به حرف من گوش کن


+ تاثیر مستقیم گناه بر شئونات مختلف زندگی

امروز برای هر حادثه‌ای به دنبال علت‌های مادی هستیم، برای درمان بیماری‌ها و در امان ماندن از بلایای طبیعی دنبال چاره می‌گردیم حال مسئله این جاست که چاره مشکلات خود را فقط در علل محسوس دنبال می‌کنیم و در این مورد کاملا تجربه گرای محض شده ایم و غافل از اینکه ریشه بسیاری از مشکلات ...

عصر شیعه ـ خداوند متعال در قرآن کریم مى‏فرماید: «و به سوى عاد برادرشان هود را فرستادیم که به ایشان گفت: اى قوم من، خدا را عبادت کنید که معبود دیگرى برایتان نیست، چرا تقوا نمى‏ورزید؟» (سوره هود- آیه 50)

قرآن کریم داستان هود را در سوره‏هاى فراوانى ذکر نموده است. عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح معروف به عاد جدّ قوم هود است که نسب قوم هود به او مى‏رسد.

در کتاب نبوّت بحار الانوار آمده است که خداوند بعد از قوم نوح، قوم هود را ساکنین زمین قرار داده بود و ایشان را از نظر خلقت وسعت و گشایش فراوان داده بود، بطورى که بلندترین فرد ایشان قامتش 100 ذراع و کوتاهترین 70 ذراع بود.

امام باقر (ع) مى‏فرمایند: «قوم عاد مانند نخل هاى بلندى بودند، بطورى که مردى از ایشان مى‏توانست با یک ضربت دست قطعه‏اى از کوه را جدا کند و آنها بتهایى را مى‏پرستیدند که آنها را «آلهه» مى‏نامیدند» و به همین جهت هود (ع) به آنها مى‏فرمود: «آیا با من درباره اسمائى که خود نامگذارى کرده‏اید مجادله مى‏کنید؟»

گفته شده مراد از نامگذارى اسماء این است که آنها معتقد به آلهه باران بودند؛ مثلا اعتقاد داشتند آن آلهه آب باران را بر ایشان مى‏فرستد و به همین گونه آلهه زمین را مسئول شفاى امراض و الهه دیگر را آلهه سفر مى‏دانستند و این قوم همان افرادى هستند که خداوند آنان را بوسیله تند بادى هلاک نمود.

وقتى هود آنها را منع کرد و فایده‏اى نبخشید خداوند باران را از ایشان حبس فرمود و سپس ابرى سیاه بسویشان فرستاد و آنها با خوشحالى پنداشتند که این ابر مقدمه باران است، امّا هود به ایشان فرمود: «این عذابیست که از من درخواست مى‏کردید»، آن گاه خداوند بادى بسوى آنها فرستاد که هر چیزى را نابود مى‏ساخت و فقط هود و مؤمنان همراهش در گودالى پناه گرفتند و آسیبى از آن باد به ایشان نرسید جز اینکه از وزش آن لذّت برده و نرمى و لطافتى در پوست خود احساس کردند و قوم عاد هود را مسخره مى‏کردند، امّا هود در هودجى بین آسمان و زمین از میان آن عذاب نجات یافت و خداوند آن باد را هفت شب و هشت روز به ایشان مسلّط فرمود.(قصص الأنبیاء (قصص قرآن) باب چهارم قصه هود نبى(ع) و قوم عاد ص136)

این خلاصه ای از سرگذشت قوم عاد و هلاکت ایشان بود، اما خداوند این قصص را برای عبرت گرفتن مردم هر دوره و زمانی نازل کرده است و این در حالی است که نکات بسیار ارزنده ای در قصص انبیاء یافت می شود که به نمونه ای از آن اشاره می شود.

تاثیر مستقیم گناه در شئونات مختلف زندگی

در دنیای امروز برای هر پدیده و حادثه ای به دنبال علت های مادی هستیم زلزله، سیل، طوفان، بیماری، مرگ و میر و ... و برای پیشگری و درمان بیماری ها و در امان ماندن از بلایای طبیعی دنبال چاره می گردیم که البته کار عاقلانه ای است و هیچ عاقلی این کار را تقبیح نمی کند.

مسئله این جاست که چاره و راه حل مشکلات خود را فقط و فقط در علل مادی و محسوس دنبال می کنیم و در این مورد کاملا تجربه گرای محض شده ایم، بعنوان مثال اگر کسی بیماری نازایی داشت عامل بیماری را در داخل بدن مادی او جستجو می کنیم و نقشی برای علل غیر مادی در نظر نمی گیریم و این تجربه گرایی محض است و این در حالی است که این روش و سیره کاملا با قرآن مخالفت دارد.

در داستان قوم عاد که خلاصه ای از آن در صدر این نوشته آمد؛ قرآن کریم نکته ای بسیار جالب را گوشزد می کند در آیه 52سوره مبارکه هود آمده است: «وَ یَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِینَ »

در آیه شریفه هود (ع) خطاب به قوم خود می گوید: «استغفار کنید تا خداوند آسمان را به سمت شما بکشاند و بر قدرت و توان شما بیفزاید، در حالی که مجرم هستید روی برنگردانید.»

«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ؛ اى قوم من! از خدا به خاطر گناهانتان طلب بخشش کنید.»

«ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْه؛ سپس توبه کنید و به سوى او باز گردید.» اگر شما چنین کنید «یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْرارا؛ به آسمان فرمان مى‏دهد قطره‏هاى حیاتبخش باران را بر شما پى‏درپى فرو فرستد. تا کشت و زرع و باغ هاى شما به کم آبى و بى آبى تهدید نشوند و همواره سرسبز و خرم باشند.» به علاوه در سایه ایمان و تقوا و پرهیز از گناه و بازگشت به سوى خدا «وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِکُم؛ نیرویى بر نیروى شما مى‏افزاید بنابراین «وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ؛از راه حق روى بر نتابید و در جاده گناه قدم مگذارید.»

به علت انکار حضرت نوح و اصرار بر بت پرستی به مدت هفت سال قوم عاد دچار خشکسالی شده بود این درحالی بود که شغل غالب این قوم کشاورزی بود و حضرت هود (ع) برای بر طرف شدن خشکسالی از ایشان خواست تا دست از بت پرستی بردارند و توبه کنند تا زندگانی مادی به کامشان شود.

در آیه شریفه ای که ذکر شد بین اعتقاد ات قوم عاد و بلایای طبیعی رابطه مستقیم برقرار کرده است؛ لذا تا وقتی که اعتقاد فاسد در میان قومی باشد و از روی عناد و آگاهی از آن دست بر نمی دارند نقمت و بلا می آید و زمانی که دست از لجاجت و سرکشی برداشتند رحمت خداوند نازل می شود و البته این منحصر به قوم هود نیست و منحصر به خشکسالی و یا هر پدیده دیگری نیست.

بنا بر آنچه که گفته شد اعتقادات، گناهان و اعمال در طبیعت پیرامون و بدن انسان موثر بوده و این آیه شریفه دلیلی برای این مدعاست، البته دلایل منحصر در این آیه شریفه نیست و در روایات دلایلی بسیار زیاد و در عین حال صریح می توان یافت.

نمونه تأثیر قرآن بر سلامت بدن

رای نمونه تاثیر مستقیم قرائت قرآن بر خون انسان یعنی قرائت قرآن باعث برطرف شدن بعضی از مواد مضر در خون می شود و به تعبیر روایات بلغم خون را بر طرف می کند. در طب سنتی اعتقاد بر این بود که تمام بیماری ها به علت عدم اعتدال در مزاج است و معتقد بودند که خون از چهار چیز تشکیل شده است (بلغم، صفرا، سودا ودم) غلبه هر کدام از این چهار چیز باعث بروز بیماری های مختلف روحی روانی و جسمی می شود در روایات و طب سنتی برای برطرف کردن هرکدام و رسیدن به اعتدال دستوراتی خاص وجود دارد.

طبق توصیه های پیامبر به امیر المومنین (ع) یکی از چیزهایی که بلغم خون را بر طرف می کند، قرائت قرآن است (من لایحضر ه الفقیه) البته فقط این تاثیرات منحصر در قرآن نیست، قرائت قرآن فقط برای نمونه بود و در روایات نمونه های دیگر بسیار زیاد موجود است.

در مورد استغفار و تاثیرات آن در ذیل آیه شریفه 52 هود این نقل آمده است که روزی یکی از درباریان معاویه ملعون به محضر امام حسن (ع) رسید و گفت: «من شخصی متمول هستم ولی فرزندی ندارم.» امام علیه السلام فرمودند: «زیاد استغفار کن»

آن مرد می گوید: «زیاد استغفار کردم تا جایی که روزی هفتصد مرتبه استغفار می کردم تا خداوند به من ده فرزند داد» خبر به معاویه در زمانی که خلافت را غصب کرده بود رسید گفت: «از او نپرسیدی که این مطلب را از کجا فهمیده و به تو گفته؟»

آن شخص دوباره خدمت امام علیه السلام رسید و سوال را از ایشان پرسید؛ امام فرمودند: «أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی قِصَّةِ هُودٍ وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِکُمْ وَ فِی قِصَّةِ نُوحٍ وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ»؛ آیا نشنیده ای قصه هود را در قرآن که می فرماید [در اثر استغفار] قوت و توان را در شما می افزاییم در قصه نوح فرمود شما را به اموال و پسران یاری و مدد می کنیم ( وسائل‏الشیعة - باب ما یستحب من الاستغفار و التسبیح لمن یرید الولد ..... صفحه 371) البته این نقل برای مثال بود و اثرات استغفار در روایات بسیار متعدد آمده است مثلا کثرت استغفار باعث جلب روزی می شود و ...

جاری شدن صیغه عقد بین دختر و پسر چه ضرورتی دارد و چه تأثیری؟

بنا بر آنچه که به اختصار بیان شد می توان این نکته را تا حدودی درک کرد که علل و اسباب منحصر به مادیات و تجربیات بشری نیست و بسیار فراتر از قلمرو قوای حسی انسان است. با این نگاه به عالم هستی که از آیات و روایات اقتباس شده است می توان به برخی از سئوالات پاسخ داد.

بسیار شنیده شده از جوانان اعم از دانشگاهی و غیره که در میان دختر و پسر نامحرم صیغه عقد جاری شود یا نشود چه تفاوتی می کند و این چند کلمه چه ضرورتی دارد؟ و آیا جاری کردن عقد واقعا فایده ای دارد؟

بنابر آنچه که گذشت تاثیر و تاثر منحصر در عالم ماده و عوامل مادی نیست و هم چنان که قرائت قرآن و یا اعتقاد به مسئله ای مثل توحید یا شرک که عمل جوارحی نیست؛ این تحولات کوچک و بزرگ را در عالم پیرامون ما ایجاد می کند؛ الفاظ صیغه عقد که توقیفی است (از طرف خداوند تعیین شده است) قطعا در وجود انسان اثری واقعی نه اعتبار محض ایجاد می کند که از آن تعبیر به محرمیت می شود.

البته لازم به تذکر است که احکام کاملا تعبدی است چه حکمت آن را بدانیم یا ندانیم و در اینجا بیان حکمت «صیغه عقد» نشد و در صدد آن نیز نبودیم.

چه خوب است که برای برطرف کردن بسیاری از مشکلات به دستورات ائمه اطهار بازگردیم و دست از آرا و نظریات ناقص و فاسد خود برداریم و پای درس ایشان بنشینیم عترتی که منتهی الحزم (جامعه کبیره) هستند یعنی کسانی هستند با نهایت دوراندیشی و ابرام در کار چه بسیار آفت هایی را برای جامعه فرموده اند.

اثرات موسیقی و آوازه خوانی بر انسان

اما از آنجا که دستوراتشان را فراموش کرده ایم، همان موارد منهی را در جامعه رواج می دهیم و البته دود آن به چشم خود ما می رود؛ چرا که تاثیرات منفی آن، خود را در جامعه نشان می دهد.

بعنوان نمونه از اثرات مهلک موسیقی و آوازه خوانی بر روان انسان تحریک او به سوی فحشاء و زنا است که در این رابطه رسول اکرم (ص) فرموده اند: «موسیقی مقدمه نزدیکی زن و مرد از راه نامشروع است و نیز فرموده اند موسیقی نردبان زنا می باشد.» (مستدرک جلد 13باب 78حدیث 14) حال می توانید به کمیت موسیقی در برنامه های کودک تا بزرگ سال رسانه های شنیداری نگاهی بیندازید!
منبع» خبرگزاری دانشجو» حامد صارم

نویسنده:م.ا.ن

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک