به حرف من گوش کن


+ زلزله ژاپن و ارتباط احتمالی آن با پروژه پایان دنیا!

 


در روز یازدهم مارس 2011 (2011.03.11) در ساعت پنج و چهل و شش دقیقه utc در مدار 38.32 N و 142.36 E depth و در عمق 32 کیلومتری اطراف شهر هنشو ژاپن زلزله ای با قدرت 8.9 ریشتر، این منطقه را لرزاند  .طبق اعلام خبر ها این زلزله در تاریخ ژاپن سابقه نداشته است و جز هفتمین زلزله ی بزرگ دنیا به حساب می آید. جالب تر اینجاست که بعد از این زلزله حدود 1000 پس لرزه ایجاد شده که بسیاری از آنان بالای 5 ریشتر بوده اند (برای دیدن بخشی از جدول زلزله ها اینجا کلیک کنید )  

در این مطلب نگاهی کلی و احتمالی به آغاز پروژه دروغین پایان دنیا داریم که ممکن است به واسطه ی ایجاد این زلزله کلید خورده باشد .

قبل از بررسی نگاهی به پروژه پایان دنیا میاندازیم تا درک مطلب بهتر شود :

پروژه دروغین پایان دنیا، در حقیقت پروژه ای از جانب صهیون هاست که اهدافی را از مطرح کردن این انگاره ها دنبال میکنند. یکی از اهداف این پروژه ها ازدیاد فشار روانی بر ذهن هاست و بزرگ جلوه دادن اتفاقات آینده است و هنگامی که این پروژه به زمان موعد برسد اتفاقی کوچک تر از آنچه که گفته میشد به وقوع میپیوندد. 

به عنوان مثال این پروژه در سال 2000 میلادی رقم خورد. در آن زمان هم صهیون ها با دست های خود ( فراماسون ها ، هالیوود، رسانه ها) اعلام میکردند که قرار است در سال 2000 دنیا نابود شود بدین ترتیب که بمب های هسته ای به دلیل اختلال در برنامه و مکانیسم آن ها فعال میشوند و دنیا را نابود میکنند و به شکل دیگری اعلام میکردند که قرار است موجودات بیگانه به دنیا حمله کنند و جهان را نابود سازند . زمان موعد فرا رسید و هیچ اتفاقی نیفتاد . مردم بسیار خوشحال شدند که دنیا به پایان نرسید . اما دقیقا یک سال بعد در روز 9 ماه 11 سال 2001 میلادی حادثه ای برای برج های دوقلو تجارت جهانی منهتن آمریکا به وجود آمد . 

این برج ها که که به شکل 11 بودند به اعلام آمریکایی ها توسط القاعده که سردسته آنان اسامه بن لادن بود تخریب شده بودند. بعد از این حمله دروغین توسط نیروهای بن لادن که خود آمریکایی ها آن را تجهیز کرده بودند؛ به افغانستان که محل استقرار دروغین بن لادن بود حمله کردند و بعد از آن نیز عراق را اشغال کردند.

در این میان ذهن ها بر اساس دست های صهیون به طور ناخود آگاه آنقدر آماده شده بود که به هنگام یورش به عراق و افغانستان نه تنها اعتراض جدی به حمله نبود بلکه جوانان آمریکایی با علاقه و داوطلبانه به سمت افغانستان یورش بردند چرا که در ذهنشان القا شده بود که جرج بوش همان مسیح است که در پایان هزاره (سال 2000 جرج واکر بوش رئیس جمهور آمریکا شد) ظهور کرده است (در تفکرات مسیحیان پایان هر هزراه هنگام ظهور منجی است ) و آنان خود را سربازان خدا مینامیدند و ارتش خود را ارتش خدا نام نهاده بودند. 

بنابر این پروژه این طور جلو رفت که قبل از سال 2000 ذهن ها آماده ی پایان دنیا بود در سال 2000 این اتفاق نیفتاد اما سال 2001 به دو کشور حمله شد( دقیقا 11 سال بعد از سخنرانی پدر جرج واکر بوش که این سخنرانی در یازدهم سپتامبر 1990 به وقوع پیوسته بود). این که چرا حمله به این دو کشور حمله شد در این جا چشم پوشی میشود . به نقل از یک استراتژیست ماجرا بر روی یک ضرب المثل خلاصه میشود : مردم را به درد بگیرید تا به تب رضایت بدهند. یعنی این که به مردم بگویی دنیا نابود میشود اما به واسطه این القا به دو کشور، با اهداف متعدد حمله کنید. و مردم در ذهن خود این طور میگویند که "چه خوب شد که دنیا پایان نگرفت و ما حاضریم به جای آن به دو کشور حمله شود (به تب رضایت میدهند)"

با این تحلیل دریافتیم که پروژه پایان دنیا، تنها یک برگ برنده است تا به هدف خود برسند. بعد از ماجرای دورغین حمله به برج ها توسط القاعده؛ پروژه نابودی اسلام و که به دنبال آن جنگ آرماگدون خواهد بود مطرح شد . آنان زمینه را از قبل فراهم کرده بودند که جرج واکر بوش همانی است که قرار است جنگ آرماگدون را بعد از 7 سال رقم بزند. به همین دلیل قرار بود سال 2007 به ایران که از قول خودشان اصلی ترین دشمنشان است حمله شود طبق گفته اتاق های فکری آمریکایی دشمن اصلی آنان مسلمانان اند اما مسلمانان شیعه آن هم نه هر شیعه ای شیعه ای که تحت تفکر آیت الله (امام) خمینی است . اما قبل از حمله به ایران لازم بود اصلی ترین سنگر ایران را نابود سازند به همین دلیل سال 2006 به لبنان که محل حضور حزب الله لبنان بود؛ حمله کردند اما سومین ارتش دنیا نتوانست چند هزار شیعه را شکست دهد. 

در اتاق های فکری آمریکا یک استراتژیست این طور اعلام کرد که آمریکا مقابل ایران شکست خورد. بعد توضیح میدهد که لبنان سنگر ایران و اسرائیل سنگر امریکا(صهیون) است و اگر اسرائیل که سومین ارتش دنیاست نمیتواند چند هزار جوانی که تجهیزات قابل ملاحظه ای را شکست دهد ما چگونه میتوانیم جلوی ایران با این همه تجهیزات بایستیم ؟ . به همین جهت آنان دریافتند که با این اوضاع نمی توانند جلوی ایران باستند. به همین جهت پروژه را به سال 2012 منتقل کردند (دقیقا 11 سال بعد از ماجرای یازدهم سپتامبر ) . 

بعد از سال 2006، شاهد انگاره هایی از پایان دنیا در سال 2012 هستیم به طوری که چندین فیلم در همین زمینه بعد از 2006 ساخته شد به عنوان مثال : 

1- در فیلم نکست (Next -2007) نشان میدهد که بر اساس رمز گشایی از چند نقاشی جهان در سال 2012 نابود میشود .

2- در فیلم به سمت 2012  (Postmodern Times: Toward 2012) محصول 2007 باز بر این انگاره تکیه میشود 

3- در فیلم 2012 روز پایان یا آخرالزمان ( Doomsday 2012 - The End of Days) در سال 2007 بر همین فرض تکیه میشود. 

4- در فیلم من افسانه هستم (I Am Legend) در سال 2007 نشان داده میشود که سال 2012 شده و همه مردم بر اثر بیماری نابود شده اند. 

5-  فیلم 2012 آخرالزمان (2012 Doomsday) در سال 2008 ساخته میشود . 

6- در سال 2008 در فیلم مسابقه مرگ (Death Race) نشان داده شده که مسابقات خشن جنون امیز برگذار میشود که انگاره نابودی در این سال را بر ذهن مخاطب جا میاندازد . 

7- در سال 2009 در فیلم 2012 علم یا موهومات (2012: Science or Superstition) نشان داده میشود که 2012 یک علم است یا به عبارت دیگر یعنی این که قابل پیش بینی است . 

8- در سال 2009 فیلم 2012 آگاهی (2012: An Awakening) ساخته میشود . 

9- در سال 2009 فیلم تلویزونی، 2012 اسرار شگفت انگیز (2012: Startling New Secrets) را میسازند. 

10 - در فیلم جاده (The Road) جهان وحشتناک بعد از جنگ جهانی را نشان میدهد که اشاره به جنگ 2012 دارد.

11 - در سال 2009 فیلم 2012، ما آماده ایم برای آن(2012: We're Already in It) ساخته میشود . 

12- در سال 2009 فیلم 2012 ساخته میشود که کاملا روشن اعلام میکند که جهان نابود شده است . 

13- در فیلم ابر ستاره (2012: Supernova) در سال 2009 اشاره به پایان دنیا دارد 

14- در سال 2010 فیلم2012، قرارداد دفاعی(Defcon 2012) ساخته میشود که اشاره به جنگ موجودات بیگانه در سال 2012 دارد. 

و ...

به همین دلیل ذهن ها کم کم آماده ی سال 2012 میشود. جالب این جاست که با نشان دادن این انگاره ها جستجوی مردم در باره ی "2012" در این میان به شدت افزایش میابد 

 



 

بنابراین در این سال 2012 آنان میخواهد که ما فرض کنیم که جهان نابود  خواهد شد اما باز هم استراتژی "مردم را به مرگ بگیرید تا به تب راضی شوند" در این جا رقم خورده است .

زلزله ژاپن و ارتباط احتمالی آن با پروزه پایان دنیا 

 


در انگاره های پایان دنیای صهیون در سال 2012 چند عامل برای نابودی زمین آمده است که یکی از آن ازدیاد زمین لرزه هاست که یکی از نشانه های اصلی پایان دنیا از دید صهیون هاست .ب همین جهت آنان باید این انگاره را محقق سازند اما چگونه ؟ 

حدود 2 سال پیش مطلبی منتشر شد که نشان داده بود که پروژه ای با نام هارپ (harrp) به واسطه امواج به سمت لایه یونوسفر میتواند موجب ایجاد زلزله شود. اما هیچ شواهد قطعی برای اثبات این مدعا وجود نداشت ولی آمار های افزایش چشم گیر زلزله بعد از پایان یافتن این پروژه در چند سال پیش نشان خوبی بر اثبات این فرض بود. هم چنین گذاخته شدن لایه یونوسفر تنها چند دقیقه قبل از زلزله سیچوان چین در سال 2008، یکی دیگر از فرض های حقیقی بودن این نظر بود. 

البته عده هم انتشار این مطلب را افزایش ترس دیگران از قدرت آمریکا دانسته بودند که البته فرض آنان هم نادرست نیست . اما به هر جهت با فرض صادق دانستن ایجاد زلزله مصنوعی به وسطه هارپ یا عوامل دیگر، زلزله ژاپن را بررسی میکنیم : 

همان طور که اشاره شد این زلزله جز هفتمین زلزله پرقدرت دنیا به حساب آمده که نشان از کم بودن زلزله ها در این مقیاس دارد . ولی چرا ژاپن ؟ ژاپن جز کشور هایی بود که بعد از جنگ جهانی دوم، شروع به پرورش خود در زمینه صنعت و اقتصاد کرد. بعد از جنگ جهانی دوم، ارتش ژاپن نابود شد و ظاهرا آمریکا طی قراردادی، امنیت این کشور را تامین خواهد کرد. ژاپن جز سومین اقتصاد جهان به حساب میآید. کشوری که مردم آن با این که ضریب هوشی متوسطی دارند اما پشتکار آنان موجب پیشرفته حیرت انگیز آنان در صنعت و اقتصاد شده است. 

بعد از انفجار بمب های هسته ای آمریکا در هیرشیما در مدار 66 و 33 درجه، امپراتور ژاپن در پیامی به مردم خود اینگونه گفت که دشمن به یک سلاح اهریمنی مجهز شده ما جنگ را پایان میدهیم اما بدانید که در آینده جنگی را آغاز خواهیم کرد. ظاهرا به واسطه ی همین تفکرات ژاپنی و پشتکار آنان آمریکایی ها احساس کردند که ارتش ژاپن منحل شود چرا که از آنان بعید نیست که بمبی اتمی را در یک فشنگ جای دهند ! اما طی اخبار رسیده ژاپن در چند وقت اخیر توانسته دارای ارتش شود. 

بررسی زمانی وقوع حادثه  

همان طور که میدانید ماسون ها وقتی بخواهند عملی را انجام دهند؛ نشانه ها و نماد های خود را در آن سرزمین قرار میدهند. مثلا پرتاب بمب لیتل بوی و فت من در مدار 33 و 66 (33+33) که 33 از اعداد مقدس آنان است . 

زلزله در روز 11 مارس 2011 به وقوع پیوست . خب میدانید که 11 مقدس ترین عدد برای ماسون هاست 

این زلزله بزرگ ترین حادثه در تاریخ ژاپن بهد از جنگ جهانی دوم به حساب می آید بنابراین جالب است که از پایان جنگ جهانی دوم تا این زلزله حدود 66 (33 + 33) سال میگذرد  .و جالب تر این که از آغاز جنگ جهانی تا سال وقوع حادثه حدود 72 سال گذشته (72 از اعداد قدرت ماسون هاست )است . 

از پایان جنگ جهانی دوم تا سال وقوع زلزله حدود 792 ماه گذشته است با بررسی هایی که انجام دادیم به نتایج جالبی رسیدیم : 

792 عددی است که از ضرب چند عدد مقدس ماسون ها به دست می آید: 

792 = 69×33+11

792= 72 ×11

792=(33×13+9 )+(66)

امسال که سال 2011 است باید منتظر حوادث بزرگی باشیم چرا که ما در مقدس ترین عدد ماسون ها که 11 است قرار داریم . بنابراین مثلا در تاریخ 2011.11.11 که 3 یازده در آن قرار گرفته احتمالا حادثه بزرگی شکل خواهد گرفت . جالب تر این جاست که روز پایان دنیا از دید ماسون ها در تاریخ 2012.12.21 است که مجموع آن (2+0+1+2+1+2+2+1) عدد 11 میشود. 

این بررسی ها تنها به خاطر این بود که نشان دهیم که ممکن است که زلزله ژاپن که در تاریخ و اعداد ماسونی به شکل اتفاقی قرارگرفته شاید آغاز پروژه پایان دنیا باشد حال آنکه باید منتظر زلزله هایی از این قبیل در سراسر دنیا باشیم به عنوا مثال 2011.03.24 یعنی 13 روز بعد از زلزله ژاپن زلزله ای با قدرت 7 ریشتر میانمار و تایلند را لرزاند .(لینک مطلب از فارس

 

واقعا چقدر جالب است!

تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک