و میمک، دولت عراق ادعا می کرد که ضرورت دفاع از « اراضی غصب شده» ایجاب می کند که اراضی بیشتری از خاک ایران به تصرف نیروهای عراقی در آید. 12 روز بعد از اینکه عراق رسماً اعلام کرد که تمام اراضی غصب شده را آزاد کرده است، تجاوز گسترده ای را با 12 لشکر در منطقه ای به طول 550 کیلومتر به جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد و معلوم شد ادعاهای توسعه طلبانه عراق بیش از آنچه در آغاز مطرح شده بود، می باشد. تنها پنج روز بعد از آغاز جنگ 30 هزار کیلومتر مربع از اراضی ایران به اشغال نیروهای عراقی درآمد. در اندک مدتی 10 شهر ایرانی خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، قصرشیرین، هویزه، نفت شهر، سومار و موسیان اشغال شد و همزمان با اشغال سرزمینهای ایران صدام حسین ادعای « حقوق ارضی» نمود که تا قبل از جنگ وجود نداشت. 

3 – تجزیه خوزستان ایران

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دولت عراق تلاشهای گسترده ای را برای تجزیه استان جنوبی ایران، خوزستان آغاز کرد. مشکلات طبیعی ناشی از انقلاب و ضعف دولت مرکزی ایران فرصت خوبی را برای دولت عراق فراهم آورده بود، تا برنامه های خود را درباره خوزستان به مورد اجرا گذارد. از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی جعل حقایق تاریخی مربوط به خوزستان که با چاپ فراوان نقشه های جغرافیایی جعلی که در آن بخش هایی از سرزمین ایران، مانند خوزستان و بلوچستان از کشور تفکیک شده بود، پی گرفته شد و بغداد به صورت پایگاه جنبش های تجزیه طلبانه خوزستان درآمد.
  4 – ادعای استرداد جزایر سه گانه
هدف دیگر دولت عراق از تجاوز به ایران، استرداد جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ وتنب کوچک بود. مقامات مسئول عراقی بارها در سخنان خود به مسئله جزایر سه گانه اشاره نموده و خواستار استرداد آنها شدند. این اظهارات در شش ماه قبل از آغاز تجاوز عراق به ایران شتاب بیشتری گرفت و مقامات عراقی ضمن اینکه از ایران استرداد جزایر مذکور را می خواستند، عراق را متعهد به باز پس گرفتن آنها می دانستند.
دولت عراق همزمان با تجاوز به ایران در 31 شهریور 1359، طرحی نیز برای اشغال جزایر سه گانه تهیه کرده بود، ولی فقط چند ساعت قبل از تجاوز به ایران، از اجزای آن منصرف شد، زیرا عمان، امارات متحده عربی و عربستان به علت عدم امکان موفقیت طرح مذکور، از همکاری با عراق خودداری کرده بودند. آنها اعتقاد داشتند که چون نیروی دریایی ایران آبهای اطراف را در کنترل خد دارد، هر گونه حمله ای به جزایر مذکور خطرناک است.

5 – براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران

آمریکا و دولت های مرتجع منطقه از همان روزهای نخستین پیروزی، از ناحیه انقلاب اسلامی احساس خطر کردند، مخصوصاً تحقیر آمریکا با اشغال لانه جاسوسی و شکست طلسم شکست ناپذیری قدرتهای بزرگ، باعث شد آمریکا علیه انقلاب اسلامی تدابیری اتخاذ کرده و در فرصتی مناسب ضمن حفظ موقعیت خود در هر منطقه، زمینه های سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران را فراهم آورد. بنابراین هدف عراق به عنوان عامل آمریکا در منطقه، تنها آبراه اروندرود یا استرداد جزایر سه گانه نبود، بلکه هدف اصلی، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران بود.


 

نامه وزارت خارجه ایران در 26 اکتبر به وزارت خارجهعراق

مبنی بر عمل به مفاد قرارداد 1975 و اعتراض به اقدامات تجاوزگرانه عراق و

اعزام عوامل مسلح نفوذی به استان های مرزی و نقض امنیت داخلی ایران

 
6 – ایفای نقش ژاندارم خلیج فارس
 پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تعادل قوا را در منطقه خلیج فارس به نفع عراق تغییر داد. سقوط شاه که ژاندارم غرب در خلیج فارس بود، خلاء قدرتی در منطقه خلیج فارس به وجود آورد. صدام حسین که رویای چنین نقشی را در سر می پروراند، درصدد استفاده از این خلاء به وجود آمده در خلیج فارس بر آمد .

7 – رهبری جهان عرب

صدام حسین رویای رهبری جهان عرب را در سر می پروراند. از نظر ایدئولوژیکی، حزب بعث رسالت خود را ایجاد یک امپراطوری به رهبری خود می دانست و شعار این حزب « یک ملت عرب، یک مأموریت ابدی» بود. از نظر حزب بعث، اعراب به رغم تقسیم به کشورهای مختلف، همیشه ملت واحدی را تشکیل می داده اند و باید مرزهای بین کشورهای عربی از میان برداشته و اعراب مجدداً ملت واحدی را تشکیل می دادند. رسالت تاریخی حزب بعث هم تحقق بخشیدن به این مسئله بود.
در این زمان مصر هم با امضای موافقتنامه کمپ دیوید نقش رهبری خود را در جهان عرب از دست داده بود و صدام حسین خود را برای پر کردن خلاء رهبری در جهان عرب شایسته می دید. اما وی نیاز به حادثه مشابهی مانند ملی کردن کانال سوئز در سال 1955 م داشت تا وی را رهبر جهان عرب کند. تصرف خوزستان می توانست ضمن زدن ضربه ای مهلک به ایران، عراق را به عنوان حامی دائمی کشورهای عربی شبه جزیره و نیروی نظامی برجسته خلیج فارس و مدافع وطن عربی معرفی کند.


دفاع مقدس

جنگ رسمی میان ایران و عراق با تهاجم گسترده نیروی هوایی ارتش عراق در 31/6/1359 آغاز شد و سپس نیروی زمینی ارتش عراق از شمال قصرشیرین تا خرمشهر تجاوز سراسری خود را آغاز کرد.

عراق هجوم سراسری خود را در ساعت 14 روز 31 شهریور با حملات هوایی آغاز کرد وظرف چند ساعت 19 منطقه مهم، ازجمله فرودگاههای کشور را مورد هدف قرار داد و بدین ترتیب جنگی هشت ساله بر ملت و دولت ایران که تازه از بند رژیم ستمشاهی آزاد گشته بودند، تحمیل شد.
دفاع مقدس عنوانی است بر هشت سال مجاهدت، فداکاری و مقاومت مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برابر تجاوز رژیم بعثی عراق که با بهانه های واهی صورت گرفته بود. حضرت امام (ره) در این باره فرمودند: « این حکومت فاسد [عراق] به اسم این که شما ملت ایران، مجوسی هستید و فارس هستید و این جرمی است که شما فارس هستید، و به اسم عربیت وسردار قادسیه بودن، هجوم کرد به این کشور. ما و کشور ما هیچ وقت بنا نداشتیم و نداریم که به کشوری هجوم کنیم، لکن بعد از آن که به ما هجوم کردند، دفاع یک امری است که هم شرعاً واجب است بر همه و هم عقلاً.»

با بررسی وضعیت داخلی و خارجی دو کشور ایران وعراق در زمان آغاز جنگ می توان به روشنی دریافت که شرایط حاکم تماماً به نفع عراق و بر علیه ایران بود. ظهور حکومت مستقل جمهوری اسلامی در ایران که شعار آن نه غربی و نه شرقی بود، نمی توانست از نظر قدرتهای غرب و شرق خصوصاً دو ابرقدرت آن زمان آمریکا و شوروی، مطلوب باشد. بنابراین با پیروزی انقلاب اسلامی توطئه های فراوانی برای سرنگونی آن تدارک دیده شد که یکی از آنها جنگ بود. عراق به عنوان نماینده قدرتهای استعماری مورد حمایت کامل غرب بود. در حالی که ایران تقریباً در یک انزوای بین المللی قرار گرفته بود.

نویسنده:م.ا.ن

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک