به حرف من گوش کن


+ جنبش وال استریت چیست؟

پس از فروپاشی شوروی سابق و نظام کمونیستی و سوسیالیستی، سران غرب به ویژه آمریکایی ها با ادعای تک الگوبودن نظام سرمایه داری تلاش کردند تا حاکمیت خود بر جوامع غربی و سپس سراسر جهان را اجرایی سازند. پس از دو دهه مردم غرب دریافته اند که این ادعا نه تنها کارایی نداشته، بلکه صرفاًبرای اعمال دیکتاتوری حاکمان بر آنها بوده است که موجب شده، آنها حاکمیت طبقه ای محدود بر سراسرجامعه را بپذیرند.

مقام معظم رهبری :مردم آمریکا در واقع به حاکمیت اقلیت یک درصدی بر اکثریت نود و نه درصدی  معترض هستند که مالیات و پول مردم آمریکا را هزینه براه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمایت از رژیم صهیونیستی میکنند

ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی تواند ریشه های آن را از بین ببرد.

ریشه های این حرکت در آینده آن چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد.
 جنبش وال استریت  چیست؟
 جنبش " وال استریت را اشغال کنید " ، متاثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکا است و به سرعت در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است . اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود ، به تجمع خود پایان نخواهند داد .  خواسته‌هایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی هست تا پایان بخشیدن به جنگ‌های آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواسته‌های گوناگون را به هم وصل کرده، این است که این گروه‌ها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند.
و در این میان:
 بازارهای بورس آمریکا و اروپا  با سقوط ناگهانی ارزش سهام، شوک تازه ای را در کنار ضرر 800 میلیارد دلاری تجربه کردند. این اتفاق باوجودمجوز کنگره برای افزایش دو هزار و چهارصدمیلیارد دلاری سقف بدهی های دولت آمریکا رخ داد. قرار بود مصوبه کنگره، آرامش را به اقتصاد آمریکا و اروپا برگرداند اما چنین نشد و سرمایه گذاران نتوانستند اطمینان خود به بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا را احیا کنند. آنها منطبق با آمار اقتصادی، کاهش نرخ رشد و بازگشت رکود 2سال پیش را پیش بینی می کنند. از نگاه تحلیل گران اقتصادی و سرمایه گذاران، اقتصاد ایالات متحده اکنون تنه به تنه اقتصاد ورشکسته یونان می زند که به واسطه حمایت های مالی (اعانه) دیگر کشورها سرپا مانده است. در بحران 2سال پیش، با انتقال بدهی شرکت های خصوصی بزرگ به دولت و پرداخت بدهی کلان سرمایه داران از خزانه عمومی، بیماری موقتاً تسکین یافت اما اکنون آن عارضه با ابعادی بزرگ تر و این بار از درون دولت سر برآورده است.
حالا دولت آمریکا بدهکارترین دولت دنیاست، آمریکا در دور باطل بدهی ها افتاده و با شعبده بازی هایی نظیر افزایش سقف بدهی ها تا مرز 7/16 تریلیون (16هزار و هفت صد میلیارد) دلار، اعلام رسمی ورشکستگی را به تأخیر می اندازد. آیا با کاغذبازی و صورت سازی دروغین کنگره می شد آرامش را به وال استریت نیویورک و سایر بازارهای مهم برگرداند؟
پاسخ بازار مطلقاً منفی بود. با وضع پیش آمده  اعتراضهای مردمی شکل گسترده ای به خود گرفت هر چند که در گذشته نیز این اعتراض هایی صورت گرفته بود، امااعتراض های اخیر دارای ویژ گی های خاصی بود که در گذشته مشاهده نشده است. محور قرار گرفتن منطقه وال استریت به عنوان مرکز فرماندهی نظام سرمایه داریو صاحبان ثروت و قدرت به عنوان محل تجمع اعتراض کنندگان، گسترش دامنه اعتراض هابه اکثر مناطق آمریکا، تأکید مردم به اصل الگوگیری از قیام های مردمی در کشورهای عربی و اسلامی ، تبدیل اعتراض های مردمیاز بعد اقتصادی به مقابله با نظام سرمایه داری با اصل 99 درصد در برابر یک درصدثروتمند، انسجام سراسری مردم به جای تمرکز ایالتی و ... از جمله ویژگی های این حرکت است. گسترد گی این اعتراض ها سوالات بسیاری در اذهان تداعی کرده است. ریشهاین اعتراض ها چیست؟ خواست و مطالبه اصلی مردم چه می باشد؟ چرا محافلرسانه ای و سیاسی غرب به دنبال سانسور حقایق آن می باشند؟تأثیر این تحولات بر آینده آمریکا ونظام سرمایه داری چه خواهد بود؟ از جمله این سوالات استکه در نوشتار ذیل به اختصار به آن پرداخته می شود
 ریشه های قیام مردمی وال استریت:
 در باب دلایل و رویکرد مردمی به انجام اعتراض های سراسری علیه نظام سرمایه داری در آمریکا که در قالب جنبش تسخیر وال استریت آغاز و با عناوین دیگر در سایر شهرها گسترشیافته، دیدگاه های مختلفی مطرح می شود. برخی، تغییرات در ساختار فرهنگی و درونی جامعه آمریکاو برخی فوران ناهمگونی اجتماعی را مطرح می کنند، برخی بر شرایط اقتصادیحاکم بر کشور و افزایش روز افزون فقر و گرسنگی و نیاز 46 میلیون آمریکایی به کمک های دولتی را اولویت دانسته اند، برخی گسستمیان مردم و دولتمردان آمریکا را دلیل اعتراض هادانسته و برخی نیز سیاست خارجی و نارضایتی مردم از جنگ طلبی های دولتمردانو تزلزل موقعیت جهانی آمریکا را دلیل این اعتراض ها عنوان کرده اند. برخی نیز این اعتراض ها راادامه سیاست های جدایی طلبانه برخی ایالت ها مانند تگزاس و ویسکانسین می دانندکه در ماه های اخیر، مطالبات جدایی طلبانه خود را تشدید کرده اند و اکنون در قالب اعتراضهای سراسری ادامه می دهند. برخی نیز بر افزایش فقر در جامعه و فاصله شدیدطبقاتی تأکید دارند، چنانکه مردم در شعار خود تأکید دارند که ما،99 درصد فقیر در برابر یک درصدثروتمند می باشیم. با توجه به دیدگاه ها و نظریه های مطرح شده و سیرتحولات سیاست داخلی و خارجی آمریکا در چند دهه اخیر،ریشه های شکل گیری جنبش وال استریت وسقف مطالبات مردم آمریکا که البته برخی از آنها با مطالباتمردم اروپا یکسان است، در چند محور قابل بررسی می باشد.
اعتراض به خروج از چارچوب ها:
 بررسی تاریخی آمریکا نشان می دهد که ریشه اصلی ایجاد ایالات متحده و پذیرشتشکیل آن از سوی ایالت های مختلف، رسیدن به رفاه سراسریو به نوعی همگرایی میان مردم ودولتمردان بود. در ساختار تعریفی آنها مردم و دولتمردان در کنار یکدیگربرای رسیدن به جامعه آرمانی نظیر؛ رفاه سراسری، ترویج برابریو آزادی در داخل آمریکا و عرصه بین الملل و.... تلاش می کردند. این امر چنان نمود داشته که ایالت ها هنگامپیوستن به ایالات متحده در قرن هفدهم از شروط ادامه پیوست بهایالات متحده را توانایی دولت فدرال در تأمین نیازهایمردمی و همراهی آن با خواسته های مردم عنوان کرده اند. هر چند کهاین اصول به صورت کج دار و مریز در گذشته اجرا شده، امادر چند دهه اخیر مشاهده می شود که ساختارسیاسی آمریکا به مرور از این امر عدول کرده و از رویکردهای مردمی فاصله گرفته است. ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا نشانگر آن است که سیاستمدارانشامل سناتورها ونمایندگان کنگره، فرمانداران و صاحبان قدرت در بخش های مختلف ایالتی درکنار سران کاخ سفید به جای رویکردهای مردمی در کنار صاحبانثروت قرار گرفته و در نهایت به حامیان ومجریان خواست های ثروتمندان مبدل شدند، چنانکه مردم آمریکا در شعارهای خود تأکید دارند که دولتمردان صرفاً حامی یک درصدجامعه که شامل ثروتمندان است، می باشند و 99 درصد دیگر سهمی از ساختار سیاسی و اقتصادی کشورشان ندارند. تأکیدبر اموری مانند حذف وال استریت به عنوان مرکز سرمایه داریدر آمریکا و حتی نظام سرمایه داری در جهان،تأکید بر عدم پذیرش نظام دو حزبی جمهوریخواه و دموکرات و معرفی آنها به عنوان دست نشاندگان مشترک نظام سرمایه داری، اصراربر لزوم قطع کمک های دولتی به صاحبان ثروتو ... از نشانه های بیزاری مردم از وابستگی دولتمردان به صاحبان ثروت و جدایی آنها از ملت است. نمود عینی، قرار گرفتن سیاستمداران و تصمیم گیرندگان ارشد آمریکا در کنار طبقه خاص ثروتمندان را در ارائه بسته های اقتصادی برای خروج از بن بست اقتصادی می توان مشاهده کرد. چنانکه جرج بوش در سال2008، 700 میلیارد دلار و اوباما در سال 2009، 800 برای مردم، دستاوردی نداشت. مجموع این فرایند چنان بوده که «چامسکی» نویسنده و تحلیلگر بزرگ آمریکایی تأکید می کند، سیاستهای دولتمردان موجب گسست اجتماعی شده که در کنار بحران اقتصادی، طغیان مردم آمریکا علیه سرمایه داری و دولتمردان به همراه داشته است
 از هم پاشیده شدن رویاهای مردمی:
 پس از فروپاشی شوروی سابق و نظام کمونیستی و سوسیالیستی، سرانغرب به ویژه آمریکایی ها با ادعای تک الگوبودن نظام سرمایه داری تلاش کردند تا حاکمیت خود بر جوامع غربی و سپس سراسر جهان را اجرایی سازند. پس از دو دهه مردم غرب دریافته اند که این ادعا نه تنها کارایی نداشته، بلکه صرفاًبرای اعمال دیکتاتوری حاکمان بر آنها بوده است که موجب شده، آنها حاکمیت طبقه ای محدود بر سراسرجامعه را بپذیرند. این حقارت در چند بعد بر مردم غرب از جمله مردم آمریکا تحمیل شده است از جمله:
 الف) در حوزه داخلی مردم دریافته اند که نظام سرمایه داری بر خلاف ادعای رفاه، کارکردی برای آنها نداشته و چنانکه ذکر شد، طبقه ثروتمند محدود بر کل جامعه حاکم بوده اند. در این میان، نظام سرمایه داری با اعمال دیکتاتوری انحصاری قدرت با ترکیبیاز یک یا دو حزب نظیر، ساختار آمریکا با محوریت جمهوریخواه و دموکرات،خواسته های سرمایه داران را بر جامعه تحمیل کرده اند. نکته اساسی آنکه، این سرمایه داری نه تنهادستاوردی برای رفاه مردمی نداشته، بلکه به گسست بنیاد خانواده ها وساختار اجتماعی و تبدیل مردم به افرادی صرفاًمادی بدون توجه به حقوق انسانی و متعالی منجر شده است.
 ب) در صحنه بین الملل در حالی که سران آمریکا با ادعای رفاه جهانی و کمک به ملت هابه اشغال سایر کشورها پرداخته اند اما در عمل همچناناز برخی حاکمان دیکتاتور حمایت کردهو حتی در این راه، در برابر ملت ها قرار گرفته اند. اکنون ملت های غربی دریافته اندکه این ادعاها، صرفاً فریبی برای تأمین منافع سرمایه دارانبوده و نه برای ارتقای جایگاه جهانی ملتآمریکا و یا کمک به سایر ملت ها. چنانکه نمود آن را در جنایات صورت گرفته درکشورهای تحت اشغال و بی تفاوتی غرب در برابر جنایات اشغالگرانقدس می توان مشاهده کرد. تحولاتاخیر خاورمیانه و شمال آفریقا نیز نشان داد که سران آمریکا برای منافع سرمایهداران از حاکمان دیکتاتوری حمایت کرده اند که صرفاً تأمین کنندهمنافع نظام سرمایه داری بوده اند. ایندیکتاتوری که برگرفته از عملکردهای سران غرب بوده اکنون به حقارتی برای مردم آمریکامبدل شده است به ویژه که این امر تزلزل جایگاه جهانی آنها را به همراه داشته است.
 گسترش نهضت بیداری اسلامی ذر سراسر جهان:
 بیداری اسلامی در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا، تحولات اروپا و اکنونآمریکا نشان می دهد که فرهنگی جدید در ساختار نظام بین الملل در حالشکل گیری است و آنرویکرد ملت ها به مقابله با ساختارهای غیر مردمی و وابسته به نظام سرمایه داری است. در دو دهه گذشته، نظام سرمایه داری با عناوین مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتیایجاد و حفظ حاکمان دست نشانده نظیر آنچه در کشورهای عربی حامی غرب وجود داردیا ساختارهای دو حزبی و تک محوری نظیر دو حزبی آمریکا و بسیاریاز کشورهای اروپایی بهدنبال حاکمیت بر جهان بوده است، روند تحولات، نشانگر رویکرد مردمی دراکثر نقاط جهان به مقابله با این ساختار است. نکته مهم در اینعرصه آنکه، بر اساس پیشینه های تاریخی، تمدن همواره از شرق به غرب گسترش یافته است و این حقیقتی است که جهانیانبه آن اذعان دارند. در مقطع کنونی نیز می توان گفت که بیداریاسلامی در خاورمیانه و شمالآفریقا به الگویی برای مردم اروپا و آمریکا مبدل شده و به نوعی به آنها نشان داده کهمی توان با وحدت و یکپارچگی به مقابله با حاکمان و نظام دیکتاتوریبرگرفته از منافع سرمایه داریپرداخت. در این بیداری سراسری نیز نکته مهمی نهفته است و آن تأثیرگذاریو تأثیرپذیری ملت ها از یکدیگر بدون نقش دولت ها است؛ فرایندیکه دولت ها در آن نقشی نداشته وحتی خود به دنبال ممانعت از تحقق آن می باشند. به عبارتی دیگر،می توان گفت که صحنه بین الملل از دیپلماسی دولت ها به سمت دیپلماسی ملت هادر حال گسترش است واکنون این ملت ها هستند که برای جهان تصمیم می گیرند و نه دولت ها.
  نویسنده:م.ا.ن
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک