به حرف من گوش کن


+ حرکات وحشتناک مرتاضان چینی

اما این گونه کارها - با اختلافى که در نوع آنها هست - مستند به قوّت اراده و شدت ایمان به تأثیر «اراده» است؛ چرا که اراده، تابع علم و ایمان قلبى است و توجه ایمان آدمى به تأثیر اراده هر چه بیشتر باشد، اراده هم مؤثرتر مى‏شود. شدت قوت اراده هم متوقف بر انجام دادن اعمالى است که هر دین و مذهبى، بر اساس نگرش خویش به پیروان خود دستور مى‏دهد.

 

 

اما سوال و جوابی را بخوانید در همین مورد که جالب و خواندنی است

سوال : این قضیه اینکه بعضی اشخاصی که اصلا نماز هم نمی خوانند و دین رو قبول ندارند یه حالات عجیبی دارند مثل همان کسی که خدمت شیخ انصاری رسید و گفت من می دانم شما چند بار خدمت امام زمان(عج) رسیدید این قضیش چگونه است؟ یا این قضیه خارجی که اسمش رو یادم نیست که من یه کلیپی دیدم (شاید ساختگی باشه) که با چند حرکت بدن انسان نصف میشه و یا حرکت می کنند؟ آیا واقعیت داره؟

پاسخ :
بدون تردید، افعال خارق‏ العاده ‏اى وجود دارد که یا ما آن را خود دیده‏ایم، یا به حد زیادى براى ما نقل شده که به آن یقین پیدا کرده‏ایم. برخى از اینها مستند، به اسباب عادى است که از چشم حسّى ما خارج است؛ مانند کسى که دارویى به بدن خود مالیده، داخل آتش مى‏شود و نمى‏سوزد. اما بعضى از آنها مستند به هیچ سببى از اسباب طبیعى و عادى نیست؛ مانند خبر دادن از غیب، ایجاد محبت و یا دشمنى، بیمار کردن، شفا بخشیدن و برخى کارهایى که مرتاض‏ها نیز انجام میدهند.

اما این گونه کارها - با اختلافى که در نوع آنها هست - مستند به قوّت اراده و شدت ایمان به تأثیر «اراده» است؛ چرا که اراده، تابع علم و ایمان قلبى است و توجه ایمان آدمى به تأثیر اراده هر چه بیشتر باشد، اراده هم مؤثرتر مى‏شود. شدت قوت اراده هم متوقف بر انجام دادن اعمالى است که هر دین و مذهبى، بر اساس نگرش خویش به پیروان خود دستور مى‏دهد.

گفتنى است انجام دادن یک سلسله اعمال خاص توسط مرتاض، نَفْس را از علل و اسباب خارجى، مأیوس ساخته به طورى که مستقل و بدون استمداد از اسباب طبیعى، مى‏تواند کارى انجام دهد.به هر روى، اثر ریاضت این است که براى نفس، حالتى حاصل مى‏شود که مى‏فهمد، مى‏تواند مطلوب را انجام دهد؛ یعنى، هنگامى که ریاضت به طور کامل انجام گرفت، نفس طورى مى‏شود که اگر مطلوب را اراده کند، حاصل مى‏شود. مثل اینکه روح را براى کودکى در آینه احضار نماید، یا مدت زمان مدیدى، گرسنه باشد، یا روى آب راه رود و ... ولی باید توجه داشته باشید که آنچه در کلیپ ها مشاهده می شود، قابل اعتماد نیست و بیشتر ساختگی است.}در این باب: المیزان، ج‏1، صص 365 - 363 و ج‏6، صص 272 - 275..

راه رسیدن به عرفان حقیقی منحصر به انس با خداوند و به رنگ خدا در آمدن است، چون خداوند است که منبع تمام قدرت ها و توانایی ها است. در مقابل خدا هیچ کسی و چیزی از خود قدرتی ندارد تا به کسی بدهد. بنابراین تنها راه رسیدن به عرفان حقیقی ارتباط با خداوند و کسب قدرت از او است.خیلی ها اشکال می کنند و می گویند پس این قدرتی که مرتاض ها دارند از کجا است آنها که خداپرست و اهل انس با خدا نیستند و فقط با ریاضت به این قدرت می رسند؟

این اشکال خوبی است و خیلی ها هم خواستند به آن جواب بدهند ولی گاهی جواب ها قانع کننده نیست. در پاسخ به آن می توان گفت: عرفان دو بخش دارد. یک بخش آن کندن از دنیا و ترک عادت ها و ریاضت کشیدن و تحمل گرسنگی و ترک لذت های مادی و گذشتن از خواسته ها است. به این بخش رفع موانع سلوک و عرفان گفته می شود و یک بخش هم عبادت خداوند و انس با پروردگار هستی است.

بخش اول یعنی ریاضت چون باعث سبکی روح و تجرد نفس می شود، خودش زمینه ساز رسیدن انسان به قدرت تاثیر گذاری در اشیا و نوعی تصرف تکوینی است، ولی گفتنی است که منظور نظر عرفان اسلامی و ناب تنها رسیدن به این نوع اقتدار نیست.

منظور عرفان رسیدن به نوع قدرتی است که علاوه بر ریاضت از طریق انس با خداوند بدست می آید. عارف حقیقی در اثر انس با خداوند و عبادت به رنگ خدا می شود و می تواند خلیفه خدا در زمین باشد و خلق خدا را به سوی خداوند رهبری کند و صفات و کمالات الهی را در خویش ظاهر سازد و در بندگان خدا و جامعه تاثیر مثبت و خداگونه بگذارد.

این نوع کمال و تاثیر گذاری خاص عارف حقیقی و کسی است که با خداوند انس داشته باشد و هرگز از کسانی که تنها به ریاضت های بشری و غیر دینی می پردازند ساخته نیست. آنها تنها ممکن است به این قدرت برسند که مثلا با یک بادام در روز زنده بمانند و یا با یک نگاه قطاری را از حرکت بیاندازند و یا روی یک طناب بخوابند و روی میخ بنشینند و روی دیوار راه بروند و مانند آن.

این کارها ممکن است، ولی هدف انبیا و اولیای خداوند این نبوده که از این نوع کارها انجام بدهند. البته گاهی هم قدرت از خودشان نیست و مثلا از طریق ارتباط با اجنه و استفاده و تسخیر آنها به نوعی قدرت رسیده اند که باز این کار علامت کمال در انسان نیست.

نمونه یک انسان واقعی و عارف واصل و صاحب اقتدار ولایی امام خمینی رض است که توانست چنین انقلاب بزرگی را در تاریخ بشریت ایجاد کند و در دل و جان انسان ها چنین اثر بگذارد و مسیر تاریخ و فرهنگ انسان ها را به سوی خداوند عوض نماید که تازه دارد اثر آن در جوامع گوناگون ظاهر می شود و تمام صاحبان قدرت های مادی از رواج اسلام و قدرت اسلام به هراس افتاده اند.

انسان داراى روحى است که اگر تقویت شود، قدرت تصرف در امور و اشیاى دیگر را به دست مى‏آورد. البته این تصرف بر اساس نظام على و معلولى است. مرتاضان و کسانى که کارهاى خارق العاده انجام مى‏دهند، تا حدودى داراى کارهایى هستند که نوعى کرامت شمرده مى‏شود و از این جهت با عرفا و صاحبان ولایت تکوینى تشابه دارند. دلیل آن را نیز باید در این نکته جست و جو کرد که نظام جهان بر اساس علت و معلول است و هر پدیده‏اى بر اساس علتى موجود مى‏شود. علت برخى امور روشن و واضح است. چنان که علت عادى توقف قطار ترمز لکوموتیوران است؛ اما علت برخى از کارها خلاف عادت است. مثل این که کسى با قدرت روحى خود قطار را متوقف میکند.

روح انسان فرمانده بدن است و کلیه کارهاى بدن سالم تحت فرمان او انجام مى‏شود. برخى از نفوس به دلیل تمرین‏ها و ریاضت‏هاى خاص چنان قوى مى‏شوند که مى‏توانند افزون بر بدن خود، در انسان‏ها و اشیاى دیگر نیز حالت تدبیر داشته باشند. انسانى که اراده خود را قوى کرد، امکان مى‏یابد بر امور و پدیده‏ها تأثیر بگذارد. این جزئى از نظام علت و معلول جهان مادى(1) و نشانه قدرت نفس انسان است؛ زیرا نفس انسان مظهر خداوند است و در صورتى که تقویت شود، توان تصرف و انجام کارهاى خلاف عادت را به دست میآورد.

تقویت نفس با تمرین‏هایى که اصطلاحاً ریاضت خوانده مى‏شود، حاصل مى‏گردد. ریاضت دو گونه است: ریاضت شرعى که مطابق با شرع و با راهنمایى معنوى ولى الله الاعظم - سلام الله علیه - انجام مى‏شود؛ و ریاضت‏هاى غیر شرعى. پویندگان راه شریعت به مدارج قرب الاهى و ولایت تکوینى نائل مى‏آیند؛ اما آنان که از روش‏هاى غیر شرعى بهره مى‏برند، تنها توان تصرف در برخى امور را به دست مى‏آورند.

عرفا و مرتاضان از جهت بروز کرامت با هم تشابه دارند و هر دو کارهاى خارق العاده انجام مى‏دهند. البته آن که به مقام قرب وارد شد و از خود فانى گردید، در صدد بروز کرامت و کارهاى خارق العاده نیست، و آنچه از وى عیان مى‏شود، امورى است که از وسعت وجودى‏اش ریزش مى‏کند.(2)

آرى، برخى انسان‏ها به واسطه قدرت روحى خود مى‏توانند کارهاى خارق العاده انجام دهند؛ زیرا نظام عالم براساس علت و معلول است، برخى از علت‏ها براى ما روشن است و آن‏ها را علت‏هاى عادى مى‏خوانیم و برخى براى ما آشکار نیست و آن‏ها را خلاف عادت مى‏پنداریم. کارهاى خلاف عادت این افراد به نفس انسانى ریاضت کشیده منتسب است. بین این انسان‏ها و عارفان تفاوت‏هاى زیر قابل توجه می‏نماید:

1. عارف به مقام قرب بار یافته، براساس دستورهاى شرعى به مقامى رسیده است که مى‏تواند کارهاى خدایى انجام دهد. امام صادق - سلام الله علیه - مى‏فرماید: «العبودیة جوهرة کنهُها الربوبیة، فما فُقد فى العبودیة وُد فى الربوبیّة و ما خفى عن الربوبیّة أُصیب فى العبودیة؛ بندگى گوهرى است که حقیقت آن مقام ربوبیت است. پس آنچه در بندگى پنهان است، در مقام ربوبیت یافت مى‏شود و هر آنچه در مقام ربوبیت پنهان باشد، با بندگى حاصل مى‏شود.(3) «رب» به معناى مالک و صاحب است که در آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد. بدین اعتبار یکى از اسماى حسناى حضرت حق «رب» (صاحب اختیار تمام موجودات) است.

«مقام ربوبیت» یعنى مقام تصرف در امور و اشیا. روایت شریف مى‏گوید: آن که به مقام بندگى راه یافت ،داراى گوهرى مى‏شود که مى‏تواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و کنه بندگى مقام ربوبیت است و آن که بنده شد، آقاى جهان و مظهرى از اسم «رب» خداى جهانیان مى‏گردد. ظاهر بندگى در دنیا اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایى. بنابراین، آن که به مقام قرب الاهى راه یافت، توان تصرف در امور و اشیاى بیرون از خود را به دست مى‏آورد. عرفا براساس همین مقام کارهاى خارق العاده انجام مى‏دهند؛ اما مرتاضان باتمرین‏هاى خلاف شرع نفس خود را تقویت میکنند.

2. هدف عرفا بروز کرامت نیست. هدف آن‏ها بندگى خدا و دعوت مردم به توحید و بندگى خداوند متعال است و کراماتشان در جهت دعوت مردم به ماوراى طبیعت و حقایق معنوى یا کمک به رفع مشکلات مردم تحقق مى‏یابد. در حقیقت مَثَل آن‏ها مَثَل ظرف لبریز از آب است که گاه آب از آن سرازیر مى‏شود؛ اما هدف مرتاضان رسیدن به شهرت یا تقویت نفس است.

3. عرفا بسته به درجه قربشان داراى قدرت تصرف و کارهاى خارق‏العاده متنوع و گسترده‏اند؛ زیرا آن‏ها خدایى شده‏اند وخداى عالم نامحدود است. پس هر چه بهره آن‏ها از فیض الهی بیش‏تر باشد، قدرت بیش‏ترى دارند. در حالى که مرتاضان از قدرت محدود و کارهایى با تنوع اندک بهره مى‏برند؛ مثلاً آن‏ها نمى‏توانند مرده زنده کنند، ولى عارف بالله با اجازه الاهى مرده زنده میکند.

4. تمام کارهاى عارفان با توجه به اجازه و رضایت الاهى براساس شرع و فضائل اخلاقى است؛ بدون اجازه الاهى به هیچ کارى دست نمى‏یازند و در همه حال بنده اویند. مقام آن‏ها مقام فناى فى الله و بقاى بالله است؛ برخلاف مرتاضان که براساس خواهش نفس کار مى‏کنند و چه بسا کارهاى خلاف اخلاق نیز انجام میدهند.

5. کارهاى مرتاضان بر آموزش وتمرین استوار است و انجام هر کارى با آموزش و تمرین و پشتکار فرد میسر مى‏شود؛ اما عارف بر اساس بندگى و مقام قرب داراى قدرت تصرف مى‏شود و در این جهت از کسى آموزش خاصى نمی بیند.

پی ‏نوشت:
1. المیزان فى تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبائى، ج 6، ص 206.
2. مرحوم ملاصدرا مى‏فرماید: و لیس عندنا من شرط الولایة ظهور الکرامة و خوارق العادة.(مفاتیح الغیب، ص‏488)
3. شرح فارسى مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، عبدالرزاق گیلانى، تصحیح دکتر سید جلال الدین محدث(ارموى)، ج‏2، ص 537ù536.
منبع:598

نویسنده:م.ا.ن
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک